پرسشنامه بررسی تاثیر استراتژی های رقابتی تمایز و رهبری هزینه بر استانداردسازی شرکت و عملکرد صادرات
واژه “تمرکز هزینه” و “تمرکز تمایز” ممکن است کمی گیج کننده باشد، چرا که ممکن است به صورت “تمرکز بر هزینه” و یا “تمرکز بر تمایز” تعبیر شوند. به خاطر داشته باشید که تمرکز هزینه به معنی تأکید بر حداقل سازی هزینه ها در یک بازار کانونی می باشد و تمرکز تمایز نیز به معنی دنبال کردن تمایز استراتژیک در یک بازار کانونی است.
استراتژی رهبری هزینه
استراتژی های عمومی پورتر روشهایی هستند برای کسب مزیت رقابتی- به کلامی دیگر، توسعه دادن تیغه ای که شما را به فروش رسانده و رقبایتان را از آن دور کند. دو روش اصلی برای رسیدن به این هدف از طریق استراتژی رهبری قیمت وجود دارد.
افزایش سود توسط کاهش هزینه ها در حالیکه کالای خود را با میانگین قیمت ها در صنعت مورد نظر ارائه می دهید.
افزایش سهم بازار از طریق تعیین قیمت های پایین تر، در حالیکه هنوز بدلیل کاهش هزینه ها سود منطقی ای بر هر فروش بدست می آورید.
به خاطر داشته باشید که رهبری هزینه ها درباره حداقل سازی هزینه ها سازمان در تحویل کالاها و خدمات است. هزینه یا قیمت پرداخت شده توسط مشتری مبحث دیگری است که از این مبحث بایستی جدا در نظر گرفته شود.
بودن در بین تولیدکنندگانی که با حداقل هزینه تولید می کنند به اندازه کافی خوب نیست چرا که شما خود را در معرض حمله دیگر تولید کنندگانی که می توانند با کاهش هزینه ها قیمت های شما را شکسته و تلاش شما را برای افزایش سهم بازار بلوکه کنند قرار می دهید
بنابراین لازم است قبل از انتخاب مسیر رهبری بازار از اینکه می توانید به موقعیت اول دست یافته و آن را حفظ کنید اطمینان داشته باشید. شرکت هایی که در دست یابی به رهبری هزینه ها موفق هستند معمولاً دارای ویژگی های زیر هستند:
به سرمایه لازم برای سرمایه گذاری در تکنولوژی ای که هزینه های آنها را پایین آورد دسترسی دارند.
لجستیک کاملاً کارایی دارند.
هزینه های اولیه پایین دارند (از قبیل نیروی کار، مواد اولیه، تجهیزات) و روشی برای کاهش مداوم هزینه ها به کمتر از آنچه دیگر رقبا ارائه می دهند.
استراتژی تمایز
تمایز به معنی متفاوت و جذاب ساختن محصولات و خدمات سازمان خود از رقبا است. برای موفق شدن استراتژی تمایز سازمان به موارد زیر احتیاج دارد:
تحقیقات، توسعه و نوآوری خوب
توانایی تحویل محصولات و خدمات با کیفیت بالا
بازاریابی و فروش مؤثر، به طوری که بازار مزایای ارائه شده توسط تمایز مورد نظر را درک کند.
سازمان های بزرگ که استراتژی تمایز را دنبال می کنند بایستی نسبت به فرایند توسعه محصولات جدید خود گوش به زنگ باقی بمانند در غیر این صورت ممکن است با خطر حمله رقبایی که استراتژی های “تمایز متمرکز” در بخشهای متفاوت بازار را دنبال می کنند، رو به رو شوند.
استراتژی تمرکز
شرکت هایی که از استراتژی های تمرکز استفاده می کنند، بر بازار ویژه ای متمرکز شده و با درک پویایی های بازار و نیازهای منحصر به فرد مشتریان آن، محصولات منحصر به فرد ویژه یا با حداقل هزینه را برای بازار تولید می کنند. از آنجایی که آنها به مشتریان در بازار خود به طور بی نظیری خدمت می کنند، وفاداری برند قوی ای را در بین مشتریان خود ایجاد می کنند. این باعث می شود بخش بازار ویژه آنها برای رقبا از جذابیت کمی برخوردار باشد.
همچون استراتژهای بازارهای گسترده (در مقابل متمرکز)، انتخاب استراتژی تمایز و یا هزینه زمانی که استراتژی تمرکز را به عنوان استراتژی اصلی خود انتخاب کرده اید هنوز با اهمیت است. استراتژی تمرکز به طور طبیعی و به تنهایی کافی نیست.
اما چه از استراتژی تمرکز هزینه استفاده کنید و یا از استراتژی تمرکز تمایز، کلید موفقیت یک استراتژی تمرکز عمومی این است که مطمئن شوید که به عنوان یک نتیجه خدمت کردن انحصاری به آن بازار خاص ارزشی مازاد را به آن افزوده اید. اینکه سازمان شما به دلیل کوچک بودن به جای تمرکز بر بازار گسترده تمرکز خود را بر روی یک بخش بازار گذاشته است کافی نیست (اگر این کار را انجام دهید، شما با ریسک رقابت با محصولات شرکت هایی که دسترسی بهتری به منابع داشته و در بازار گسترده فعالیت می کنند مواجهه خواهید شد.).
ارزش مازادی که اضافه می کنید می تواند به کاهش هزینه ها کمک کند (مثلاً از طریق دانش تهیه کنندگان متخصصتان) یا باعث افزایش تمایز شود (از طریق درک عمیق نیازهای مشتریانتان).
انتخاب استراتژی عمومی صحیح
انتخاب اینکه چه استراتژی عمومی ای را دنبال کنید دیگر تصمیمات استراتژیک شما را تحت تأثیر قرار می دهد بنابراین ارزش این را دارد که برای پیدا کردن استراتژی مناسب وقت بگذارید.
شما بایستی حتماً در مورد استراتژی مورد نظر خود تصمیم بگیرد: پورتر در این زمینه هشدار داده است که با انتخاب بیش از یک استراتژی نمی توانید ریسک خود را حداقل سازید. یکی از مهمترین دلایلی که لازم است حتماً تصمیم گیری کنید این است که برای اینکه هر استراتژی ای را بتوان اجرا کرد نیاز است از افراد مختلفی کمک بگیرید. در رهبری هزینه نیاز به یک تمرکز داخلی بسیار دقیق بر جزئیات در فرایندهای داخلی دارد. استراتژی تمایز از طرف دیگر به رویکرد بسیار خلاقانه برای مواجهه با مسائل خارجی دارد.
بنابراین، هنگامی که نوبت به انتخاب اینکه کدام یک از سه استراتژی عمومی مناسب شما است می رسد، مهم است که قابلیت ها و توانمندی های سازمانتان را در نظر داشته باشید.
دنبال کردن مراحل زیر به انتخاب شما کمک خواهند کرد:
گام اول: برای هر استراتژی عمومی انجام تجزیه و تحلیل SWOT Analysis برای توانمندی ها و ضعف ها و فرصت و تهدیداتی است که در صورت انتخاب آن استراتژی با آنها روبه رو خواهید شد.
با انجام این کار، برای سازمان شما مسلم خواهد شد که در صورت انتخاب کدام استراتژی عمومی ای ممکن است موفقیتی عایدش نشود.
گام دوم: از تجزیه و تحلیل Five Forces Analysis برای درک ماهیت صنعتی که در آن فعالیت می کنید استفاده کنید.
گام سوم: تجزیه و تحلیل SWOT گزینه های استراتژیک امکان پذیر را با نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل Five Forces مقایسه کنید. برای هر گزینه استراتژیک، از خود بپرسید که چطور می توانید آن استراتژی را برای موارد زیر استفاده کرد.
قدرت عرضه کننده را کاهش داده یا مدیریت کرد
قدرت خریدار یا مشتری را کاهش داده یا مدیریت کرد
بر قله رقابت با رقبا ایستاد.
تهدید جایگزین شدن را کاهش داده یا حذف کرد.
تهدید ورود تازه واردان را کاهش یا داده یا حذف کرد.
استراتژی عمومی ای را که به شما قدرتمندترین گروه گزینه های فوق را می دهد انتخاب کنید.