این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف بررسی تأثیر رفتار برنامه ریزی شده بر آمادگی به اعتیاد (نگرش نسبت به رفتار، كنترل رفتار درك شده، هنجارهای ذهنی، آمادگی به اعتیاد)
تعداد سوال: 32
تعداد بعد: 4
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
منبع: محقق ساخته (سفارش)
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: 32000 تومان

تعريف اعتياد:
اعتياد واژهاي است كه امروزه به عنوان وابستگي به مواد ياد ميشود.
وابستگي به مواد: تمايل شديد فرد به مصرف يك ماده كه به صورت يكسري علائم رفتاري، شناختي و جسمي تظاهر كرد. و به نحوي كه فرد مواد را به رفتارهاي ديگر ترجيح دهد.
(شوراي نويسندگان،1379) ص:15
اعتياد يك بيماري اجتماعي است كه عوارض جسمي و رواني دارد و تا زماني كه به علل گرايش توجه نشود، درمان جسمي و رواني براي مدت كوتاهي نتيجه خواهد داد و معتاد دوباره گرفتار مواد مخدر ميگردد. (فرجاد،1377) ص:22
تاريخچه مصرف مواد مخدر:
اولين بار درسال 1804 مرفين در طب براي رهايي از درد عمليات جراحي و دردهاي بعد از عمل مورد استفاده قرار گرفته است و لذتي كه بعد از تزريق و مصرف مرفين به بيمار دست ميدهد به خارج از بيمارستان انتقال پيدا نمود و مورد استفاده قرارگرفته است.
در اين انتقال كاركنان بيمارستان براي استفاده مادي نقشي داشتهاند. هروئين نيز در سال 1898 براي اولين بار به صورت گرد سفيد رنگ مورد استفاده قرار گرفت و متأسفانه به علت اثرات روحي كه در آغاز به آنها است ميداد از مصرف آن احساس لذت ميكردند و كمكم به آن وابستگي جسمي و رواني پيدا ميكردند. چون كاربرد داروهاي مخدر ابتدا براي لذت روحي و شادماني و همچنين شديد وطولاني كردن لذات جسمی و تأخير در ارضاء جنسي و شهوت در موقع مقاربت ميباشد افراد زيادي به آن گرايش پيدا نموده و معتاد ميشوند ولي متأسفانه پس از مدتي مصرف، لذات فوق فقط به صورت احتياج جسمي و رواني در ميآيد.
تاريخچه مصرف ترياك به قرنها پيش حتي خيلي قبل از مرفين ميرسد چو در يكي از نقشههاي دولت آشور تصوير دستهاي از گل خشخاش ديده شده است. بقراط نيز از شيره خشخاش به عنوان داروي خوابآور و مسكن سخن گفته است. رازي و ابنسينا نيز از مصرف دارويي ترياك سخن گفتهاند. هنديها كه در مورد مصرف ترياك تعصب خاصي دارند و ترياك را دارويي آسماني و شفابخش ميدانند آنرا بهترين درمان كليه آلام جسمي و روحي ميدانستهاند و حتي معتقد بودند كه پليديهاي انسان مانند خشم و غضب و حسد و هوي و هوس را نيز از انسان دور ميكند ولي متأسفانه دولتهاي استعمارگر از ترويج اين دارو در تغيير افكار و حركات مردم سوء استفاده كردند و به جنبه درماي آن توجه نداشتهاند.(فرجاد،1377) ص:104
در ايران پايهگذار و رواج دهنده مواد مخدر، عوامل استعمارگر انگلستان بودند كه در زمان صفويه راههاي گشت خشخاش و استفاده از ترياك را رواج دادند و به تدريج در عصر قاجاريه كشت خشخاش و خريد و فروش ترياك را متداول كردند و تا آگاهي و كمبود رشد فرهنگ جامعه نيز عامل موثري در جهت بهرهبرداري استعمارگران براي گسترش كشت خشخاش و اعتياد به ترياك گرديد. به طوري كه پزشكان انگليس ترياك را به عنوان داروي موثر براي درمان بيماريهاي مختلفي همانند سردرد، دندان درد، گوش درد و… تجويز ميكردند. چندي نگذشت كه اين ماده مخدر به صورت داروي خانگي درهر خانه راه يافت(استانداري يزد،1365) ص:73
سبب شناسي اعتياد
الف: عوامل فردي در گرايش به اعتياد
1- مشخصات دموگرافيك معتادان: علل گرايش به اعتياد عوامل متفاوتي از جمله فردي ، خانوادگي و اجتماعي را شامل ميشود.
2- صفات شخصيتي مستعد كننده اعتياد
3- استرسيهاي فردي و اعتياد
4- تاثير بيماريهاي جسمي و رواني بر اعتياد من جمله افسردگي، اضطراب
ب: عوامل خانوادگي مستعد كننده اعتياد
1- ارتباط نوع تربيت فرزندان با شروع اعتياد
2- بيتوجهي به نيازهاي اعضاء خانواده
3- اختلافات خانوادگي
4- فقدان والدين و آسيبهاي اجتماعي
5- الگوهاي خانوادگي و اعتياد
ج: برخي عوامل اجتماعي زمينهساز اعتياد.
1- تأثير روابط دوستان و همسالان
2- عوامل تحصيلي موثر در اعتياد دانشآموزان
3- نقش محل سكونت در شيوع اعتياد
4- تاثير عوامل فرهنگي در گرايش به اعتياد
برخي صفات شخصيتي مستعد كننده اعتياد:
– افرادي كه رفتارهاي آنها غيرقابل پيشبيني است و به عواقب رفتار خود نميانديشند اگر مواد در اختيار آنها قرار بگيرد بدون توجه به پيامد آن مصرف ميكنند .
– افرادي كه خلق ناپايدار دارند يعني بدون علت خوشحال و يا ناراحت مي شوند.
– كساني كه رفتارهاي خود آزارانه داشته
– افرادي كه وقتي احساس ناكامي و شكست مي كنند
– افرادي كه در پي جلب توجه ديگران هستند و به آساني تحت تأثيرديگران قرار ميگيرند.
*(شوراي نويسندگان،1379) ص:63
عوامل اجتماعي و فرهنگي
1- خانواده:
خانواده يكي از مهمترين عوامل محيطي اجتماعي و فرهنگي است كه در سوء مصرف مواد سهيم ميباشد به ترتيبي كه اكنون دلايل مؤكدي مبني بر نقش ساختاري خانواده درمصرف، سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد مشاهدات تجربي براساس نظرگاههاي مختلف نسبت به رابطه ميان خانواده و وقوع وابستگي در اعضاء از يكديگر متفاوت و قابل تمايز ميباشند به تاكيد چيريلو و همكاران وسيعترين بررسيها درباره خانوادههايي با يك عضو معتاد به مواد كه در ايالات متحده آمريكا انجام شده است.(همان منبع) ص:111
2- رابطه زناشويي والدين
اغلب مواقع خانواده و به ويژه روابط زناشويي والدين عامل واسطهاي براي مسائل و مشكلات است كه براي فرزندان پيش ميايد چنين ارتباطي از بسياري جهات فهم تحول و رشد كودكان و فرزندان در خانوادهها را پيچيده مينمايد متغيرهاي مربوط به روابط زناشويي والدين نسبت به روابط والدين كودك داراي تأثيرات مستقيم كمتري برآغاز سوء مصرف در فرزندان است اما با عوامل خطر ديگر كه بر مصرف مواد در فرزندان تاثير دارد تعاملي تنگاتنگ دارد بعضي محققان من جمله را بينز بر پايه پژوهشهاي خود پي بردهاند كه تعارضهاي زناشويي و خانوادگي با بزهكاري و مصرف مواد توسط فرزندان و كودكان خانوادهها مرتبط هستند (همان منبع) ص:113
3- مصرف مواد توسط والدين و حيطه شخصيتي والدين
مصرف مواد توسط والدين با مصرف مواد توسط فرزندان ارتباط دارد چنين ارتباط و انتقالي از جانب والدين به فرزندان شايد ژنتيكي و شايد هم بازتابي از فرآيند الگوبرداري از والدين باشد در حقيقت نه تنها مصرف مواد توسط والدين داراي اهميت است بلكه نگرشهاي والدين نسبت به مواد نيز در اين بين نقش بازي ميكنند والديني كه نسبت به مصرف مواد شكيبايي و تحمل نشان ميدهند احتمال بيشتري دارد فرزنداني داشته باشند كه مصرف كننده مواد باشند ويژگيهاي شخصيتي والدين در مصرف مواد توسط فرزندان نيز اهميت دارد اما تاثير اين عوامل تحت تاثير ارتباط با ديگر عوامل ميباشد عامل مهم براي والدين اين است كه جهت همانند سازي فرزندان با خود رفتارها و ارزشهاي رسمي و مطلوبي به آنها ارائه دهند به ويژه درمورد مادران، فقدان سازگاري روانشناختي يكي از عوامل تعيين كننده در مصرف مواد توسط فرزندان است. (همانمنبع) ص:114
4- خواهران و برادران
نوجواناني كه خواهر يا برادر مصرف كننده مواد دارند گرايش آنها به مصرف مواد احتمالاً افزايش مييابد در حقيقت تأثير شخصيت يك برادر بزرگتر بر شخصيت برادر كوچكتر به فرآيند همانند سازي و الگوبرداري قابل انتساب است اين همانند سازي احتمال داردكه به ارزشها نگرشها و جهتگيريهاي رفتاري مشترك منجر شود. روابط خواهر و برادران كه با ويژگي كشمكش بيشتر ميان خواهران و برادران مشخص ميشود به صورت زير با يكديگر ارتباط مييابند. روابط نابسامان خواهران و برادران منجر به تنش و فشار دروني بيشتر ميشود پس اين تنش، رفتار و نگرشهاي رسمي كمتري را در ارتباط ميان خواهران و برادران بوجود ميآورد و در پايان احتمال مصرف مواد را چنين روابطي افزايش ميدهد. روابط خواهران و برادران همچنين با عوامل مربوط به والدين، تعامل دوسويه دارد (همان منبع) ص:117 و 118
5- همسالان
گرايش به مصرف مواد در نوجوانان و جوانان بيش از والدين تحت تأثير همسالان قراردارد عليرغم اينكه تمركز اصلي در بحث مربوط به رابطة همسالان در گرايش به مصرف مواد بر روي اثرات مستقيم اين رابطه است ولي بايد توجه داشت كه عوامل ديگري چون صميمت دوستان، پايبندي به ارزشهاي اجتماعي وپيشرفت تحصيلي نيز ميتواند در حفاظت از گرايش به مصرف مواد اهميت داشته باشد در واقع بايد احتمال عليت متقابل و احتمال وجود حلقههاي بازخوردي ميان مصرف مواد توسط دوستان و مصرف مواد توسط فرد را همواره در نظر گرفت نوجواناني كه مصرف كنند. مواد هستند احتمالاً بيشتر با دوستاني كه سوء مصرف كننده مواد هستند ارتباط دارند و اين ارتباط خود شانس درگيري بيشتر با مواد و ماندن در وضعيت يك مصرف كننده را افزايش ميدهد (همان منبع) ص:133
6- انتظارات و نگرشهاي فرهنگي و اجتماعي
بيلز طي مطالعات خود برروي جوامع مختلف اظهار ميدارد كه بروز شيوع اعتياد در يك جامعه به سه عامل فرهنگي بسيار مهم وابسته است:
1- ميزان تنش و فشار دروني كه در اثر فرهنگ بوجود ميآيد
2- تشويق مصرف مواد از طريق فرهنگ
3- ميزان آمادگي و شرايطي كه هر فرهنگ براي جانشين ساختن احتياجات ارضاء نشده و سازگاري با تنش و اضطراب آماده ميسازد.
برداشت و نگرش هرجامعه نسبت به مواد و افراد معتاد از عوامل مهمي به شمار ميرود كه در گسترش اعتياد نقش بازي ميكند نگرشها و برخورد جوامع و فرهنگهاي گوناگون در مراحل اوليه شيوع مواد به دليل اثرات مثبت درماني آن به نوعي مثبت بوده ولي به مرور با فراگير شدن مصرف مواد و گسترش اعتياد و پيوند يافتن آن با بسياري از مشكلات اجتماعي از جمله جرم و جنايت و مشكلات خانوادگي تبديل به طرد و جهتگيري مقابلهاي شده است. (همان منبع) ص:134
واكنشهاي اجتماعي در برابر اعتياد
معمولاً واكنش اجتماعي مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده است. بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه اعتياد را بيشتر يك مسئله شخص و فردي ميدانند نه اجتماعي، در حاليكه برعكس است وبيشتر مسئله و مشكل اجتماعي است نه شخصي در هند مصرف ماريجوانا و به حدي مصرف داردكه كاملاً عادي تلقي ميشود و حتي در برخي مجالس عروسي نوعي نوشيدني به ميهمان ميدهند كه تركيبي است از ماريجوانا و شيره آب ميوه ودر اين جشنها حتي افراد مذهبي هم ذائقه خود را با اين نوشيدني شيرين ميكنند و اگر آنها به مصرف اين مواد عادت كنند جاه و جلال خود را در جامعه از دست نخواهند دارد چون اين كار از نظر مردم غيرعادي نيست و اعتياد افراد مذهبي تنفر مردم عادي را بر نميانگيزد.
مصرف دارويي و مجلسي ترياك و مرفين به خصوص درمورد تخفيف و رهايي از دردهاي جسمي به داروسازان كمك كرده تا از ترياك و مشتقات آن داروهاي آرام بخش تهيه كنند و اغلب توسط پزشكان قديمي تجويز ميشده و به حدي مصرف زياد پيدا كرده كه حتي به صورت پاره فرهنگ جامعه درآمده است و در ايران درگوشه و كنار هركسي دردي داشته باشد بوسيله مردم پزشكنما فوراً برايش ترياك تجويز ميشود بدون اينكه بفهمند چه تأثير نامطلوبي دارد. در قرن 19 در آمريكا استفاده از مواد امري عادي بود ولي مردم به فرد معتاد با حالتي ترحمآميز نگاه ميكردند ولي آنها را بيمار اجتماعي نميدانستند ولي مردم بر اثر مبارزه دولت و منع فروش بدون تجويز طبيب كمكم اين عقيده مردم تغيير كرد و افراد معتاد را جزء جنايتكاران به حساب آوردند. درايران مصرف ترياك مدتها عادي و رايج بود و اغلب خانوادهها مقداري ترياك را در آب حل ميكردند و به كودكان خود ميداند تاشب راحت بخوابد به حدي كه كودكام به آن معتاد ميشدند و حتي مدتي هم خريد و فروش آزاد بود و اين باعث رواج مواد ميشد تا اينكه در ايران قوانيني وضع شد تا جلوي مصرف مواد را بگيرند. (فرجاد،1377) ص:95
نقش خانواده و اجتماعي كه در آن زندگي ميكنند:
نكات و موضوعاتي كه درخانواده مي تواند باعث سقوط و تباهي فرزندان شود:
1- كجروي
كجروي دامنه بسيار گسترده و انواع و اقسام دارد ميتواند جزئي باشد مانند رعايت نكردن محدوديت سرعت دررانندگي و تا مسائل بسيار بزرگتر و يكي از كجرويهاي خطرناك و ويرانگر قرن حاضر اعتياد است كه قسمت اعظم علت آن به خانواده بر ميگردد خانواده اولين اجتماعي است كه انسان با آن روبرو ميشود و ميتواند نقش اساسي درشكل گرفتن شخصيت و رفتار انسان داشته باشد به همين دليل محبت والدين به همان اندازه تغذيه سالم و واكسيناسيون و بهداشت براي سلامتي ضرورت دارد.
2- طلاق: بايد مواظب رفتار و صحبت خود در حضور كودكان باشند چرا كه هر رفتاري از قبيل بدگويي پشت سريكديگر- خط و نشان كشيدن و… ميتواند عواقب سوئي براي فرزندان داشته باشد و اين بي محبتي و طرد شدن از طرف والدين ميتواند باعث ايجاد انحراف در فرزندان شود.
3- ازدواج مجدد
ميتواند شرايط مختلفي را در برداشته باشد ممكن است كودك جديد از اين ازدواج حاصل شود يا نشود، والدناتني ممكن است فرزندي از قبل داشته باشد و با خود به اين خانواده بياورد. ملاقات با والدي كه جدا از فرزند زندگي ميكند. همه اينها ميتواند تأثيرات مختلف روي روحيه فرزندان بگذارد و ممكن است خطرناك باشد.
4- خشونت در خانواده: دراين خانوادهها معمولاً سرپرست خانواده خلافكار يا معتاد يا دچار بيماريهاي رواني است در خانواده گاهي اين خشنونت ازطرف زن اتفاق ميافتد كه معمولاً نادر است. معمولاً همراه با كتك خوردن زن و فرزندان همراه ميشود و اين كودكن براي پناه بردن به محيطي امن احتمال سقوط و لغزشي دارند
5- رفت و آمدها و معاشرتهاي ناسالم درخانواده
خانوادهاي كه با دوستان ناسالم رفت و آمد ميكنند. بد و خوب را به فرزندان خود تفهميم نميكنند و بعضاً يك سري كارها را به شدت منع ميكنند ولي خودشان در حضور فرزندان اين كار را انجام ميدهند مثلاً بساط تفريحات ناسالم مانند اعتياد را در حضور كودكان داير ميكنند.
6- پرداختن به كار و غافل شدن از حال و روز فرزندان:
پدر و مادراني كه خيلي كار ميكنند و از صبح تا شب حتي فرصت ندارند فرزندان خود را درست ببينند چه برسد كه با آنها صحبت كنند و نيازها و كمبودهاي آنها را بشنونند اين كودكان اگر چه از تفكر مالي درشرايط بهتري بسر ميبرند اما رفته رفته از نظر عاطفي دچار خلاء ميشوند و اين كودكان اين كمبود عاطفي را در همنشيني با دوستان و افراد ديگر جستجو ميكنند كه ممكن است دوستي ناباب يا شخص ديگري درزندگي او قرار گيرد و باعث انحراف و تباهي او شود. (لاله،1379) ص:84
آموزش مهارتهاي اجتماعي در مدرسه، آموزش حل مساله، آموزش نه گفتن دربرابر پيشنهاد مصرف، آموزش روشهاي مقابله با استرس وبسياري از آموزشهاي رفتاري – شناختي و اصلاح كننده نگرش افراد از دوران نوجواني ميتواند علاوه بر كاهش تنشها و استرسهاي فردي و خانوادگي و اجتماعي نقش كارسازي در جلوگيري از پناه بردن نوجوانان و جوانان به سوي مصرف مواد و الكل داشته باشد. رسانههاي گروهي دانشگاهها، وزارت بهداشت، و درمان و آموزش پزشكي و وزارت آموزش و پرورشي لازم است در جهت راه اندازي اين گونه آموزشها چه به صورت عمومي و چه به صورت گروهي، خانوادگي و انفرادي اقدام نمايند.
(جي،ك،اش:1380) ص:30
ازديدگاه جامعه شناسي مهمترين و شايعترين اجزاي تشكيل دهنده شكل تظاهر فردي و اجتماعي به مواد مخدر توسط برخي پيش دادهها تعيين ميگردد كه مسئوليت رفتار اجتماعي بسياري از جوانان بر دوش آنهاست،
– در اولين نگاه متوجه خواهيم شد كه حجم مواد مخدر در بازار بسيار افزايش يافته در نتيجه دسترسي به آن آسان شده است.
– ظاهراً مصرف مواد مخدر هرچه بيشتر شكل مد روز به خود ميگيرد مانند لباس و موسيقي كه جوانان براي پذيرفته شدن در گروه همسالان، خود را با آن منطبق ميسازند.
– شتاب وارده برروند استقلال جوي جوانان به خاطر شرايط گوناگون اجتماعي خانواده، طولانيتر شدن دوران آموزش جوانان بسياري از والدين كه دست از حمايتهاي همه جانبه و سلطهگرانه فرزندان خود بر نميدارند همگي فاكتورهاي مهمي هستند كه مانع از تعريف شفاف دوران بلوغ ميشود در نتيجه باعث وابستگي به والدين ايجاد ميشود و فاصله سالم و قبول مسئوليت فردي را به تأخير مياندازد.
* (استفانوچيربلو،1379) ص:121
نظريههاي مورد استفاده در امر پيشگيري
نظريه بيهنجاري:
دراين نظريه. كه ريشه در نظريات اميل دوركيم، جامعهشناسي فرنسوي دارد به عواملي اصلي تضعيف معيارها و هنجارهاي اجتماعي پرداخته و چنين مطرح ميشود كه سستي ارزشيها و هنجارهاي اجتماعي- فرهنگي موجب روي آوردن افراد به مواد مخدر و اعتياد ميشود. تحولات سريع صنعتي- اقتصادي و به تبع آن تغييرات سريع در گستره اجتماعي مانند شهرنشيني، نوسازي، تضعيف باورها، ارزشيها و سنتهاي فرهنگي مذهبي، ملي و موروثي، متزلزل شدن ساختار سنتي خانواده، همه موجب تغيير در هويت افراد شده و باعث ميشوند تا رفتار سنتي آنات تغيير نمايد. جالب توجه اين كه پيشرفت بر گسترش شاخصهاي توسعه كه خود، گواهي بر تغيير جوامع سنتي هستند، رابطه مبتني با ميزان شيوع مواد مخدر دارندو مثلاً به نظر ميرسد در شهرها مصرف مواد مخدر بيش از روستاهاست. يا در خانوادههايي كه در معرض نوگرايي قرار داشته و بافت سنتي خود را از دست داده يا در حال از دست دادن هستند، اعتياد رايجتر است. (باوي ساسان، 1388)
نظريه انزواطلبي مرتون:
اين نظريه روايت ديگري از نظريه بيهنجاري است و بيشباهت به نظريه پيرامونگرايي كه اخيراً رواج گستردهاي يافته، نيست طبق اين نظريه، چون جوامع مدرن اغلب به موفقيت فردي اصالت داده و كسب آن در گروه مشاركت فعال اجتماعي، داشتن كار مفيد بهرهمندي مناسب از ثروت مادي، سواد مناسب با موفقيت اجتماعي فرد و غيره است محروميت از هريك از اينها به پيراموني شدن و انزواطلبي فد منجر ميشود و در چنين شرايطي يا در شرايطي كه فرد خود را با نگرشها، باورها، ارزشها و هنجارهاي حاكم بر جامعه بيگانه مييابد و يا حداقل خود را با آنها يگانه نمييابد از جامعه جدا شده ودر انزواطلبي بيشتر قرار ميگيرد اين قبيل افراد عموماً كساني هستند كه يا قادر به تطابق خو با محيط نيستند ويا از تطبيق محيط با خود ناتوانند و بنابراين براي گريز از اين موقعيت به مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي روي ميآورند جالب آنكه همين راه فرار خود عامل مهم در تقويت پيراموني شدن اين افراد است افرادي كه احساس موفقيت نميكنند اغلب تنگدست و فقير يا بيكارند سواد كافي يا موقعيت اجتماعي مناسب ندارند درگير روابط به خانوادگي هستند يا حتي در صورت فقدان مشكلات مذكور، ارزشهاي حاكم بر جامعه را قبول ندارند بيشتر در معرض انزواطلبي و احتمالاً سوء مصرف مواد مخدر هستند چرا كه يكي از مهمترين دلايل انزواطلبي تغيير برداشت خود از واقعيت از طريق مصرف اين گونه مواد است و معمولاًمصرف داروهايروانگردان را يكي از راههاي فرار از واقعيت مطرح ميكنند. (همانمنبع)
نظريه برچسب زني
اين نظريه بيشتر درنوشتههاي بكر به چشم ميخورد كه به تعامل گرايي يا روابط متقابل نمادين پرداخته است. اين نظريه معقتد است كه تفكر و رفتار افراد مبتني بر پيامهايي است كه ازمحيط اطراف خود و از جمله از مردم كسب ميكنند اين نظريه نيز مانند دو نظزيه قبلي واكنش افراد نسبت به محيط خود را مبناي رفتار آنها قرار ميدهند طبق اين نظريه ساختار افراد درچارچوب توقعات و انتظارات ديگران از آنها شكل ميگيرد در زمينه اعتياد به مواد مخدر چنين مطرح ميشود كه نمادها، علائم، توقعات و رفتار كساني كه معتاد نيستند و ميتوانند به قول گيدنز تعاريف اخلاقي متعارف را به ديگران به قبولانند و به صورت رسمي يا غيررسمي نمايند، نيروهاي نظم و قانون هستند. منابع اصلي برچسب زني را فراهم ميآورند مثلاً با بروز علائمي از قبيل رنگ پريدگي، چشمان خمار، سست راه رفتن، شخص معتاد شناسايي ميشود و اگر تلقي ديگران اين باشد كه اعتياد جرم است شخص معتاد نه تنها از سوي جامعه طرد ميشود بلكه از ابتداييترين حقوق اجتماعي اش نيز محروم ميشود در مصاحبه با معتادان به مواردي از اين نوع برخوردار ميشود كه چنين را عامل اضطراب انزواطلبي ترس، صرفنظر كردن ازحقوق اجتماعي و غيره ميدانستند طبق اين نظريه برچسب زني هم باعث جدايي فرد از جامعه و رانده شدن او به پيرامون ميشود و هم موجبات تقويت گرايش او به اعتياد را فراهم ميآورد. (همان منبع) ص:189
نظريه انتقال فرهنگي:
اين نظريه به نظريه خرده فرهنگها نيز معروف است و در زمينه مصرف و سوء مصرف مواد مخدر اين گونه مطرح ميكند خرده فرهنگي كه بعضي از مردم به آن تعلق دارند در برگيرنده بينش ارزش و هنجارهاي معيني است كه به نحوي مصرف و گاهي سوء مصرف مواد را مجاز شمرده و يا با اغماض از كنار آن ميگذرد براي نمونه خرده فرهنگي وجود دارد كه استفاده از داروهاي غيرپزشكي مثلاً ترياك رامجاز ميشمارد اگرچه امروزه كمبود پزشك دارو تا حدود زيادي در ايران حل شده و به مسائل بهداشتي نيز توجه ميشود و مردم مجبور به استفاده از ترياك براي تسكين درد و رفع بيماري خود نيستند هنوز خرده فرهنگ استفاده از ترياك براي درمان انواع بيماريها در بين اقشار خاص از مردم رايج است تا جايي كه براي تسكين درد در كودكان نيز به كار برده ميشود در ضمن براي هر دردي هرقدر هم مزمن باشد بوسيله افرادي پزشك نما فوراً ترياك تجويز ميشود بدون اينكه بفهمند چه تأثير نامطلوبي دارد و عوارض جسمي آن چيست و حتي بيتوجه به اين كه رهايي از درد موقتي است و ادامه استفاده از آن شخص را معتاد خواهد كرد به همين دليل هنوز نوعي اعتياد طلبي به ترياك درايران به خصوص در ميان بزرگسالان و پيرامون وجود دارد گاه مصرف مواد مخدر از ديدگاه فرد فرهنگي خاص جنبة مذهبي مييابد و درمراسم مذهبي از آن استفاده ميشود مثلاً گروهي از هنديها نه فقط ترياك را دارويي آسماني و شفا بخش و بهترين مسكن دردهاي جسماني ميدانند معتقدند ترياك تأثير معنوي بسيار قوي دارد و موجب دور شدن پليدهاي انسان ازجمله خشم، غضب، حسد، هوي و هوس نفساني ميشود. (باوس ساسان، 1388)ص:190
نظريه تعهد به رسوم، قواعد و تعلق اجتماعي:
نظريه كنترل اجتماعي اليوت و الگوي رشد اجتماعيها و كينز و ويس بر نقش تعلق عاطفي با همسالان به عنوان مهمترين علت مصرف مواد تاكيد ميكنند اين نظريهها عمدتاً براساس نظريات جامعهشناسي كلاسيك كنترل بنا شدهاند دراين نظريهها چنين فرض مي شود كه رفتارهاي اجتماعي در اكثرمردم وجود دارد ولي اين رفتارها تحت تأثير پيوندهاي قوي فرد با اجتماع خانواده، مدرسه و مذهب كنترل ميشوند اين در حالي است كه در بعضي ازنوجوانان ضعف رسوم و قواعد موجب ميشود كه وي چندان فشاري را در پيروري از معيارهاي مرسوم رفتاري احساس نكند در اين نظريات فقدان تعهد به اجتماع و ارزشهاي آن و عدم وجود موسسات و عوامل تسهيل كننده فراينده جامعه پذيري نظير مدارس و مذهب از مصاديق مهم اين نظريه است بنابراين نوجواني با چنين ويژگيهايي ارزشها و معيارهاي مورد قبول جامعه را دروني نميكنند و در واقع چنين افرادي احتمال بيشتري دارد كه با همسالاني احساس پيوند و وفاداري نمايند كه ماده مخدر استفاده ميكنند. (همان منبع) ص192
نظريه كنترل اجتماعي:
اين ديدگاه در مورد علل سست شدن تعهد فرد به جامعه و تعلق شكننده به الگوهاي نقش بيان ميدارد كه فشار يا فرسودگي براثر فاصله بين آرزوهاي نوجوانان و برداشت او از فراهم بودن شرايط لازم براي دستيابي به آن آرزوها تحقق پيدا ميكند براساس اين ديدگاه نوجوانان كه به دليل شرايطي نامساعد تربيتي و شغلي به اميدها آرزوها، اهداف تحصيلي و شغلي خويش نرسيده است نسبت به اجتماع و ارزشهاي آن تعهدي احساس نكرده و بيشتر به سوي همسالان منحرف كه مصرف مواد را تشويق مينمايند گرايش پيدا ميكنند علاوه براين اگر نوجوان ارتباط صميمانهاي با والدين نداشته باشد فشار درون خانواده دلبستگي نوجوان را به خانودهاي كه معمولاً مخالف مصرف مواد است تضعيف ميكند و به نوعي سبب گرايش به همسالاني ميشود كه معمولاً مشوق مصرف مواد هستند. فارينگتون بينظمي اجتماعي را عاملي كه بيانگر ضعف يا فروپاشي نمادهاي اجتماعي است ميداند به گونهاي كه ناتواني اين موسسات در كنترل رفتار شهروندان زمينههاي گسترش مشكلاتي نظير اعتياد را فراهم ميسازد بر اين اساس اگر نوجوانان در محلههايي زندگي كند كه جرم و بيكاري در آن زياد باشد مدارس كفايت لازم را ندارند و نهادهاي اجتماعي هم عملكرد ضعيفي دارند او نيز به ارزشها و قواعد اجتماعي پايبند نخواهد بود و احساس تعهدي نيز پديد نخواهد آمد همچنين احساس دلبستگي در خانواده از هم پاشيده و يا عدم وجود يكي از والدين و يا متاركه كمتر ميباشد. (همان منبع) ص:194
نظريه الگوي رشد اجتماعي:
هاوكينز و ويس طراحان اين نظريه براين باورند كه احساسي عدم تعهد نوجوانان به جامعه و قراردادهاي آن و احساس عدم صميمت با والدين و سيار الگوهاي نقش باعث گرايش فرد به همسالان مصرف كننده مواد مخدر ميشود در اين نظريه تاكيد برافراد، رشد اجتماعي و تعاملات اجتماعي آنهاست يعني تاثيري كه خانواده مدارس و همسالان بررفتار نوجوان دارند با رشد فردي نوجوان تغيير مينمايد به طوري كه والدين در سالهاي پيش از مدرسه معلمان در سالهاي مدرسه و پيش نوجواني و همسالان در دوره نوجواني بيشترين تاثير را دارند براساس اين ديدگاه اگر شرايط و فرصت كافي براي تقويت تعاملات نوجوان در خانه و مدرسه فراهم نشده باشد مهارتهاي بين فردي و تحصيلي او براي تعاملات موفق و مطلوب در خانواده و مدرسه كم باشد و سرانجام تعاملات وي با والدين و معلمان ضعيف باشد نوجوانان بيشتر به سوي همسالان مصرف كننده مواد روي ميآورند. (گلپرور،1382) ص:239
نظريه بيهنجاري:
دراين نظريه. كه ريشه در نظريات اميل دوركيم، جامعهشناسي فرنسوي دارد به عواملي اصلي تضعيف معيارها و هنجارهاي اجتماعي پرداخته و چنين مطرح ميشود كه سستي ارزشيها و هنجارهاي اجتماعي- فرهنگي موجب روي آوردن افراد به مواد مخدر و اعتياد ميشود. تحولات سريع صنعتي- اقتصادي و به تبع آن تغييرات سريع در گستره اجتماعي مانند شهرنشيني، نوسازي، تضعيف باورها، ارزشيها و سنتهاي فرهنگي مذهبي، ملي و موروثي، متزلزل شدن ساختار سنتي خانواده، همه موجب تغيير در هويت افراد شده و باعث ميشوند تا رفتار سنتي آنات تغيير نمايد. جالب توجه اين كه پيشرفت بر گسترش شاخصهاي توسعه كه خود، گواهي بر تغيير جوامع سنتي هستند، رابطه مبتني با ميزان شيوع مواد مخدر دارندو مثلاً به نظر ميرسد در شهرها مصرف مواد مخدر بيش از روستاهاست. يا در خانوادههايي كه در معرض نوگرايي قرار داشته و بافت سنتي خود را از دست داده يا در حال از دست دادن هستند، اعتياد رايجتر است. (باوي ساسان، 1388)
نظريه انزواطلبي مرتون:
اين نظريه روايت ديگري از نظريه بيهنجاري است و بيشباهت به نظريه پيرامونگرايي كه اخيراً رواج گستردهاي يافته، نيست طبق اين نظريه، چون جوامع مدرن اغلب به موفقيت فردي اصالت داده و كسب آن در گروه مشاركت فعال اجتماعي، داشتن كار مفيد بهرهمندي مناسب از ثروت مادي، سواد مناسب با موفقيت اجتماعي فرد و غيره است محروميت از هريك از اينها به پيراموني شدن و انزواطلبي فد منجر ميشود و در چنين شرايطي يا در شرايطي كه فرد خود را با نگرشها، باورها، ارزشها و هنجارهاي حاكم بر جامعه بيگانه مييابد و يا حداقل خود را با آنها يگانه نمييابد از جامعه جدا شده ودر انزواطلبي بيشتر قرار ميگيرد اين قبيل افراد عموماً كساني هستند كه يا قادر به تطابق خو با محيط نيستند ويا از تطبيق محيط با خود ناتوانند و بنابراين براي گريز از اين موقعيت به مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي روي ميآورند جالب آنكه همين راه فرار خود عامل مهم در تقويت پيراموني شدن اين افراد است افرادي كه احساس موفقيت نميكنند اغلب تنگدست و فقير يا بيكارند سواد كافي يا موقعيت اجتماعي مناسب ندارند درگير روابط به خانوادگي هستند يا حتي در صورت فقدان مشكلات مذكور، ارزشهاي حاكم بر جامعه را قبول ندارند بيشتر در معرض انزواطلبي و احتمالاً سوء مصرف مواد مخدر هستند چرا كه يكي از مهمترين دلايل انزواطلبي تغيير برداشت خود از واقعيت از طريق مصرف اين گونه مواد است و معمولاًمصرف داروهايروانگردان را يكي از راههاي فرار از واقعيت مطرح ميكنند. (همانمنبع)
نظريه برچسب زني
اين نظريه بيشتر درنوشتههاي بكر به چشم ميخورد كه به تعامل گرايي يا روابط متقابل نمادين پرداخته است. اين نظريه معقتد است كه تفكر و رفتار افراد مبتني بر پيامهايي است كه ازمحيط اطراف خود و از جمله از مردم كسب ميكنند اين نظريه نيز مانند دو نظزيه قبلي واكنش افراد نسبت به محيط خود را مبناي رفتار آنها قرار ميدهند طبق اين نظريه ساختار افراد درچارچوب توقعات و انتظارات ديگران از آنها شكل ميگيرد در زمينه اعتياد به مواد مخدر چنين مطرح ميشود كه نمادها، علائم، توقعات و رفتار كساني كه معتاد نيستند و ميتوانند به قول گيدنز تعاريف اخلاقي متعارف را به ديگران به قبولانند و به صورت رسمي يا غيررسمي نمايند، نيروهاي نظم و قانون هستند. منابع اصلي برچسب زني را فراهم ميآورند مثلاً با بروز علائمي از قبيل رنگ پريدگي، چشمان خمار، سست راه رفتن، شخص معتاد شناسايي ميشود و اگر تلقي ديگران اين باشد كه اعتياد جرم است شخص معتاد نه تنها از سوي جامعه طرد ميشود بلكه از ابتداييترين حقوق اجتماعي اش نيز محروم ميشود در مصاحبه با معتادان به مواردي از اين نوع برخوردار ميشود كه چنين را عامل اضطراب انزواطلبي ترس، صرفنظر كردن ازحقوق اجتماعي و غيره ميدانستند طبق اين نظريه برچسب زني هم باعث جدايي فرد از جامعه و رانده شدن او به پيرامون ميشود و هم موجبات تقويت گرايش او به اعتياد را فراهم ميآورد. (همان منبع) ص:189
نظريه الگوي رشد اجتماعي:
هاوكينز و ويس طراحان اين نظريه براين باورند كه احساسي عدم تعهد نوجوانان به جامعه و قراردادهاي آن و احساس عدم صميمت با والدين و سيار الگوهاي نقش باعث گرايش فرد به همسالان مصرف كننده مواد مخدر ميشود در اين نظريه تاكيد برافراد، رشد اجتماعي و تعاملات اجتماعي آنهاست يعني تاثيري كه خانواده مدارس و همسالان بررفتار نوجوان دارند با رشد فردي نوجوان تغيير مينمايد به طوري كه والدين در سالهاي پيش از مدرسه معلمان در سالهاي مدرسه و پيش نوجواني و همسالان در دوره نوجواني بيشترين تاثير را دارند براساس اين ديدگاه اگر شرايط و فرصت كافي براي تقويت تعاملات نوجوان در خانه و مدرسه فراهم نشده باشد مهارتهاي بين فردي و تحصيلي او براي تعاملات موفق و مطلوب در خانواده و مدرسه كم باشد و سرانجام تعاملات وي با والدين و معلمان ضعيف باشد نوجوانان بيشتر به سوي همسالان مصرف كننده مواد روي ميآورند. (گلپرور،1382) ص:239
شيوه پيشگيري از اعتياد
1- برنامههاي مربوط به اوايل كودكي و حمايت خانوادگي
2- برنامه هایی برای والدین کودکان ونوجوانان
3- آموزش مهارتهاي كفايت اجتماعي
4- ارتقاي موفقيت تحصيلي
5- تغييرات سازماني در مدارس
6- فعاليتهاي فوق برنامه
7-برنامه هایی جامع متمرکز برعوامل خطر
برنامههاي مربوط به اوايل كودكي و حمايت خانوادگي: بعضي از مداخلات، روي دورههاي بيش از تولد و اوايل نوزادي متمركز بودهاند مانند مراقبت بهداشتي تغذيه و مراقبت كودك، حمايت اجتماعي براي مادران، خدمات برنامهريزي آموزشي شغلي و خانوادگي.آموزش در اوان كودكي توانسته است دربعضي ازعوامل خطردر زمينهسوءمصرفمواد كاهش ايجاد كند.
برنامه براي والدين كودكان و نوجوانان
آموزش مهارتهاي مربوط به نقش پدر و مادري به والدين، بهبودهاي كوتاه مدتي را در تعاملات خانوادگي و كاستي از رفتارهاي مشكلزا كودكان نشان داده است اين آموزشها را با آموزشهاي مهارتهاي اجتماعي تركيب شده بود مشكلات سازگاري درمدرسه را كاهش داده و شروع رفتار بزهكارانه را به تعويق مياندازد.
عوامل تأثيرگزار در پيشگيري از مواد مخدر
1- خانواده 2- مراكز تعليم و تربيت 3- رسانههاي عمومي
4- هنرمندان 5- مبلغان مذهبي 6- بازدارندههاي قانوني
7- فعاليتهاي جايگزين و پركردن اوقات فراغت
* (اسعدي،1380) ص:58
الف: عوامل فردي محافظت كننده در برابر اعتياد
– تقويت صفات شخصيتي مثبت
– آموزش مهارتهاي زندگي و روشهاي حل مسأله
– تصحيح نگرشها وباورهاي غلط
– تقويت اعتقادات مذهبي
– شناخت ويژگيهاي مراحل مختلف رشد
ب: عوامل خانوادگي محافظت كننده در برابر اعتياد
– توجه به نيازهاي اعضاء خانواده
– شيوههاي تربيت كودك
– اهميت انتخاب همسر
– آشنايي خانواده با نشانههاي اوليه اعتياد در فرزندان
ج: عوامل اجتماعي محافظت كننده در برابر اعتياد
– نقش خدمات مشاورهاي و روانشناختي
– رهنمودهاي مذهبي در پيگيري از آسيبهاي اجتماعي
– ويژگيهايي قانون مبارزه با مواد مخدر
– سودمندی ورزش و تفريحات سالم
– تدابير نظام آموزشي در مصون سازي شاگردان
– ارائه الگوهاي مطلوب اجتماعي
منابع و مؤاخذ
1- شوراي نويسندگان . بهار 1379. اعتياد پيشگيري يا درمان. انتشارات نيكوروش
2- آموزش شيوههاي عملي پيشگيري اوليه از اعتياد به مواد مخدر/ حسن سعدي. تهران:1380
3- آنچه خانواده بايد بداند مولف احمد اميريپور، نشر: مشهد راز توكلي،1387.
4- بچههاي اعتياد. مهرانگيزكار، انتشارات روشنگران، تهران 1369.
5- عوامل خطروعوامل حفاظت كننده در پيشگيري از سوء مصرف مواد/ هاوكينز، كاتالانووميلر؛ مترجم ماهيارماه جويي.- تهران: سازمان پژوهش وبرنامه ريزي آموزشي، انتشارات مدرسه، 1379.
6- كليههاي پيشگيري و مقابله با اعتياد در نوجوانان و جوانان؛ كارل پيكهارت؛ مترجم مسعود هومان. تهران: صابرين، كتابهاي رانه، 1380.
7- اعتياد و پيشگيري يا درمان، شوراي نويسندگان. انتشارات نيكوروش با همكاري دبيرخانه كميسيون پيشگيري از اعتياد استان يزد، اول بهار 1379.
8- بررسيمسائلاجتماعي ايران فساداداري، اعتياد،طلاق/ محمدحسين فرجاد.تهران اساطير، 1377.
9- اجتماع و اعتياد/ اداره سياسي، انتظامي استانداري يزد چاپ: خرده تفت، تابستان 1365.
10- اعتياد، بيماري فردي، فاجعه اجتماعي/ دكتر محمودلاله. موسسه فرهنگي انتشارات تيمورزاده، 1379.
11- رويارويي با واقعيتهايي نيام الكل، دخانيات و مواد مخدر/ جي.ك راش؛ ترجمه محمدتقي علومي يزدي، ويدا طيبات.- تهران: انتشارات يزد، 1380.
12- اعتياد به مواد مخدر درآيينه روابط خانوادگي/ استفانوچيريلو و ديگران؛ ترجمه و تدوين سعيد پيرمرداي.- اصفهان، نشرهمام، 1379.
13- روانشناسي اعتياد سبب شناسي و درمان/ مولفان محمسن گلپرور. حميد آتشپور. اصغرآقايي؛ ويراستار محسن گلپرور.- اصفهان. 1382
14- اعتياد (انواع مواد، سبب شناسي، پيشگيري، درمان)/ ساسان باوي. اهواز: