– وجود تعامل يا رابطه متقابل بين معلم و شاگرد.
– هدفدار بودن فعاليت‌هاى معلم.
بنابراين، اگر فعاليت معلم در کلاس بصورت رفتار متقابل و بر اساس هدف خاصى صورت نگيرد، به هيچ ‌وجه مفهوم تدريس به آن اطلاق نخواهد شد. ممکن است معلمى در کلاس درس صحبت کند يا تمرين حل کند، اما به مفهوم واقعي، تدريس نداشته باشد؛ زيرا به فعاليت‌هاى پراکنده و يک‌جانبهٔ معلم که هيچ‌گونه تغييرى در شاگردان ايجاد نکند، تدريس گفته نمى‌شود. همچنين به آن نوع يادگيرى که از طريق فيلم، تلويزيون، کتاب و غيره صورت مى‌گيرد، تدريس اطلاق نمى‌شود و فيلم و کتاب و تلويزيون نيز معلم نيستند؛ يا کسانى که بطور جنبى به کار تدريس اشتغال مى‌ورزند، مانند کسى که به کلاس درس نظم مى‌دهد، هدف‌هاى کلاس را تهيه و تنظيم مى‌کند يا به تصحيح اوراق امتحانى مى‌پردازد، نمى‌توان الزاماً عنوان معلمى داد و کارش را تدريس دانست. (سيف،  ۱۳۶۸ ).
از نظر دکتر شعبانی تدریس عبارت است از”تعامل يا رفتار متقابل معلم يا شاگرد ، بر اساس طرحي منظم و هدفدار معلم ، براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد  ( شعباني ، 1371) .
« اصطلاح تدريس ،اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد ، اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند . برداشتهاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ي كار كردن با آنها تأثيرمثبت يا منفي بر جاي گذارد . برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد ؛از مهمترين آنها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان ، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش ، آموزش ،تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند وبه جاي هم به كار مي برند . اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند ، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند . پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني ، شناختي ، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است » (سیف ،۱۳۷۹ ، ۲۸ ). بر اساس چنين تعريفي پرورش يك نظام است ، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه راكسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند . حتي بسياري از صاحب نظران تربيتي كاركردي فراتر از كاركرد ذكر شده براي پرورش قائلند و معتقدند كه القاي ارزشها و سنتها و اخلاقيات پذيرفته شده جامعه به افراد يكي از قديمي ترين ديدگاه پرورشي است ، به جاي چنين كاركردي ،نظام تربيتي بايد رشد مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر انتقادي ، تحليل ارزشها و مهارتهاي گروهي را در كانون كاركردهاي خود قرار دهد تا زمينه ي مردم سالاري در جامعه فراهم شود  (ميلر ،۱۹۸۳) .گروهي ديگر نيز بر اين باورند كه نظام تربيتي بايد عامل تغيير و تحول اجتماعي باشد . (فريره ، ۱۹۷۲ ). تحليل مفاهيم و كاركردهاي ذكر شده نشان مي دهد كه به هيچ وجه نمي توان مفهوم «پرورش » را با مفاهيمي چون آموزش ،تدريس و يا حرفه آموزي يكي دانست .پرورش مفومي كلي است كه مي تواند ساير مفاهيم را در درون خود جاي دهد . مفهوم آموزش برخلاف پرورش يك نظام نيست ، بلكه آموزش فعاليتي است هدفدار واز پيش طراحي شده ،كه هدفش فراهم كردن فرصتها و موقعيت هايي است امر يادگيري را در درون يك نظام پرورشي تسهيل كند و سرعت بخشد .بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش ، نه خود پرورش .آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است ؛پس هدفهاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرستر از هدفهاي پرورشي است .آموزش ممكن است با حضور معلم ويا بدون حضور معلم از طريق فيلم ،راديو ،تلويزيون و ساير رسانه ها صورت گيرد . مفهوم تدريس به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود . تدريس بخشي از آموزش است و همچون آموزش يك سلسله فعاليت هاي منظم ، هدفدار واز پيش تعيين شده را در بر مي گيرد و هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري از سوي معلم است . به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه به وسيله ي رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت مي گيرد به هيچ وجه تدريس گفته نمي شود. بنابر اين آموزش معنايي عامتر از تدريس دارد . به عبارت ديگر مي توان گفت هر تدريسي آموزش است ،ولي هر آموزشي ممكن است تدريس نباشد .
همچنین روش تدریس از نظر مفهومی با «واسطه آموزشی» (وسیله‌ای برای در معرض قرار دادن یک منبع اطلاعات در مقابل دانش آموزان، مانند کتاب درسی، تلویزیون، رایانه و یا معلم و دانش آموزان دیگر) تفاوت می‌دارد. در واقع ممکن است از چند روش تدریس مختلف در یک واسطه آموزشی استفاده شود (مانند استفاده از آموزش برنامه‌ای، سخنرانی، و یا نمایش عملی در تلویزیون)، و یا از یک روش تدریس خاص در چند واسطه آموزشی مختلف استفاده شود (مانند استفاده از آموزش برنامه‌ای در کتاب درسی و یا تلویزیون). لذا روش تدریس، مجموعهٔ فعالیت‌ها و مراحل تجربی است که برای نیل به هدفی معین انجام می‌شود و بهترین روش روشی است که با صرف کمترین مدت و با توجه به امکانات موجود، بیشترین بهره و نتیجه را عاید گرداند. تدریس را سازمان‌دهی یادگیری دانش‌آموزان تعریف کرده و روش تدریس مجموعهٔ فعالیت‌هایی است که با توجه به شرایط و امکانات موجود صورت می‌گیرد تا مساعدترین زمینه را برای پرورش و آموزش موثر و مطلوب فراهم سازد.
« تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم ،براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد . تدريس مفاهيم مختلف مانند نگرشها ، گرايشها ،باورها ، عادتها و شيوه هاي رفتار وبه طور كلي انواع تغييراتي را كه مي خواهيم در شاگردان ايجاد كنيم، دربر مي گيرد .» (ميرزا محمدي ، ۱۳۸۳ : ۱۷).
چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از : الف ) وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان ب) فعاليت بر اساس اهداف معين واز پيش تعيين شده ج ) طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات د) ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري . » ( شعباني ، ۱۳۸۲ : ۹).
هدف نهايى تدريس يا حالت مطلوب
هدف نهايى تدريس يا حالت مطلوب به وسيلهٔ مجموعه‌اى از تکاليف که مستلزم پايه‌اى از آگاهى و معلومات مشخص و ساخت فکرى و فرايندهاى شناختى معين است تعيين مى‌شود. از ديدگاه شناختي، فقط تعيين هدف نهايى تدريس بر حسب محتواى نظريه يا بر حسب رفتارى که شاگرد در پايان جريان تدريس از خود بروز مى‌دهد، کافى نيست. هدف نهايى تدريس، بيشتر مستلزم يک ساخت فرايند شناختى معين و مشخص است. بنابراين، هدف نهايى تدريس بايد برحسب سه جنبهٔ زير توصيف شود:
الف- هدف شناختى را مى‌توان يک هدف شايسته و مناسب تلقى کرد و هدف شايسته را به وسيلهٔ دسته‌اى از مهارت‌ها تعيين کرد که فرد قادر است آنها را در کلاس درس انجام دهد. اين قبيل مهارت‌ها را مى‌توان از طريق به کار بردن اطلاعات مربوط به نظريه‌هاى پرسشى (مثلاً رياضيات يا تاريخ) و با استفاده از ملاک‌ها و تفسير آزمون‌هاى معيارى (criterion referenced test) يا تحليل آزمون‌هاى عينى تعيين کرد. در هر صورت، هدف نهايى تدريس با تعيين دسته‌اى از مهارت‌ها که به عنوان وظايف و تکاليف آموزشى کلاس تعريف شده‌اند، مشخص مى‌شود.
ب- هر دسته از اين وظايف و تکاليف مستلزم توانايى‌هاى فکرى و شناختى خاصى است. براى اداى تکاليف، آگاهى و معلومات مشخصى موردنياز است. اين پايهٔ آگاهى را مى‌توان با شيوه‌هاى تحقيقى لازم تعيين کرد. بعلاوه، بايد توجه داشت که پايهٔ آگاهى هر فرد ساخت ويژهٔ خود را دارد که بايد بررسى و ارزيابى شود.
ج- حل يک دسته از تکاليف و انجام دادن يک مجموعه فعاليت‌هاى خاص مستلزم فرايند‌هاى شناختى معين است. فرايندهاى موجود در يک مجموعه معين از تکاليف را مى‌توان از طريق تحليل ذهنى يا تجربى مشخص کرد. تحليل تجربى شامل مطالعه و تحقيق فرايندهايى است که به وسيله متخصصان در حل تکاليف مطرح شده‌اند. تحليل ذهنى نيز شامل ساخت و ايجاد يک عمل محاسباتى يا حداقل، يک عمل ابتکارى و اکتشافى متناسب با حل تکاليف داده شده است.
-حالت موجود (ابتدايى)
فعاليت‌هاى آموزشى به منظور رسيدن به هدف‌هاى نهايى تدريس، با توجه به حالت اوليه ( اطلاعات پايه) شاگرد، امکان‌پذير است. شناخت اطلاعات پايه براى تعيين محتواى درس لازم و ضرورى است. آزمون‌هاى معياری-  قراردادى اين امکان را به معلم مى‌دهد تا مجموعهٔ تکاليفى را که شاگرد قادر به انجام دادن آنهاست مشخص کند. چنانچه هدف، اندازه‌گيريِ حافظهٔ کوتاه‌مدت يا سنجش مهارت خاصى باشد، آزمون‌هاى توانايى ويژه (special ability tests) را مى‌توان مورد استفاده قرار داد.
شيوه‌هايى که متخصصان در ارزيابى ساختارها و فرايندهاى شناختى به کار برده‌اند، براى ارزيابى معلومات و نيازهاى شناختى شاگردان مناسب است. اين شيوه‌ها، در مواقعي، نه تنها معلومات يا فرايندهاى ناشناختهٔ شاگرد را ارزيابى مى‌کند، بلکه اطلاعات نادرست، تصورات و مفاهيم غلط، قوانين نامناسب يا استفاده نابجا از آنها را نيز آشکار مى‌سازد.
-تجزيه و تحليل محتواى درس و ساخت برنامه درسى
هدف‌هاى کلى تدريس را مى‌توان به فعاليت‌ها يا اهداف جزئى تجزيه کرد. در چنين حالتي، فرد نه تنها مى‌تواند به هدف کلى برسد، بلکه احتمالاً مى‌تواند به هدف‌هاى مختلف ديگرى نيز دست يابد. در تجزيهٔ هدف‌ها، روابط هدف کلى با هدف‌هاى جزئى يکى از مسائلى است که بايد مورد توجه قرار گيرد و هنگام تهيهٔ برنامهٔ درسى فراموش نشود. از جمله مسائلى که در جريان تبديل و انتقال هدف‌ها به هدف‌هاى جزئى به هم پيوسته و منظم و مرتب حائز اهميت است، مى‌توان چند مورد را نام برد: روابط بين هدف‌هاى جزئي، انتظارات و خواسته‌هايى که بنابر هدف‌هاى جزئى از شاگردان مى‌رود، فرايند و ساخت فکرى شاگردان و احتمال تأثير هر هدف جزئى در تسهيل، منع يا بازدارى تحقق هدف‌هاى بالاتر.

یادگیری به هرنوع تغییر نسبتا ثابت و پایدار در رفتار بالقوه فرد گفته می شود که براثر تجربه به وجود آمده باشد(شعاری نژاد) این نکته باید مدنظر باشد که تدریس به معنی یادگیری نیست و هر تدریسی لزوما به یادگیری منجر نمی شود.

در دنیای امروز که علم به سرعت پیشرفت می کند ما قادرنیستیم همگام با علم حرکت کنیم و آن را به دا نش آموزان منتقل کنیم. پس باید راه  آموختن را  به آن ها بیاموزیم تا بتوانند هر زمان به دانشی نیاز داشتند ، خودکفا شده و آن را بیاموزند. امروز باید دانش آموزان بیاموزند که چگونه دانش  جدید را  تولید کنند ومعلمین  باید به دنبال روش هایی  با شند که تفکرو اندیشیدن را به دانش آموزان بیاموزند.
با توجه به عصر اطلاعات و پیشرفت سریع درعلوم ما هم باید روش تدریس خود را بعداز سالها تغییر دهیم. (به راستی که دلها مثل بدنها خسته می شوند پس نوبرآنها و تازه یافته های دانش را برای این دلها بجویید. حضرت علی (ع) )
روش های  بسیار زیادی  وجود  دارد که می تواند دانش آموز را در کلاس فعال  نموده  و کلاس  را  برای او جذاب کند و  به تولید دانش بپردازد. هدف از اجرای این روشها زنده کردن انگیزه تحصیل در دانش آموزان وبالا بردن حس تعاون وتعامل و درک متقابل می باشد.
معلمان در تصمیم گیری برای استفاده از روش های تدریس و انتخاب مناسب ترین آنها باید به عواملی همچون انتظارات خود و نظام آموزش از یادگیرندگان، امکانات، فضا، زمان، تعداد یادگیرندگان و . . .  توجه کنند علاوه بر این اگرچه هر یک از روش ها رویکرد خاص خود را دارد ولی می توان از عناصر و مؤلفه های آنها به صورت ترکیبی استفاده کرد که این امر مستلزم خلاقیت، تجربه و مهارت حرفه ای معلمان گرامی است.
1-روش‌های زبانی(منفعل): در این گروه از روش‌ها، تنها معلم یا مدرس فعالیت می‌کند. وی از وسایل و امکانات  مختلف موجود استفاده کرده و مطلب مورد نظر را آموزش می‌دهد. مشخصهٔ مهم این روش‌ها عدم فعالیت شاگردان در یادگیری موضوع درسی است که به همین علت، یادگیری آنها سطحی و اندک بوده و زود هم فراموش می‌شود.
2- روش‌های فعال: در این گروه از روش‌ها دانش‌آموزان در یادگیری نقش فعالی داشته و به همراه معلم و مدرس، به فعالیت پرداخته و به صورت ملموس با موضوع مورد تدریس ارتباط دارند.شاگردانی که با این روش‌ها آموزش می‌بینند، فعال بوده و خود همه چیز را تجربه می‌کنندو درنتیجه یادگیری عمیق‌تر، بیشتر و پایدارتری دارند.
لذا با توجه به اینکه روشهای تدریس به دو بخش سنتی(تاریخی) و نوین تقسیم شده است،برای استفاده ی بجا و مناسب به توضیح جداگانه ی هر یک خواهیم پرداخت.

روشهای سنتی به روش هایی گفته می شود که اکثر مدارس دنیا ، در طول تاریخ آموزش و پرورش از آن استفاده کرده اند و امروزه نیز یکی از متداول ترین روشهای حاکم بر مدارس هستند. مهمترین این روشها ، روش حفظ و تکرار، سخنرانی ، پرسش و پاسخ ، نمایشی ، ایفای نقش ، گردش علمی ، بحث گروهی و روش آزمایشگاهی است. (سنگری ،29:1383).
لذا روش های تدریس سنتی،آن دسته روش های تدریس هستند که از گذشته تا حال در امر تدریس استفاده می شوند.یعضی از این روش های تدریس به صورت سنتی خود باقی مانده و جایگاه آن حساس تر می شود.روش سخنرانی جزء این دسته از روش های سنتی است.اما انواع دیگری از روش های تدریس هستند که قدمت تاریخی دارند ولی جزء روش های نوین تدریس محسوب می شوند.این گروه از روش های تدریس به صورت سابق خود باقی نمانده و تحولاتی در آنها صورت گرفته است.
1-روش حفظ و تکرار:
از قدیمی ترین روشهای آموزشی است . محور فعالیت در این روش ، حفظ و تکرار مطالب آموزشی است . در این روش ، انضباط بسیار سخت و آمرانه است و به علاقه ، استعداد و تفاوتهای فردی شاگردان توجه نمی شود.
معایب روش حفظ و تکرار: در این روش ارتباط زیادی بین معلم و شاگرد وجود ندارد- دانش آموزان رغبت زیادی به درس ندارند- برای برانگیختن حس کنجکاوی و تربیت افراد خلاق چندان مناسشب نیست- آموخته های بچه ها ارتباط چندانی با زندگی و مسائل اقتصادی و اجتماعی آنها ندارد.
2-روش توضیحی:
روش توضيحي عبارت است از انتقال مستقيم اطلاعات به دانش آموزان با استفاده از مطالب چاپي(كتاب و جزوه) و يا به وسيله سخنراني.در اين روش،معلم مطالب درسي كتاب،جزوه و يا غيره را براي دانش‌آموزان توضيح مي دهد.در روش توضيحي معلم هم اصول و هم راه حل مسائل را ارائه مي‌كند و تمام مطالبي را كه بايد آموخته شود به دانش‌آموزان عرضه مي‌دارد.در روش توضيحي معلم از دانش‌آموز نمي‌خواهد كه به طور مستقل حقايق را كشف كند.كتابهاي درسي معمولا” به شيوه توضيحي نوشته مي‌شوند.سخنرانيهايي كه در سالنهاي اجتماعات ايراد مي‌شود نمونه‌اي روش توضيحي است.امروزه چون از تركيب روشهاي مختلف استفاده مي‌شود،نمي توان نمونه كاملي از روش توضيحي ارائه داد.
مراحل اجرای روش تدریس توضیحی :
مرحله نخست : جهت دهی
در این مرحله چهار چوب درس را طرح و انتظارات خود را بیان می کنیم . در این مرحله سه گام مورد نظر است : بیان هدف درس و سطح عملکرد ، نشان دادن رابطه ی درس حاضر با تجارب و یادگرفته های پیشین دانش آموزان ، بیان و تعیین مسئولیت های دانش آموزان در فرآیند فعالیت های تدریس یادگیری .
مرحله ی دوم : ارائه ی توضیح
در این مرحله که بیشترین زمان را به خود تخصیص می دهد ، به تشریح و توضیح مفاهیم اصلی درس می پردازیم .هر اندازه توضیحاتی مه می دهیم روشن و عاری از ابهام باشد ، میزان یادگیری دانش آموز بیشتر خواهد بود .با توجه به جدید بودن مفهوم الزامی است آن را با چند مثال بیان کنیم .
مرحله ی سوم : تمرین منظم
در این مرحله معلم تمرین هایی را در اختیار دانش آموزان قرار می دهد و نحوه ی انجام دادن آنها را هم مشخص می کند . در این مرحله مطلوب است دانش آموزان را ترغیب کنیم به صورت همیار به انجام دادن تمرین ها اقدام کنند .از فعالیت های اساسی معلم ، این است که به دانش آموزان کمک کند تا روحیه ی همکاری را حفظ کنند و کار تمرین را فقط  یک نفر به عهده نگیرد .
مرحله ی چهارم : تمرین مستقل
این مرحله ،مرحله ی پایانی روش تدریس توضیحی است . این مرحله از زمانی آغاز می شود که بیش از 90 درصد دانش آموزان کلاس درس به درستی تمرین های ارائه شده را انجام داده باشند . اجرای این مرحله به معلم کمک می کند تا به میزان تثبیت یادگرفته های ذهنی پی ببرد .

محاسن روش توضيحي:در اين روش مي‌توان مجموعه كاملي از حقايق،اصول و مفاهيم را به شيوه‌اي منسجم به دانش‌آموزان آموخت.به عبارتي ديگر،اين روش فرصت مناسبي در اختيار دانش آموز قرار مي‌دهد تا اطلاعات منظم و سازمان يافته‌اي را از معلم دريافت كند؛كاري كه از عهده فرد كم اطلاع و كم تجربه،مثلا” دانش‌آموز،ساخته نيست.
معايب روش توضيحي:در اين روش دانش‌آموز مطالب را حاضر و آماده دريافت مي‌كند و در كشف حقايق،فعال نيست.همچنين ناچار است مطالبي را كه به وي عرضه ‌مي‌شود به زور تكرار حفظ كند.

3-روش سخنرانی:
این روش سابقه ای طولانی دارد و اساس آن، ارائه اطلاعات شفاهی از طرف معلم و یادگیری آن از طریق گوش کردن و یادداشت برداشتن از طرف شاگرد است. در این روش معمولا معلم فعال و شاگرد پذیرنده و غیر فعال است . از این نظر سخنرانی شیوه ای است یک سویه, برای انتقال اطلاعات, که معمولاً فراگیر در آن نقش غیر فعالی دارد. محتوای سخنرانی را معلم قبل از ورود به کلاس تعیین می کند.
مراحل اجرایی این روش عبارت است از آمادگی برای سخنرانی ، مقدمه ، ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری (سنگری،29:1383).
مرحله آمادگی: در این مرحله، سخنران باید از نظر تجهیزات و از لحاظ علمی و عاطفی کاملا آماده باشد. همین جور وارد کلاس شدن هر چه دل آدم بخواهد صحبت کند بدون منابع، بدون مآخذ معتبر، سخنرانی نیست. آمادگی علمی: اگر معلم تصمیم بگیرد ازروش سخنرانی استفاده کند اولین فکری که  به ذهنش  می‎رسد این است که آیا آمادگی علمی و مطالعه لازم را دارد. آیا زمان برای کسب اطلاعات جدید دارد یا نه.اگر نتواتد مطالب جدید جمع‎آوری کند یا بقول سورونلایت ، اگر مفاهیم او از تازگی برخوردار نباشد اثر خود را از دست می‎دهد.بنابراین فرد باید از نظر اطلاعات آماده باشد.
آمادگی عاطفی: آدم وقتی می‎خواهد وارد کلاس یا مکانی جهت سخنرانی شود(بخصوص برای اولین بار) ، ممکن است تعادل خود را از دست بدهد و ضربان قلب زیاد شو د.ولی این حالتهای عاطفی باید کاملاً راحت باشد . حالا چه کار کنیم که این آمادگی را بدست آوریم . این نیاز به تمرین و تکرار دارد در کلاسهای مختلف کم کم فرد آن حالت عاطفی را بدست می‎آورد. ولی اگر خیلی متبدی است بعضی‎ها راههایی را پیشنهاد می‎کنند . مثلاً شما می‎توانید برای دوستان خود مبحثی را سخنرانی کنید. آنها سربه‎سرتان می‎گذارند و شوخی می‎کنند. آیا می‎توانید در این کش و قوس این تعامل موفق بیرون بیائید یا نه ،بعد می‎توانید وارد جمع شوید و سخنرانی کنید و سخنرانی خود را ضبط کنید  و بعد خود شنوده خودتان باشید و ببینید آیا مباحث را درست مطرح کردید، منظم بود یا نه . حتی بعضی ها توصیه می‎کنند جلوی آینه بایستید و سخنرانی خود را ببینید. ضبط کردن صدا و خود گوش دادن یا آن شکل خود را درآینه دیدن تنها کلمات نیست بلکه حرکات شما و نحوه ایستادنتان همه می‎تواند در انتقال معنا کمک کنند. آمادگی تجهیزاتی :سخنرانی کردن نیاز به یکسری امکانات دارد . تخته‎ می‎خواهد،میکروفون و… می‎خواهد . باید این تجهیزات فراهم باشد و گرنه ارتباط با مخاطبان صورت نمی‎گیرد. مرحله مقدمه سازی: در  این مرحله، ایجاد رابطه بین معلم و شاگرد ، جلب توجه شاگردان ، ایجاد انگیزش ، استفاده از پیش سازماندهنده و گرفتن پیش آزمون بسیار مهم است؛ زیرا زمینه ی لازم را برای شنیدن محتوای سخنرانی فراهم می کند.
وقتی وارد کلاس می شویم نباید  بلافاصله به ارائه محتوا بپرداریم . اولین گام اایجاد رابطه با شاگردان است.برای ایجاد این نوع رابطه هم  نمی‎شود دستور العمل از قبل نوشت که چه چیزی ارتباط برقرارمی کند بلکه خود شما به عنوان معلم بهتر از هر کسی  روحیه بچه ها را می‎شناسید . یک معلم بایک طنز یا یک جمله یا سؤال، ارتباطی را بین خود و بچه ها برقرار می کند. ایجاد این ارتباط به این دلیل مهم است که بچه هایی که از بیرون می‎آیند و یا در جمع نشستند ممکن است هنوز تمرکز گوش کردن به حرفهای شما را نداشته باشند . با گفتن یک مقدمه جهت برقراری ارتباط که حتی می‎تواند موضوعی خیلی کوتاه و خارج از بحث باشد تمرکز دانش آموزان را به موضوع می کشانیم. توصیه  می شود ازاول به بچه ها بگویید هدفتان چیست؟ بعد از پایان سخنرانی چه انتظاری از آنها دارید، چه مطالبی را باید نتیجه‎گیری بکنند. مثلاً‌ در یک سخنرانی ، ممکن است ۵ دقیقه اول برای جلب نظر دانش‎آموزان سؤالاتی را برای بچه ها مطرح کرد . بچه یک ربع به شما فرصت می‎دهم که فکر کنید و به این سؤالات پاسخ دهید. بعد شاگردان می‎گویند استاد ما اینها را نخوانده‎ایم نمی‎توانیم به اینها جواب بدهیم . همین جا به عنوان یک انگیزه اشکال ندارد این سؤال پیش شما باشد . بحث امروز من درباره این سؤالات است. شما اگر دقت کنید به بحث و صحبتهای من، می‎توانید اینها را بعداً‌ بنویسید.این کار انگیزه ایجاد می کند، سؤالات را نگه می‎دارد در پایان آنها را جواب می‎دهد. از این سوالات هم به عنوان ارزشیابی و هم به عنوان یک محرک می توانید استفاده کنید.
مرحله ارائه متن و محتوای سخنرانی: در این مرحله، سخنران باید به جامع بودن محتوا و سازماندهی منطقی آن ، رابطه جزء با کل ، همبستگی تسلسلی مطالب ، ایجاد رابطه بین هدف و محتوا و جلب توجه مستمر شاگردان در طول سخنرانی با به کارگیری محرک های مختلف – فعالیتهای جسمی و استفاده از طنز و پرسش و پاسخ – توجه داشته باشد.
جامعه بودن محتوا یعنی وقتی در مقدمه اهداف را می‎گوییم و اینکه چه موضوعاتی را باید توجه کنند،حالا در سخنرانی باید محتوایی را ارائه بدهیم که دقیقاً‌ تمام اهداف را بپوشاند. یعنی شاگرد احساس کند این سخنرانی تمام آن اهداف را پوشش داده و می‎تواند الان نتیجه‎گیری و بحث کند . سازماندهی منطقی محتوا یعنی گاهی برایمان پیش‎آمده درجایی سخنرانی کردیم و بعد وقتی گوش دادیم خنده‎امان گرفته است. مثلاٌ جملات ما مبتدا و خبر نداشته است و یا  گاهی از ریل خارج شده ،یک مرتبه در حین سخنرانی موضوعاتی مطرح می‎کنیم که ربطی به موضوع سخنرانی نداشته است. همچنین  نکته‎ای که در اینجا بعد از سازماندهی باید خیلی به آن توجه کنید استمرار سازماندهی است . ممکن است من به عنوان معلم در اول کلاس توجه شاگردان را جلب کنم . اما نتوانم استمرار ببخشم و بعد از نیم ساعت بچه ها آن توجه لازم را نداشته باشند. در استمرار توجه چه کار باید بکنیم  تا حداقل توجه بچه ها را به سخنرانی جلب کنیم .
نکات لازم جهت حفظ استمرار توجه دانش آموزان: – یکی از نکات، تغییر دادن محرک است. یعنی چه؟ مثلاً‌دیدید بعضی از بچه ها علاقه‎مند به امتحان هستند معلم حتی به عنوان شوخی و واقعیت بگوید : بچه ها امروز بحث ما مهم است و ممکن است تعدادی از سؤالات پایان ترم ار همین مبحث باشد. شما همین جمله را در کلاس بگویید. یک مرتبه خود کارها درآمده و دارند یاداشت می‎کنند.  بنابراین ارزشیابی خودش یک محرک است.شما با  شناختی که از شاگردان خود دارید می‎توانید از محرکهای مختلفی استفاده کنید و محرکها را تغییر بدهید از یک محرک به محرک دیگر. – دومین نکته این است که، آدم و قتی به یک سخنرانی بطور مدام گوش می‎دهد خسته می‎شود ، گوش اشباح می‎شود. شما به عنوان سخنران می‎توانید از یک تصویر ، فیلم ،نمودار و…به تناسب استفاده کنید.بلافاصله متن کانال را از گوش به چشم تغییر دهید و همین امر آن حالت خستگی و یکنواختی را کاهش و یا حذف می‎کند.  – نکته بعدی، فعالیت جسمی می باشد.در یک نقطه ایستادن و نگاه کردن به تعدادی از دانش ‎آموز و گوشه‎ای از کلاس و با تن صدای یکنواخت، مسلم است که شاگرد را از فضای فعالیت خارج می‎کند . معلم باید حرکاتی متناسب با درس داشته باشد. اما توصیه صریح این است که حرکات بطوری نباشد که شاگردان بجای آنکه به مفاهیم شما توجه کنند به حرکات توجه نمایند. گاهی دیدید بعضی از معلمین کلاس را طی می‎کنند و بچه ها مثل پاندول ساعت به معلم نگاه می‎کنند. تن صدا بسیار مهم ا ست. معمولاً‌ برخی از این کتابها و بعضی از این منابع تعلیم و تربیت اشاره می‎کنند که صدای خانمها گوش را زودتر اشباع می‎کند. بهمین دلیل خیلی ا ز آقایان به صدای حرف خانمها گوش نمی‎دهند شاید دلیل آن به همین دلیل باشد. ولی دقت کنید تن صدای زیر گوش را سریعتر اشباع می‎کند، تن صدای بم گوش را دیرتر اشباع می‎کند اما در مجموع اشاره کردند چه تن صدا زیر و یا بم باشد ، اگر فرکانس یکنواخت باشد گوش را خسته و اشباع می‎کند و فرد را از صحنه خارج می‎کند. بنابراین معلم باید با شور و حرارات در کلاس درس حاضر شود تا شاگردان را دچار سستی و بی‎حالی نکند
-نکته دیگر، پرسش و پاسخ در سخنرانی است، سخنران لازم است دائماً سؤال کند ذهن را فعال کند. چون هر سؤال برانگیزاننده است و ذهن را فعال می‎کند.اما سؤال باید بگونه‎ای مطرح بشود که واقعاً‌ برانگیزاننده باشند.
– نکته بعدی، سکوت و مکث کوتاه سخنران است. سخنران در ضمن اینکه دارد سخنرانی می‎کند چند ثانیه سکوت اختیار کند. یک مرتبه کانال عوض می‎شود فرد می‎گوید چرا؟ همین آن خستگی گذشته را از بین می‎برد .
مرحله جمع بندی و نتیجه گیری: در جمع بندی سخنرانی ، معلم حتی الامکان باید سعی کند از وجود شاگردان استفاده کند.
جمع بندی حالت های مختلفی دارد که به آنها اشاره می شود: ۱- جمع بندی توسط خود معلم انجام می‎گیرد که  فشرده‎ای از مباحثی است که مطرح شد. ۲- جمع بندی شاید توسط خود شاگرد انجام گیرد. حتی با یک سؤال،مثلاٌ از شاگرد می‎خواهیم بگوید که مجموعه بحثی که دانشتیم چه بود . یا حتی با یک تمرین در ریاضی، یک نفر را می‎آوریم و در حل آن تمرین خود شاگرد تمامی آنها را می‎گوید. 3-اما یک نوع جمع‎بندی داریم به نام جمع‎بندی اتفاقی که در آن یک حادثه اتفاق می‎افتد، مخصوصاً در دروسی مثل علوم تجربی. مثلاً‌ امروز درس ما در مورد پرندگان است . معلم وقتی بحث تمام شد، ناخودآگاه و به صورت اتفاقی می بیند پرنده ای کنار پنجره کلاس نشسته، این را به نوعی در کلاس می‎آورد و به  بچه‏ ها نشان می دهد ،شاید یک تعدادی از بچه ها بترسند و یک عده بخندند . معلم می گوید راستی بچه ها خیلی خوب شد بحث ما درباره این موجودات بود . این نمونه‎ای از پرندگان است و شروع می‎کند به جمع بندی و خلاصه  تمام آن حرفهایی که زده بود .
و در این زمینه و برای این روش نقد(مثبت و منفی) بسیاری شده است. بعضی می‎گویند شاگرد منفعل،معلم فعال بعضی می‎گویند نه خیر آنهایی که می‎گویند شاگرد منفعل است،خودشان توانایی تدریس را ندارند. مخصوصاً یکی ار علماء، در کتاب خود این را مطرح می‎کند مخصوصاً‌ یکی از روانشناشان معاصر آقای دیج وبن لاینر در کتاب خود اشاره می‎کند. از شاگردان می‎پرسد ؟ اگر در کلاس تعداد دانش آموز (۴۰) نفر یا بیش از چهل نفر باشد چه روشی بکار می‎گیری. و بعد می‎گوید اگر دانشجویی ؟؟؟ غیر از روش سخنرانی بگوید می‎گویم اشتباه می‎کنی . واقعیت این است که هر روشی از یک موقعیت به موقعیت و از درس به درس دیگر فرق می‎کند، حتی از یک شاگرد به شاگرد دیگر .بنابراین ما باید دقت کنید در کجا روش سخنرانی را بکار ببریم . واقعیت دیگر این است که علی‎رغم اینکه برخی از روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت با روش سخنرانی مخالفند ولی می توان به جرأت گفت که50  درصد فعالیت دنیا را در سیستم اکادمیک و مدرسه این روش تشکیل می دهد( حداقل بصورت ترکیبی این روش وجود دارد).
به هر حال ،سخنرانی هم مانند سایر روش ها دارای معایب و محاسنی است که در اینجا به آنها اشاره ی شود:
محاسن روش سخنرانی: این روش برای کلاس های پرجمعیت بسیار مناسب است- روشی ارزان است که برای برانگیختن علایق و احساسات مورد استفاده قرار می گیرد- با توجه به امکانات، توانایی و معلومات معلم همچنین،سطح سواد دانش آموزان و شرایط زمانی و مکانی تا حد زیادی قابلیت تطبیق داشته و انعطاف پذیر است( اقتصادی بودن و انعطاف پذیری)-  باعث تقویت قوه بیان معلم می شود.
معایب روش سخنرانی: در این روش بچه ها کمتر فعالند و زود خسته می شوند- معلم متکلم وحده است و بچه ها بیشتر به معلم توجه می‎کنند،لذا دامنه لغات و نحوه سخن گفتن آنها تقویت نمی شود،چون دائماً گوش می‎دهند- تفاوت های فردی در نظر گرفته نمی شود- و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم کاربرد صحيح آنهاست- اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و … است. 4-شيوه بازگويـــي: بازگويي شيوه اي است كه معلم بكار مي برد تا فراگير را در به ياد سپردن اشعار، قواعد، فرمولها، تعاريف و اصطلاحات تشويق كند. در بازگويي معمولاً معلم از دانش آموز انتظار دارد كه موضوع به ياد سپرده را كلمه به كلمه بيان كند. شيوه بازگويي مطالب، با آنكه اغلب در كلاسها مورد استفاده قرار مي گيرد، ولي متاسفانه ضرورتاً دلالت بر تحقق يادگيري نمي كند. كاربرد اين شيوه تنها نشان مي دهد كه دانش آموز مطالب مورد نظر را به ياد سپرده است. گاهي هدف معلم اساساً اين است كه دانش آموز موضوعي را بخاطر بسپارد تا براي درك مفهوم خاصي از آن را بكار برد، در اين روش صورت بكار گرفتن اين شيوه ممكن است مفيد باشد.
5-روش پرسش و پاسخ:
در روش پرسش و پاسخ که عده ای آن را روش سقراطی نیز گفته اند ، معلم می کوشد با طرح سوال ، شاگردان را به تفکر و تلاش ذهنی وادار کند . سوالات از دانسته ها شروع می شود و به سمت ندانسته ها حرکت می کند و شاگرد نیز با کوششهای ذهنی خود از معلوم به مجهول حرکت می کند. معلم، وقتي كه مي خواهد مفهوم دقيقي را در كلاس مطرح نمايد يا توجه فراگيران را به موضوعي جلب كند شيوه پرسش و پاسخ را به كار مي برد و نيز بدين وسيله فراگير را تشويق مي كند تا اطلاع خود را درباره موضوعي بيان كند.این روش براي مرور كردن مطالبي كه قبلاً تدريس شده اند نیز مفيد می باشد، يا وسيله خوبي براي ارزشيابي ميزان درك فراگير از مفهوم مورد نظر باشد.
محاسن روش پرسش و پاسخ: قدرت استدلال و انگیزه ی شاگردان را افزایش می دهد- قدرت تفکر و اعتماد به نفس را تقویت می کند.
معایب روش پرسش و پاسخ: این روش برای کلاس های پر جمعیت کارایی چندانی ندارد-  بسیار وقت گیر است- در همه دروس قابل اجرا نیست- در صورت عدم تسلط معلم، ممکن است به پراکندگی و انحراف بحث منجر شود.

  

6-روش نمایشی(نمایش علمی):
در روش نمایشی شاگردان از طریق دیدن، مهارت خاصی را یاد می گیرند. این روش بر نمایش دادن یک شی  حقیقی یا مصنوعی و مشاهده آن استوار است(مثل آوردن انواع سنگها،ماکت،میز شنی، اپک،اورهد،اسلاید،ویدئو پروژکتورو نمایش سی دی).این روش زمانی به کارمی رود که تجهیزات و امکانات آموزشی بسیار محدود یا منحصر به فرد باشد. بنابراین در صورتي كه معلم نتواند براي فهماندن مطلب درسي آزمايش انجام دهد، شيوه نمايشي مي تواند شيوه خوبي براي روشن تر كردن مفهوم براي فراگيران باشد. روش نمایشی در چهار مرحله آمادگی ، توضیح ، نمایش ، و آزمایش و سنجش اجرا می شود . البته گاهی مراحل توضیح و نمایش در هم ادغام می شوند.از این روش برای آموختن مهارتها و دروس فنی که جنبه عملی دارند استفاده می شود.
مراحل اجراي روش نمايشي :       1-  مرحله آمادگي: معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن  آن ابزار اطمينان حاصل کند.
2-  مرحله توضيح: معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود.         3-  مرحله نمايش: معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد.      4-  مرحله آزمايش و سنجش: بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به  این موضوع دست يابد.
محاسن روش نمایشی: از مهمترین محاسن این روش این است که در آن از اشیاء حقیقی و نمونه های واقعی یا شبیه به آن استفاده  می شود.بخصوص اگر به علت دوری(مثلاٌ سنگهای کوه اورست)،بزرگی(مثل هواپیما)،کوچکی(مثلاٌ میکروب) یا گرانی اشیاء ، امکان دسترسی به آن برای شاگردان فراهم نباشد، این روش یکی از بهترین روشها است.

7-روش ایفای نقش:
یکی دیگر از روشهای سنتی است که برای تجسم عینی بعضی از موضوعات و درسهایی که برای نمایشنامه مناسب هستند به کار می رود . از ویژگی های بارز این روش ارتباط عاطفی بین ایفاگران نقش وبینندگان (شاگردان) است که در یادگیری ، بویژه یادگیری در سطوح مختلف حیطه عاطفی ، بسیار مؤثر است.(صفوی ، 93:1370).
هدف اين الگو، رشد همدلي با ديگران و بررسي مسايل وواقعيت ها و ارزشهاي اجتماعي در عمل است. اين الگو مي تواند باب افتتاح گفتگو در باره ي ارزشها و چگونگي اثر آنها در زندگي روزانه باشد . در اين الگو معلم مسئول شروع و هدايت دانش آموزان است. به نحوي كه آنها را قادر به تحليل رفتار، ارزشهاي فردي، همدلي، حل مسائل ميان فردي ،قش ارزشها در مسائل اجتماعي و آسودگي در ابراز عقايد نمايد. اين الگو در همه برنامه هاي آموزشي و پرورشي و سنين مختلف كاربرد دارد. بطور كلي اين الگو باعث افزايش فهم دانش آموزان در بهبود و گسترش ارزشهاي اجتماعي مي شود. براي مثال: معلم مي تواند از طريق اين الگو، مسائل خوب و بد اجتماعي و يا رفتارهاي خوب و بد را توسط دانش آموزان به نمايش بگذارد و سپس در مورد آن به كمك فراگيران به بحث و ارزشيابي بپردازد. بدين ترتيب معلم از طريق عمل ( نمايش ) به بررسي مسائل اجتماعي، رفتاري و ارزشيابي آن توسط دانش آموزان مي پردازد.
کسانی که در ایفای نقش شرکت دارند عبارتند از: معلم یا مسئول اجرا- شاگردان ایفاگر نقش- مشاهده کنندگان
مراحل ایفای نقش:
1-     تعیین موضوع
2-     فراهم کردن امکانات
3-     تعیین نقش ها
4-     آماده کردن بازیگران
5-     توضیح قبل از نمایش
6-     اجرای نمایش
7-     ارزشیابی و تحلیل
محاسن روش ایفای نقش: موجب علاقه و شور و شوق شاگردان می شود- برای ایجاد ارتباط عاطفی و احساس مشترک بسیار مناسب است( خود را به جای شخصیت های داستان می گذارند)- برای رفع کمرویی و ایجاد زمینه بحث گروهی بسیار مناسب است.
معایب روش ایفای نقش: برای تحقق هدفهای پیچیده چندان مناسب نیست- ممکن است توسط دانش آموزان جدی گرفته نشود- برای اجرای صحیح آن، به امکانات،وقت و توانایی فردی نیاز است.

8-روش گردش علمی:
از جمله روشهایی است که امروزه کاربردزیادی دارد . بازدید و اردو فعالیتی آموزشی است که معلم آن را مطابق نیاز و سلیقه شاگردان طراحی و با توجه به امکانات در خارج از کلاس یا مدرسه اجرا می کند. اولین مسئله در این روش ، میزان ارزش ، ظرفیت و کیفیت اجرای آن است.روش گردش علمی با توجه به مدت زمان اجرای آن به گردش علمی بسیار کوتاه مدت، گردش علمی چند ساعتی ، گردش علمی روزانه ، و گردش علمی هفتگی و ماهانه تقسیم می شود. (شعبانی ،78:1385). گردش علمي به دانش آموزان امكان مي دهد كه از طريق مشاهده طبيعت، وقايع، فعاليت ها، اشياء و مردم تجربه علمي بدست آورد. در گردش علمي دانش آموزان با مشاهده واقعيتها مي توانند مفاهيمي را كه در در كلاس مورد بحث قرار مي گيرد، بهتر در ذهن خود بپرورانند و معلم مي تواند با استفاده از اين شيوه كنجكاوي فراگيران را درباره موضوعي خاص بر انگيزد. در بعضي موارد، مي توان از گردش علمي براي جمع آوري اطلاعات لازم براي انجام گرفتن آزمايش، يا يك پروژه، بهره گرفت. مثلاً اگر هدف درس( شناختن كانيهاي داراي ارزش اقتصادي ) باشد مي توان دانش آموزان را به چند معدن برد تا كانيهاي مختلف را جمع آوري كنند و آنها را در كلاس، بعد از آزمايشهاي لازم، بشناسند.
این روش از نظر اجرا شامل سه مرحله است:
1. فعالیتهای قبل از گردش علمی ؛
2. فعالیتهای ضمن گردش علمی ؛
3. فعالیتهای بعد از گردش علمی؛
هنگام اجرای این روش توجه به نکات مهمی همچون اخذ موافقت از اداره آموزش و پرورش و والدین شاگردان ، رعایت نکات ایمنی و انطباق محل بازدید با هدفهای آموزشی از اهمیت خاصی برخوردار است.
محاسن روش گردش علمی: آموزش را ازدرون کلاس به بیرون کلاس سوق می دهد و زمینه ارتباط مدرسه با جامعه را فراهم می کند – باعث کسب تجارب واقعی و فعال بودن شاگردان می شود.
معایب روش گردش علمی: کمبود امکانات،وقت گیری،دقت و احتیاط امنیتی، نبود باور عمیق و توجه کافی برنامه ریزان به این روش از جمله معایب آن می باشد.

9-روش بحث گروهی:
یکی از روشهای مؤثر آموزشی است ؛زیرا محورکار دراین روش فعالیت شاگرد است. این روش گفتگویی است سنجیده و منظم درباره موضوعی خاص که مورد علاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.همچنین این روش برای کلاسهای کم جمعیت(بین 6 تا 20 نفر) قابل اجرا است. در این روش، مطالب علمی مستقیما به وسیله ی معلم در اختیار شاگردان قرار نمی گیرد. معرفی منابع توسط معلم صورت می گیرد ، اما شاگردان خود به مطالعه و جمع آوری اطلاعات می پردازند . در این روش ، علاقه و تسلط شاگرد بر محتوا بسیار مهم است. و علاوه بر کسب اطلاعات علمی ، تفکر شاگرد پرورش می یابد، توانایی اظهار نظر درجمع در او ایجاد می شود وانتقاد پذیر وانتقادگر بار می آید .علاوه بر این ، توانایی در مدیریت و قدرت بیان، استدلال، تحلیل و تصمیم گیری تقویت می شود . روش بحث گروهی همانند سایر روشها دارای مراحل آمادگی و برنامه ریزی و اجرا است . در مرحله آمادگی و برنامه ریزی عواملی همچون انتخاب موضوع، فراهم کردن زمینه های مشترک نحوه آرایش شبکه های ارتباطی ،ارتباط افراد و تعیین نقشها باید مورد توجه قرار گیرد . معلم باید درمرحله ی اجرا به نکاتی همچون وظایف خودش ، نحوه ی شرکت شاگردان دربحث، کنترل و هدایت بحث و وظایف شاگردان در بحث توجه داشته باشد. روش بحث گروهی اگر به دقت انجام نشود ، موجب بدآموزی خواهد شد.(شعبانی ،88:1385).
در اين شيوه معلم را مي توان به عنوان محرك، شروع كننده بحث و راهنما تصور كرد. معلم طوري سوال يا مسئله را مطرح مي كند كه دانش آموزان را به پاسخگويي يا حل مسئله تشويق كند.
. اين شيوه در دو مورد زير، كاربرد خاصي دارد: ۱- موقعي كه معلم مي خواهد مفهوم جديدي را به فراگيران بياموزد و انتظار دارد كه همه آنها مفهوم را به شكلي واحد در يابند در اين صورت معلم سعي مي كند كه بحث را به جهتي بكشاند كه شكل صحيح مفهوم از آن نتيجه گيري شود. ۲- هدف معلم اين است كه ذهن دانش آموز را به تكاپو وجستجو وادارد. در اين صورت معلم مسئله اي را عنوان مي كند كه تا دانش آموزان راه حل آن را پيشنهاد كنند. در اين موقعيت معلم سعي مي كند كه موضوع بحث را به دلخواه خود كنترل نكند، تا راه حلي را كه خود در نظر دارد به كلاس تحميل نكرده باشد.
مراحل اجراي روش بحث گروهي : مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي الف) انتخاب موضوع : موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود. ب) فراهم کردن زمينه هاي مشترک: قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود. ج) تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي: ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
رهبر گروه – شاگردان – شخص مهمان – ناظر يا ارزياب      مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي الف) وظايف معلم در روش بحث گروهي –  فراهم کردن امکانات –  شرکت در بحث معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد. –  کنترل و هدايت بحث    ب) وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي   معلم بايد نقش شاگردان را به دقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند و وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.
درس ها و موضوعاتی را که با این روش می توان آموزش داد:
-موضوعاتی که مورد علاقه مشترک شرکت کنندگان باشد.
-در مورد آن اطلاعات کافی داشته باشند.
-در مورد آن بتوان اظهار نظرهای متفاوتی کرد.
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و … براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند. درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و … معلم بايد تا حد امکان منابع مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و فني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.
انواع آرایش شبکه ارتباطی:
-شبکه چرخی
-شبکه دایره ای
-شبکه زنجیره ای
-شبکه چند کانالی
-شبکه y شکل
اعضای بحث گروهی:
رهبر یا مدیر تیم(معلم)
شاگردان(ناظرین)
منشی گروه
شخص مطلع(مهمان)
ارزیاب بحث
وظایف معلم در بحث گروهی:
فراهم کردن امکانات
شرکت در بحث
کنترل و هدایت بحث
وظایف  شاگردان در بحث گروهی:
تفکر و مطالعه درباره موضوع
دقت و توجه در جریان بحث
طرح عقاید و نظریات در جلسه
رعایت نظم و سکوت
مشارکت در جمع بندی و تصمیم گیری
در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد:   1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص 2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد) 3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند) 4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد) 5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است) 6- تقويت قدرت بيان و استدلال (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند) 7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري 8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل 9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي
محاسن روش بحث گروهی:تقویت حس دوستی و روحیه همکاری-فراهم شدن فرصتی جهت ارزیابی خود-سهیم شدن افراد در عقاید و تجربیات یکدیگر-کاهش اضطراب و کمرویی افراد خجالتی-تقویت اعتماد به نفس و نقادی-تقویت قدرت رهبری و مدیریت-تقویت منطق و توان استدلال
معایب روش بحث گروهی:برای کلاس های پرجمعیت قابل اجرا نیست-برای شاگردان دوره ابتدایی چندان مناسب نیست-روش اجرای آن بسیار مشکل است و به مهارت نیاز دارد.

10-روش آزمایشگاهی(آزمایشی):
اساس این روش بر اصول یادگیری اکتشافی استوار است و بدین علت ، عده ای آن را جزء الگوی حل مسأله دانسته اند .      دراین روش ، شاگردان از طریق آزمایش به کسب تجربه می پردازند و جواب مسئله را کشف می کنند. روش آزمایشگاهی برای دروسی مانند علوم تجربی به ويژه فيزيك روش بسیار مناسبی است. در این روش هدایت معلم بسیار حائزاهمیت است، به عبارت بهتر نقش معلم در اين روش، هدايت شاگردان و نظارت بر کار آنهاست.     قبل از شروع آزمایش توسط شاگردان ، معلم باید نحوه ی آزمایش ، نکات ایمنی و چگونگی تنظیم گزارش را به شاگردان بیاموزد . درمواقعی که ابزارو مواد آزمایش خطرناک یا نادر است ، بهتر است معلم ، خود آزمایش را انجام دهد. (شعبانی ،88:1385).
همانطور که می دانیم آزمايش معمولاً در آزمايشگاه انجام مي گيرد، اما نداشتن آزمايشگاه مجهز يا وسايل مناسب در مدرسه نبايد دليلي براي انجام ندادن آزمايش باشد. گاهی در كلاس برای انجام آزمایش وسايل بسيار ساده اي لازم است كه معلم و حتي دانش آموز مي تواند به آساني آنها را تهيه كند. آزمايش، گاهي به منظور آشنا كردن دانش آموزان با جنبه هاي عملي يك مفهوم، مورد استفاده قرار مي گيرد. براي اينكار معلم دستور عمل انجام آزمايش را در اختيار فراگيران مي گذارد و انتظار دارد كه دانش آموزان با استفاده از دستور كار سرانجام به نتيجه يكساني برسند. در موارد ديگر آزمايش به منظور فراهم آوردن محيطي مناسب براي حل مسئله تلقي مي شود. در اينصورت معلم جهت كلي فعاليت را مشخص مي كند و فراگيران را بر آن مي دارد تا در اجراي آزمايش به طور مستقل تصميم گيري و نتيجه گيري كنند.
توصیه های ضروری در روش آزمایشی:
قبل از آزمایش وسایل و امکانات لازم را فراهم کنیم.
برای اطمینان از نتیجه، پیش از آزمایش آن را تمرین کنیم.
هنگام آزمايش، وسايل موردنياز روي جعبه آزمايش قرار داده شود.
برای جلوگیری از انحراف توجه شاگردان، وسايل اضافي، در داخل جعبه آزمايش گذاشته شود.
پیش از آزمایش با پرسش و پاسخ توجه شاگردان را جلب کنیم.
آزمايش به گونه اي انجام شود که همه شاگردان به راحتي بتوانند آن را ببينند.
در ضن آزمايش، از ساير روشها، مثلاً روش سخنراني نيز استفاده شود.
در آزمایش شاگردان را بر اساس امکانات و تعداد شاگردان گروهبندی کنیم.
روش صحیح انجام دادن آزمایش را به شاگردان توضیح دهیم.
وسایل مورد نیاز را فراهم و بین شاگردان تقسیم کنیم.
در رعایت نکات ایمنی بسیار دقت کنیم.
از شاگردان بخواهیم که از نتایج آزمایش گزارش کتبی تهیه کنند.
محاسن روش آزمایشگاهی:انگیزه مطالعه و تحقیق را افزایش می دهد-یادگیری باثبات و موثرتر از سایر روش ها است-حس کنجکاوی و اعتماد به نفس را افزایش می دهد-در عین جذابیت، اکتشاف و خلاقیت را تقویت می کند- اين روش، فعاليتهاي آزمايشي را براي فراگيران جالب و شيرين مي کند، و در نتيجه آنان را کمتر خسته و بي حوصله مي کند.
معایب روش آزمایشگاهی:به معلمان آگاه ، مطلع و مجرب نیاز دارد-احتیاج به وسایل و امکانات فراوان داردلذا بسیار گران قیمت است-برای انتقال دانش صرف، مفاهیم گسترده و اطلاعات زیاد چندان مناسب نیست-در اجرای آن، خطرات جانی و انجام غلط آزمایش، دانش آموزان را تهدید می کند- نسبت به سایر روشها، دامنه لغات و مفاهيم شاگردان را تقويت نمی کند.

منابع:

۱ ـ سنگری،محمد رضاو… ، طراحی آموزشی فارسی اول دبستان (بخوانیم و بنویسیم) ،تهران :انتشارات مدرسه، ۱۳۸۳

۲ ـ شعبانی ،حسن ، مهارتهای آموزشی روشها و فنون تدریس ، تهران :انتشارات سمت، ۱۳۸۵

۳ ـ صفوی ،امان الله  ، کلیات روشها و فنون تدریس ، تهران :انتشارات معاصر،

۱۳۷۰ ۴ ـ میرزا محمدی ، محمد حسن  ، کتاب ارشد ، تهران :انتشارات پوران پژوهش، ۱۳۸۳