این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزيابي تصور جامعه از تجرد طولانی مدت دختران (از دید دختران مجرد)
تعداد سوال: 5
تعداد بعد: 1
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 1900 تومان

در فرهنگ اسلامی- ایرانی، ازدواج و تشکیل خانواده به دلیل ترتب آثار فردی و اجتماعی بسیار مهم (همچون زمینهسازی جهت ارضای هدفمند نیاز جنسی، حصول آرامش و سکینت، شکوفایی برخی استعدادها، امکانیابی بیشتر برای تعالی معنوی و کمال نفسانی و تولید و تکثیر نسل صالح)، ارزش و اعتبار بلامنازع دارد. به دلیل همین جایگاه منیع است که در منابع دینی از خانواده بهعنوان یک نهاد مقدس و مورد تأیید و حمایت قاطع شارع یاد شده است.[1] به لحاظ تاریخی و مردمشناختی نیز عرف عقلا و سیره متشرعان در جوامع مختلف همواره بر حفظ و صیانت این نهاد مقدس و تمهید زمینههای فرهنگی و ساختاری جهت استمرار این سنت دیرپا اصرار ورزیده است. سنت ازدواج نیز همچون سایر الگوها و سبکهای زیستی، در قرن اخیر عمدتاً تحت تأثیر روند جهانی مدرنیته، تغییرات زیادی را در جنبههای فرمی، معنایی، ارزشی، هنجاری و کارکردی، تجربه کرده است. جامعه ایران نیز در چند دهه اخیر هرچند به اقتضای رسوب و غلظت فرهنگ دینی و تشدید آن تحت تأثیر وقوع انقلاب اسلامی، تلاشهای درخوری در راستای احیاء، تقویت، تثبیت و تعمیق ارزشها و سنتهای اصیل دارای خاستگاه فطری و مورد تأیید و حمایت دین، صورت داده؛ اما از یک سو، به دلیل نفوذ تدریجی فرهنگ بیگانه و از سوی دیگر، وقوع برخی تحولات ساختاری، در همه سطوح نهادی و چارچوبها و قواعد الگویی از جمله در حوزه ازدواج و خانواده، وضعیتهای غیرمنتظره و بعضاً غیرقابل پیشبینی و تا حدی ناهمسو با اقتضائات جامعه سنتی و فرهنگ انقلابی را تجربه میکند. از جمله عوارض آسیبی نهاد خانواده ، وضعیت تجرد دختران و زنان در جامعه ایران معاصر است.
تجرد زنان، موضوعی است که در دو دهة اخیر به دلیل فراوانی وقوع و ظهور پیامدهای آسیبی و جلوههای غیرمنتظره آن، مورد توجه و اهتمام پژوهشگران اجتماعی با رویکردهای مختلف جمعیتشناختی، روانشناختی اجتماعی، آسیبشناختی و سیاستگذاری فرهنگی قرار گرفته است. اغلب محققان، با عطف توجه بهجایگاه ارزشی ازدواج در ایران و اصرار و تأکید فرهنگی اجتماعی بر وقوع بهموقع آن، تجرد زنان با ویژگیهای کمی و کیفی موجود را امری پرابلماتیک و پاتولوژیک تلقی کرده و پس از تحلیل و تبیین عوامل مؤثر در شکلگیری وضعیت موجود؛ سعی کردهاند با طرح پیشنهاداتی، روند جاری را تعدیل و تصحیح کنند. این پژوهش درصدد است با بازخوانی و واکاوی مطالعات و پژوهشهای انجام شده، این موضوع را با صراحت بیشتری مورد تحلیل و تبیین قرار داده و با الهام از منابع دینی، به سویه بیشتر مغفول این مطالعات، توجه دهد.
گفتنی است که تجرد نسبی و مطلق، اگر چه برای زنان و مردان به یکسان امکان وقوع دارد، اما در تلقی عمومی، جنبه آسیبی آن در ناحیه زنان، به دلایلی بیشتر از مردان ارزیابی و احساس میشود. دلیل این تفاوت این است که تجرد در مردان نوعاً امری اختیاری و انتخابی و در زنان غالباً تحمیلی است؛ دلیل دوم اینکه تجرد قطعی در زنان، آثار مخرب فردی و اجتماعی بیشتری به دنبال دارد. به بیان دیگر، ازآنجاییکه در جامعه ایران، مردان در هر سنی، در صورت تمایل امکان ازدواج دارند یا دستکم در این خصوص با مشکل حادی مواجه نیستند، تجرد قهری اعم از ابتدایی و ثانوی (با تعاریف ذیل) جزو ویژگیهای زنانه شمرده شده است.
روشن است که افراد واجد شرایط سنی ازدواج در نسبت با امر زناشویی، همواره موقعیت و وضعیتی دوگانه دارند: تأهل یا تجرد. تجرد نیز بسته به وضعیت افراد دو حالت دارد: تجرد ابتدایی (برای کسانی که تاکنون موفق به ازدواج نشدهاند، دخترانی که به هر دلیل موفق به ازدواج بهموقع بهویژه در فاصله سنی ۱۸ تا ۲۹ سالگی نمیشوند که اگر تا آستانه ۴۵ و طبق برخی دیدگاهها تا ۴۹ سالگی امتداد یابد، در عرف جمعیتشناسان، از آن به تجرد قطعی یاد میشود)؛ و تجرد ثانوی (برای کسانی که پس از دستکم یکبار ازدواج و تأهل، انتخاب یا تحمیل میشود). تجرد ثانوی، دو مصداق عام دارد: تجرد ناشی از طلاق و تجرد ناشی از فوت یا شهادت همسر (زنانی که بعد از یکبار ازدواج، به علت طلاق یا مرگ همسر، از تأهل رهایی یافته و بهرغم تمایل و آمادگی، امکان ازدواج مجدد نیافتهاند). همین گونهشناسی با محوریت تأهل نیز جریان دارد، یعنی زنان در نسبت با امر زناشویی سه گونهاند: کسانی که تاکنون موفق به ازدواج نشدهاند؛ کسانی که ازدواج کرده و هم اینک متأهل هستند و کسانی که قبلاً ازدواج کرده و در ادامه زندگی به دلیل وقوع طلاق یا مرگ همسر مجدداً به جمع مجردان پیوستهاند.
گفتنی است که در اصطلاح جمعیتشناسی، در صورتی که سن تجرد ابتدایی تا ۴۵ یا ۴۹ سالگی به طول انجامد، از آن به «تجرد قطعی» یاد میشود[2] (میرزایی، ۱۳۸۶، ص ۸۴). تجرد قطعی به این معنا است که این دسته از زنان اولاً، شانس چندانی برای ازدواج ندارند؛ ثانیاً، بر فرض موفقیت، ازدواج آنها تأثیری در روند باروری ندارد. بدیهی است که بالا رفتن سن ازدواج و کاهش نرخ باروری، بهتدریج تعادل در هرم جمیعتی کشور را برهم میزند.
تجرد زنان به زبان آمار مفهوم صلهرَحِم
طبق سرشماری سال 1395، تعداد دختران مجرد بالای 15 سال در کشور 5 میلیون و 800 هزار نفر؛ مجردهای 20 سال به بالا، 3 میلیون و 700 هزار نفر؛ مجردهای 40 سال به بالا، 426 هزار و مجردهای سن 45 سال به بالا، 242 هزار نفر است. تعداد مردان مجرد 15 سال به بالا، 5 میلیون و 900 هزار نفر؛ مجردهای بالای 20 سال، 3 میلیون و 300 هزار نفر؛ مجردهای 40 سال به بالا، 148 هزار نفر و مجردهای 45 سال به بالا، 81 هزار نفر است. بهاینترتیب، میتوان گفت تعداد مردان مجرد بالای 40 سال یکسوم زنان مجرد است. مسئله این است که این مردان بالای 40 سال که عده زیادی هم ندارند اگر تصمیم به ازدواج بگیرند بهاحتمال زیاد، با دختران بالای 40 سال ازدواج نمیکنند. در نتیجه، احتمال رسیدن گروه زنان بالای 40 سال به تجرد قطعی زیاد است.
طبق آمار فوق، جمعیت زنان بالای ۴۰ سال کشور که دارای تجرد قطعی هستند، ۴۲۶ هزار نفر است؛ یعنی حدود ۵ درصد کل جمعیت زنان مجرد بالای ۱۰ سال کشور که بیش از ۴۰ سال دارند، در گروه مجردان قطعی قرار میگیرند. با توجه به آمار ۸۱ هزار نفری مردان مجرد بالای ۴۵ سال، میتوان گفت که آمار تجرد قطعی مردان حدود یکپنجم تجرد قطعی زنان است.
به بیان دیگر، اگر بالای ۴۰ سال را برای زنان سن تجرد قطعی بدانیم: ۱۰ درصد زنان در گروه سنی ۳۵ تا ۳۹ ساله، ۸/۶ درصد در گروه سنی ۴۰ تا ۴۴ ساله، ۴/۴ درصد در گروه سنی ۴۵ تا ۴۹ ساله و ۱/۳ درصد در گروه سنی ۵۰ تا ۵۴ سالههای مجرد هستند که رقم بالایی است.
همچنین بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تجرد قطعی که تا قبل از سال 1375 دارای نوسان بوده؛ بعد از این سال روند افزایشی پیدا کرده است. تجرد قطعی در سال 1375 برای مردان حدود 1/1 درصد و برای زنان ۲/۱ درصد بوده است. روند افزایشی تجرد قطعی طی سالهای 1375 تا 1395 برای مردان حدود دو برابر و برای زنان بیش از سه برابر بوده است.
همچنین طبق سرشماری 1395، تعداد مردان بیهمسر ناشی از طلاق ۲/۱ درصد و تعداد زنان بیهمسر ۲/۲ درصد؛ و تعداد مردان بیهمسر به دلیل فوت همسر ۰/۱ درصد و تعداد زنان بیهمسر ۳/۷ درصد بوده است. بر اساس سرشماری سال ٩٠، تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده در مناطق روستایی در همه گروههای سنی بیش از دو میلیون و ٦٥٠ هزار نفر بوده است (ر.ک: مرکز آمار ایران، گزارش سرشماری سال ۹۰ و ۹۵). در کل، تعداد زنان دارای تجرد قطعی با احتساب زنان بی همسر(ناشی از طلاق)و زنان بی همسر(ناشی از مرگ همسر) در سرشماری سال 95، حدود یک میلیون نفر برآورد می شود.