پژوهشگران تا پیش از دهه هشتاد میلادي به نقش بلوغ در تحول نوجوانان توجه زیادي نداشتند،شاید به این علت که در آن سالها بررسی الگوهاي بدنی و جنسی اشخاص جالب توجه نمودند.تعاریف روانشناسان از بلوغ عاطفی عبارتست از :

1 –از نظر والتر ، دي ، اسمیت سون ( 1974 ) بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد مداوما براي احراز بیش از بیش سلامت عاطفی از لحاظ روانی وفردي می کوشد .

2 –ال. اي هو لینگ ورث ( 1928 ) برخی از خصوصیات اشخاصی که بلوغ عاطفی دارند را این چنین بر می شمارد :

– اوقادر به پاسخگویی تدریجی یا درجه اي از پاسخهاي عاطفی است،او به طریق همه یا هیچ پاسخ نمی دهد.بلکه حدخودرا نگه می دارد.اگر کلاهش را بادببرددستپاچه نمی شود.

– همچنین می تواند پاسخهاي خود را به تاخیر اندازد.آنچنان که تکانشوري خردسالی را به تأخیر می انداخت.

– کنترل ترحم نسبت به خود؛او به جاي نشان دادن ترحم به خود ناآرام،می کوشد آن را براي خوداحساس کند.

3 – طبق نظر بارنارد ( 1954 ) معیارهاي رفتار عاطفی بالغ به شرح زیر است :

– بازداري بیان مستقیم عواطف منفی

– پرورش عواطف مثبت و پیشرو

– تکامل تحمل در شرایط نامطلوب

– افزایش رضایت از پاسخهاي اجتماعی مطلوب

– افزایش رضایت وابستگی به اعمال

– توانایی انتخاب از میان شقوق گوناگون

– رهایی از ترس نامعقول

– درك و عمل مطابق محدودیت ها

– آگاهی از توان و پیشرفت دیگران

– توانایی انجام اشتباه بدون احساس رسوایی

– توانایی کسب پیروزي و حیثیت با متانت

– توانایی تاخیر ارضاي تکانش ها

– لذت از زندگی روزمره .

4 – از نظر کول ( 1944 ) برجسته ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش است یک علامت دیگر بی تفاوتی به برخی از انواع محرکات است که برکودکان یا نوجوانان اثر می کندواو را بی حوصله یا دستخوش احساسات می نماید. بعلاوه شخص بالغ از نظرعاطفی پیوسته داراي گنجایش شادي و تفریح است. او از کار و تفریح هردو لذت می برد و توازن بین آنها را حفظ می کند.

5 – از دید مورگان ( 1943 ) یک نظریه کارآمد درباره بلوغ عاطفی باید تمام حطیه فردیت ، نیروها و توانایی لذت از این نیروها را درنظر بگیرد (حافظ آبادي و بافتی 1386).

بنابراین آن کس که از لحاظ عاطفی بالغ است الزاما همه موجبات اظطراب و خصومت را حل نکرده، بلکه مداوما در فرآیند دیدن خود در چشم انداز روشن تري است و مرتبا براي نیل به تلفیق سالم احساس ، تفکر و عمل می کوشد.

چارچوبی از عوامل خلق و خو را که گیلفورد جی. پی. (1960) فراهم آورده است را نشان می دهد .

انواع حیطه های رفتار مورد نظر

اجتماعی

عاطفی

کلی

ابعاد

معاشرتی در برابر نجالتی

شادمان در برابر افسردگی

اعتقاد در برابر احساس حقارت

مثبت در برابر منفی

جتماعی شدن در برابر خود کفایی

عدم بلوغ در برابر بلوغ

هوشیار در برابربی دقت

حساس در برابر غیر حساس

فعال اجتماعی در برابر منفعل

عصبیت در برابر آرامش

تکانشی در برابر متفکر

کنترل شده در برابر خونسرد

تحمل در برابر حالت بحرانی

بی تصمیمی در برابر خود آگاهی

بی خیال در برابر بسیار حساس

عادي از نظر شخصی در برابر خود محوري