مقیاس انتظار – ارزش – هزینه کوزوویچ و همکاران (2014)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: پیش بینی انگیزش تحصیلی از ابعاد مختلف (انگیزش مثبت، هزینه)

تعداد سوال: 10

تعداد بعد: 2

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 6500 تومان

خرید فایل

مقیاس انتظار – ارزش – هزینه کوزوویچ و همکاران (2014)

   روند حركت جامعه امروزي در زمينه‌هاي مختلف از جمله در زمينه آموزش و پرورش با مسائل متعددي روبروست . نهاد آموزش و پرورش نهادي است كه پايه‌هاي ضعف و قوت يك جامعه را پي‌ريزي مي نمايد . آنچه در نظر صاحبنظران تعليم و تربيت تا زمان حاضر مورد قبول واقع شده ،  اين نكته است  كه آموزش و پرورش سرمايه‌گذاري دراز مدت است كه يا ساير نهادهاي اجتماعي جامعه ارتباط متقابل دارد . از جمله مسايلي كه آموزش و پرورش ايران با آن روبرو است كاهش انگيزه  به تحصيل در دانش‌آموزان مقطع متوسطه مي باشد ، « بي‌انگيزه بودن نسبت به تحصيل ، گذشته از  افت تحصيلي و اتلاف منابع مادي منجر به نااميدي و دلسردي دانش‌آموزان شده و زمينه را براي ايجاد مشكلات روحي و انحرافي اجتماعي فراهم مي كند» (اميري راد ، 1378) .

      در اكثر مواقع مشكل نوجوانان ما ، فهم مطالب آموختني نيست . بلكه بي انگيزه بودن به تحصيل كه مانع يادگيري مي شود ، به هر حال بي‌انگيزگي به تحصيل منجر به افت تحصيل مي شود يك محاسبه  ساده نشان مي دهد در برنامه پنج سال اول مبلغ 281 ميليارد در آموزش ابتدايي ، 157 ميليارد ريال در راهنمائي تحصيلي ، 79 ميليارد ريال در آموزش متوسطه يعني جمعاً 517 ميليارد ريال صرف كساني شده كه افت تحصيلي داشته‌اند . مقايسه اين رقم با جمع هزينه‌هاي جاري آموزش و پرورش در طي برنامه اول   كه بالغ بر 2500 ميليارد ريال مي باشد ، وخامت اهميت اين امر را نشان مي دهد (اميري ، 1371) .

      آنچه واضح است آن است كه بي‌انگيزه بودن نسبت به تحصيل و عواقب آن نتيجه اي جز هدر           رفتن منابع مالي و انساني كه صرف تعليم و تربيت مي گردند ندارد . لذا بر مسئولين نظام آموزشي است كه اولاً در جهت شناخت عوامل اين معضل و ثانياً جهت كم كردن و پيشگيري از آن فعاليتهايي    انجام دهند .   

 

بيان مسأله

      هركسي مي داند كه انگيزه‌اش چيست چگونه بي‌ميلي ملامت آور در يكسو و علاقه مشتاقانه در  سوي ديگر تفاوت بوجود مي آورد . شكسپير مي نويسد كه كودك دبستاني نالان با كيفش و صورت درخشان صبحگاهيش مانند ماري بدون اشتياق به سوي مدرسه مي خزد .

بيشتر ما لحظه‌هايي از يادگيري پرحرارت خود را به ياد مي آوريم كه نمي توانستيم حقيقت مطلب  را در          مورد آنچه كه عميقاً بدان توجه داشتيم به سرعت دريابيم ، در آن لحظه‌ها همراه با شيفتگي و اشتياق بوديم .

        انگيزش عبارت از آن چيزي است كه ما را از ملامت به سوي علاقه حركت مي دهد .                  انگيزش عبارت از آن چيزي كه به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي كند . انگيزش را با موتور يا فرمان يك اتومبيل تشبيه مي كنند در واقع انرژي و هدايت در مركز مفهوم انگيزش قرار دارند . همچنين انگيزش به پيشرفت ارتباط دارد و هر دو وسيله و هدف پيشرفتهاي تربيتي نيز محسوب مي شوند، لذا ارتباط مستقيم با آموزش و پرورش پيدا مي كنند .

      آموزش و پرورش و نحوه آن در هر كشور ، نشان دهنده ميزان رشد و ترقي مي باشد ، امروزه اين  امر بعنوان يكي از شاخصهاي رشد و توسعه به شمار مي آيند . براي يك نظام آموزش موفق و پويا ، بررسي تمام عواملي كه باعث افزايش كيفيت آموزش مي شود ، از اهميت بالايي برخوردار است .

يكي از مشكلات شايع نظام‌هاي آموزشي ، در بسياري از كشورهاي جهان ، از كشورهاي پيشرفته تا  عقب مانده ، كاهش انگيزه تحصيلي مي باشد كه زيانهاي علمي ، فرهنگي و اقتصادي زيادي را  متوجه دولتها و خانواده‌ها مي كند تلاش براي شناسايي عوامل مهم در كاهش انگيزه پيشرفت تحصيلي و ارائه راهبردها و انجام اقداماتي در جهت كم كردن خسارات ناشي از كاهش انگيزه تحصيلي مستلزم تحقيقات بسياري است . در زمينه مطالعه تربيتي ، خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه معمولاً ارتباط معناداري بين مفاهيم و وضعيت اقتصادي ، ويژگيهاي فردي و خانوادگي ، امكانات آموزشي ، ويژگي‌هاي اجتماعي و ميزان انگيزه به تحصيل يافت شده است (شلويري ، 1376) .

     فقر اگر براي مدت طولاني در خانواده‌اي تداوم داشته باشد ، ممكن است بر ارزشهاي حاكم بر خانواده تأثير بگذارد . به هر حال اثرات فقر چه مستقيم و چه غير مستقيم ، مي تواند بر ادراك افراد اثر بگذارد و ادراك منفي نسبت به فعاليتهاي اجتماعي تعليم و تربيت بوجود آورد .

يكي ديگر از عواملي كه به نظر مي رسد مي تواند بر ميزان انگيزه به تحصيل دانش آموزان اثر   داشته باشد ، سطح تحصيلات والدين است . در اين خصوص بايستي اشاره نمود مطالعات قبلي در ايران نشان داده‌است ، سواد پدر به طور اخص بهترين معيار تعيين كننده محيط فرهنگي و اجتماعي خانواده است و مي تواند مستقيم يا غير مستقيم بر توانائيهاي ذهني فرزندان اثر بگذارد (مهريار ، 1352) .

بر همين اساس تحصيلات پدر ، بارها بعنوان نشان دهنده طبقه اجتماعي در پژوهشهايي كه در ايران صورت گرفته است به كار برده شده است . آنچه مسلم است تحصيلات والدين به طرق گوناگون           مي تواند به غني سازي محيط خانوادگي در زمينه‌هايي نظير كمك كردن در انجام تكاليف فرزند ، گسترش فعاليتهاي فرهنگي در خانواده و ايجاد رقابت براي موفقيت تحصيلي فرزندان كمك نمود .

     مطالعات موجود ارزش تفكر درباره انگيزه پيشرفت دانش آموزان را نشان مي دهند . معلمان    مي توانند از درك منابع و راههايي كه به وسيله آنها انگيزش پيشرفت افزايش مي يابد استفاده كنند .         در واقع برخي از شواهد جالب ، ارتباط بين سطح انگيزش پيشرفت و قابليت سازندگي يك جامعه را نشان داده‌ است . اين شواهد براين موضوع اشاره دارد كه انگيزش پيشرفت مي تواند پيشرفت اقتصادي و تكنولوژيكي را تغذيه كند و موجب گسترش آن شود .

عملكرد تنها شاخص قابل مشاهده انگيزش پيشرفت است . انگيزش به وسيله يك نظام پيچيده از افكار و احساسات حمايت مي شود .    

     آكورد و گلوردبرگ (1979) 332 ضريب همبستگي بين اندازه‌هاي انگيزش و پيشرفت تحصيلي را تجزيه و تحليل كردند . از همبستگي‌هاي بدست آمده 98% مثبت و متوسط آنها 34% بوده است  معمولاً چنين نتيجه‌اي اينگونه تفسير مي شود كه سطوح بالاي پيشرفت نيز به سطوح بالاي انگيزش  منجر مي شود .

    پژوهش حاضر به بررسي« علل و عوامل مؤثر بر انگيزه تحصيلي دانش آموزان مقطع متوسطه شهر سروآباد » در سال تحصيلي 89 – 88 پرداخته است . همچنين در جستجوي يافتن علل و عوامل كاهش انگيزه  به تحصيل در ميان آنها مي باشد . با توجه به اهميت تحصيل در جامعه ما در اين پژوهش سعي مي شود عواملي كه باعث كاهش انگيزه به تحصيل در دانش آموزان مي شود را بيان كرد و از نظرات صاحبنظران براي پيدا كردن راهكارهاي در مورد انگيزش تحصيلي استفاده مي شود شايد تا حدودي بعضي از مشكلات بي‌انگيزگي دانش آموزان شهر سروآباد به امر تحصيل حل شود .

 ضرورت و اهميت مسأله

     يكي از بزرگترين معضلات آموزشي ، كاهش انگيزه به تحصيل مي باشد ، در اين ميان مهمترين رسالت نظام آموزشي ، آماده ساختن دانش آموزان براي كسب دانش ، مهارتهاي شناختي و شغلي جهت ورود به اجتماع است جوانان داراي طبايع و استعدادهاي گوناگون هستند لذا با اين استعدادها شناخته شده و تقويت شوند ، تا بدين وسيله ايجاد انگيزه به تحصيل شود . بنابراين شناسائي عواملي كه كاهنده انگيزه هستند ، نقش مهمي را ايفا مي كند . تربيت انسانهاي كارآمد در صورتي ميسر است كه افراد با علاقه و اشتياق دست به انتخاب رشته بزنند و با ميل و رغبت ادامه تحصيل بدهند تا به صورت افراد مفيد براي اجتماع درآيند .

     شناسايي دلايل كاهش انگيزه به تحصيل و رفع يا كاهش اين عوامل خدمت بزرگي به آموزش و پرورش مي باشد (روشها ، امكانات آموزشي و صلاحيت دبيران) بايد بلافاصله درصدد اصلاح آن برآيند و چنانچه اين عوامل خارجي باشد (شرايط اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، خانوادگي و …. ) در صورت امكان با اتخاذ تدابير لازم تأثير اين عوامل را به حداقل خود برساند در هر صورت با شناسايي اين عوامل :

1- از هدر رفتن منابع مالي جلوگيري به عمل مي آيد .

2- از آنجائيكه محصولات درونداد آموزش و پرورش دانش آموزان هستند لذا چنانچه با ميل و انگيزه به تحصيل بپردازند ، رسالت آموزش و پرورش كه آماده كردن افراد شايسته براي ورود به اجتماع دانشگاه است برآورده مي شود .

     بطور كلي يافته‌هاي اين پژوهش مي تواند برنامه‌ريزان و مسئولين رده‌هاي مختلف آموزش و پرورش و حتي عوامل اجرايي دبيرستانها و ديگر دوره‌هاي تحصيلي را ياري دهد تا به موارد فوق دسترسي يابند .

 

اهداف پژوهش

هدف كلي :

 «بررسي عوامل مؤثر بر انگيزه تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه شهر سروآباد در سال 89 – 88 » . 

اهداف جزئي :

1- بررسي تأثير عوامل اقتصادي واجتماعي بر انگيزه تحصيلي دانش آموزان .

2- بررسي تأثير ويژگيهاي خانوادگي دانش آموز بر انگيزه تحصيلي آنان .

3- بررسي تأثير اميد به آينده بر انگيزه تحصيلي دانش آموزان .

4- بررسي تأثير نگرش به محيط و ساختار نظام آموزشي بر انگيزه تحصيلي دانش آموزآن .

 

فرضيه‌هاي پژوهش

1- بين ويژگيهاي اقتصادي و اجتماعي دانش آموزان داراي انگيزه تحصيلي بالا و دانش آموزان با              انگيزه تحصيلي پايين تفاوت معني داري وجود دارد .

2- بين ويژگيهاي خانوادگي ( نگرش به خانواده تحصيلات والدين ، تعداد افراد خانواده ،                       سخت گيري والدين ، فوت يا طلاق ) دانش آموزان داراي انگيزه تحصيلي بالا و دانش آموزان داراي انگيزه تحصيلي بالا و دانش آموزان با انگيزه تحصيلي پايين تفاوت معني داري وجود دارد .

3- بين ميزان اميد به آينده دانش آموزان داراي انگيزه تحصيلي بالا و دانش آموزان با انگيزه تحصيلي  بالا و دانش آموزان با انگيزه تحصيلي پايين تفاوت معني داري وجود دارد .

4- بين نگرش به محيط ، عوامل و ساختار آموزشي دانش آموزان با انگيزه تحصيلي بالا و دانش آموزان با انگيزه تحصيلي پايين تفاوت معناداري وجود دارد .

 

 

مفاهيم و متغيرها

متغيرها وابسته :  انگيزه تحصيلي در دانش آموزان .

متغير مستقل : عوامل اقتصادي و اجتماعي – ويژگيهاي خانوادگي –  ميزان اميد به آينده –                  ساختار آموزشي .

انگيزه : يكي از مهمترين عناصر يادگيري انگيزه است . انگيزه محركي است كه شخص را براي رسيدن به هدف وادار به فعاليت مي كند (صباغيان ، 1357).

بعبارت ديگر انگيزه يك اصطلاح كلي كه زمينه مشترك بين نيازها  ، شناختها و هيجانها را مشخص             مي كند كه هر يك از اينها فرايندي دروني است كه رفتار را نيرومند و هدايت مي كند .

اميد به آينده : ميزان اطميناني كه شخص به وصول خواسته‌هاي خود در آينده دارد ، در اينجا منظور خواسته‌هايي است كه توسط تحصيلات تأمين مي شود .

ويژگيهاي اقتصادي : ميزان درآمد ، سهم فرد از اين درآمد ، نوع مسكن ، ميزان و نوع تفريحات ،                نوع تغذيه ، نوع وسيله نقليه و …. .

ويژگيهاي خانوادگي : تعداد افراد خانواده ، تحصيلات والدين ، تك والدي بودن ، روابط پدر و مادر باهم و فرزندان و …. .

اصطلاح خانواده را مي توان در مجموع اسلاف ، اخلاف و خويشان جانبي و والدين متعلق به يك دودمان و يا جمع زوجين و فرزندان آنان كه او اين سلول و يا واحد حيات طبيعي – اجتماعي را                تشكيل مي دهند ، به كار برد (ساروخاني ،‌ ؟) .

ويژگيهاي اجتماعي : درك از ارزش و اهميت تحصيلات در جامعه و تأثير تحصيلات بر روابط اجتماعي .

عوامل آموزشي : روابط اولياي دبيرستان با دانش آموزان ، نحوه تدريس ، دبيران ، كتابهاي درسي و …. .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

پيشينه تحقیق

–       تعاريف انگيزش و انگيزه

–       نظريه‌هاي پژوهش

–       انگيزش و پيشرفت تحصيلي

–       پيشينه تحقيق

تعاريف انگيزش و انگيزه

      انگيزش شايد يكي از متداولترين و وسيعترين مطالعات مفاهيم روانشناختي است . كاربرد تئوريهاي انگيزش در ساير رشته‌ها از قبيل يادگيري ، شخصيت ، رفتار كاركنان و رضايت شغلي                            تركيب  شده است . در يك چنين شرايطي و موقعيتي ، انگيزش در وراي تئوري بصورت يك                    منبع مديريتي مفيد و قابل استفاده‌اي براي شكل دادن رفتار بوجود مي آيد .

چهارچوب تئوري انگيزش بر فهم و پيش گويي زير بناي عقلاني رفتار انساني متمركز شده ‌است ، كاركرد جنبه‌اي از انگيزش بر مداخله  فعال به منظور اصلاح كردن و تغيير دادن و توسعه دادن پاسخهاي رفتاري مطلوب تأكيد مي كند (سينگر ، 1990) .

     اصطلاح «انگيزش» ، عبارت است از تمام عوامل رواني (آگاهانه و ناآگاهانه) ، آماده كننده انسان به منظور تحقق بخشيدن به بعضي از اعمال ، گرايشها و اهداف .

«انگيزه» عاملي است دروني كه رفتار شخص را بر مي انگيزد و جهت مي دهد و آن را هماهنگ                  مي سازد . انگيزه را بطور مستقيم نمي توان مشاهده كرد ولي وجود آن را از روي رفتار شخص مي توان استنباط كرد . عامل بوجود آورنده انگيزش را انگيزه مي نامند .

در اثر يادگيري انسان آمادگي خاصي براي انجام رفتارهايي معين را مي يابد كه به آن انگيزش گفته             مي شود . بنابراين مهمترين عامل در پيدايش انگيزه وجود انگيزه است . پيدايش انگيزه نيز ارتباط بسيار نزديك با ويژگيهاي طبيعي و اكتسابي وجود دارد .

     انگيزه‌ها را گاهي بعنوان نيازها ، تمايلات ، سائقها يا محركات دروني تعريف مي كنند                      (هرسي و بلانچارد ،ترجه علاقه بند ، 1374) .                     

انگيزه‌ها معمولاً معطوف به هدف مي باشند و اين انگيزه‌ها ممكن است آگاهانه ، يا ناخودآگاهانه باشند ، در اين رابطه زيگموند فرويد يكي از اولين كساني بود كه اهميت انگيزش ناخودآگاه را تشخيص داد                 (هرسي و بلانچارد ،ترجمه علاقه بند ، 1374) .

     يك تعريف جامع از انگيزش همچون بسياري از مفاهيم روانشناختي متشكل مي باشد ، همچنانكه اتكينسون مي نويسد ، مشكل تعريف انگيزش از اينجاست كه اين اصطلاح در روانشناسي معاصر                 منشأ ثابتي ندارد (هوي و مسيكل ، ترجمه نايلي ، 1373) .

 استيرزو پورتر به چند تعريف كه توسط عده اي از نظر پردازان انگيزش عنوان شده اشاره مي كند             (نايلي ،1373).

جان اتكنيسون (1964) نظريه پرداز ديگر انگيزش را فرايندي تصور مي كند كه گزينشهايي را كه توسط انسان يا موجودات زنده ديگر صورت مي پذيرد تحت نفوذ قرار مي دهد .

ويكتور وروم (1964) نظريه پرداز ديگر انگيزش را فرايندي تصور مي كند كه گزينشهايي را كه توسط انسان يا موجودات زنده ديگر صورت مي پذيرد تحت نفوذ قرار مي دهد .

كمپل و پريچارد (1976) كه هردو از نظريه پردازان بنام در انگيزش هستند كه عقيده دارند كه انگيزش به مجموعه روابط متغيير ، مستقل يا غير مستقلي كه راستا ، وسعت و پايداري رفتار را تبيين مي نمايند مربوط است ، به اين شرط كه تأثيرات استعداد مهارت و درك وظيفه مورد نظر و همچنين محدوديتهايي كه بر محيط حاكم هستند ثابت نگه داشته شوند .

وين ماندي و همكارنش انگيزش را عبارت از اشتياق و علاقه نسبت به انجام فعاليتهايي(هم جهتي)  مي دانند كه براي نيل به هدفهاي (هدف) سيستم مورد نظر لازم است .

ببريل مان واتساينر(1964) معتقدند كه انگيزش حالت دروني فرد است و رفتاري را در روي موجود مي آورد تا رسيدن به هدف شخص ممكن گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.