پرسشنامه یادگیری خود راهبر (فیشر و همکاران 2013)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان خود راهبری از ابعاد مختلف (خودمدیریتی، تمایل به یادگیری، خودکنترلی)

تعداد سوال: 29

تعداد بعد: 3

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه یادگیری خود راهبر (فیشر و همکاران 2013)

مفهوم يادگيري خودراهبر در بافت هاي كاملا متفاوتي استفاده شده و به ويژه براي آموزش بزرگسالان از اهميت بيشتري برخوردار است . خودراهبري به عمل كردن براساس نظر و فرمان خود و حركت به سمت اهداف شخصي اشاره دارد .طبق نظر برکت ، یادگیری تحت عنوان مشارکت در فعالیت های یادگیری تعریف می شود که در آن فرد دارای مسئولیت شخصی برای توسعه و انجام امور یادگیری خود به یک روش مستقل و یدون تحریک شدن یا هدایت توسط افراد دیکر است .  تشويق به يادگيري خودراهبر مورد انتقاد بوده است . چون ممكن است به شكل فريبنده اي اين طور به نظر برسد كه يادگيري خودراهبر يك كار كاملا فردي و بدون هيچگونه تاثير يا محدوديت از طرف موقعيت اجتماعي ، اقتصادي و سياسي فرد مي باشد . بنابراين بايد توجه كرد كه خودراهبري نيازمند كسب مهارت مربوطه و همچنين ارتباط با موقعيتي كه خودراهبري در آن صورت مي گيرد ، است . يادگيري خودراهبر به عنوان يك فرايند چندبعدي دربرگيرنده بخش هاي زمينه اي ، رفتاري ، عاطفي و شناختي مي باشد .

1- تدوين اهداف : اهداف زندگي و اهداف يادگيري

 هر موقعيت ، حادثه يا مشكلي در زندگي ممكن است منجر به عملي هدف محور شده و باعث يادگيري شود . يادگيري در زندگي معمولا از تدوين اهداف يادگيري پيروي نكرده و بلكه از اهداف زندگي پيروي مي كند . اهداف زندگي معمولا در پس فعاليت هايي كه منجر به يادگيري مي شوند ، قرار مي گيرند . در مدرسه اهداف يادگيري اغلب براي دانش آموزان نامشخص است و به نظر مي رسد هيچ رابطه مشخصي با اهداف زندگي آنان ندارد . اهداف دانش آموزان از هدفهاي معلم ، مدرسه و جامعه گرفته شده است . اين هدفها ثابت و از پيش تعيين شده هستند و شانس كمي را براي مشاركت دانش آموزان فراهم مي سازند . مشاركت دانش آموز در تدوين هدف ، يك پيش نياز براي خودراهبري و انگيزش است

2- جهت گيري : فراخواني دانش و آماده شدن براي يادگيري:

 جهت گيري شامل فراخواني دانش قبلي و تحقيق درباره راه هاي ممكن براي حركت به سمت هدف مي باشد . دانش قبلي با دانش درباره هدف و سوال هاي راهبردي درباره چگونگي رسيدن به هدف ارتباط پيدا مي كند . دانش قبلي ممكن است از طريق يادگيري رسمي و يا يادگيري بيرون از مدرسه كسب شده باشد . فراخواني دانش قبلي و تحقيق انتقادي در مورد آن در يادگيري ضروري است . تحقيق راه هاي ممكن شامل جستجو براي اطلاعات ، منابع درسي و اجتماعي ، فرصت هاي عملكردي و برنامه ريزي مي باشد . اين فعاليت ها بخشي ضروري از يادگيري خودراهبر مي باشند

3- اجراي فعاليت هاي يادگيري

 در يادگيري مادام العمر ، هيچ خط جداكننده اي وجود ندارد كه يادگيري را از فعاليت هاي ديگر جدا كند . يادگيري از مجموعه اي فعاليت ها همچون مشاهده كار ديگران ، مذاكره با افراد ، سوال كردن از افراد ، جمعه آوري اطلاعات ، يادگيري از طريق آزمون و خطا و بررسي فعاليت هاي قبلي تشكيل شده است . فعاليت هاي ذهني كه از طريق آنها يادگيري صورت مي گيرد شامل : 1- تعامل اجتماعي 2- پردازش اطلاعات شفاهي و نمادي 3- تجربه مستقيم و 4- تفكر مي باشد

اصول تدريس فرايند محور

—هدف تدريس فرايند محور ايجاد و تسهيل يادگيري خودراهبر براي يادگيري مادام العمر مي باشد . چندين نويسنده اصول تدريس فرايند محور را بيان كرده اند . در اين بررسي اصول به چهار گروه اصلي طبقه بندي شده است كه شامل موارد زير مي باشد :

۱-حركت تدريجي به سمت دانش آموز محوري در فرايند يادگيري

  مهارت در يادگيري خودراهبر نيازمند توسعه و گسترش مي باشد . دانش آموزان نياز به تمرين دارند تا ياد بگيرند كه چگونه يادگيرندگان بهتري شوند . بنابراين يادگيري بايد به طور تدريجي به سمت دانش آموز محوري حركت كند . تغيير تدريجي از معلم محوري به دانش آموز محوري مورد توافق بسياري از نويسندگان است . تدريس سنتي بر محتوا ( دانش و يا مهارت ها ) تمركز دارد . در حاليكه آموزش فرايند محور به طور صريح با فرايند كسب اين محتوا سروكار دارد . معلم يادگيري را مدل سازي مي كند و نشان مي دهد كه يك يادگيرنده چگونه فرايند يادگيري را از طريق تفكر ، فراخواني دانش قبلي ، بررسي انچه كه بعدا انجام خواهد شد ، كنترل نتايج ، بازگشت به سوال ، بيان دوباره اهداف ، جستجوي اطلاعات ، خواندن متن ، سوال از ديگران و غيره ، انجام دهد .

 2- تمركز بر توليد دانش در مورد موضوع

تدريس فرايند محور دانش آموزان را تشويق مي كند كه دانش قبلي خود را فراخوانده و به طور انتقادي مورد ارزيابي قرار دهند . دانش قبلي ممكن است تا حدي ناآگاهانه بوده و مربوط به تجربه خارج از مدرسه باشد . معلم دانش آموزان را تشويق مي كند كه از خود سوالاتي در مورد موضوع مطرح شده بپرسند ، ايده هاي خود را بيان كنند ، فرضيه ها را كشف كنند و در مورد چرايي اين عقايد فكر كنند و عقايد خود را با عقايد ديگران و دانش رسمي ارائه شده به آنها مقايسه كنند .

 3- توجه به جنبه هاي عاطفي يادگيري

تدريس نيازمند سروكار داشتن با جنبه هاي عاطفي يادگيري است . يادگيري مي تواند خيلي خوب و جذاب باشد و در عين حال مي تواند سخت و در بعضي مواقع تهديد كننده باشد . معلمان بايد براي دانش آموزان بيان كنند كه يادگيري ارزشمند است حتي اگرسخت باشد . براي مثال حل يك مسئله مشكل مي تواند باعث احساس لذت در دانش آموز شود . تدوين يك هدف يادگيري ( چگونگي حل مسائل ويژه ) به جاي يك هدف عملكردي ( حل يك مسئله ويژه ) باعث انگيزش و موفقيت بيشتر در دانش آموز مي شود .

بازخورد مثبت يك روش ديگر براي ايجاد حس ارزشمند بودن يادگيري در دانش آموزان مي باشد . بازخورد بايد براساس تمرين و كار داده شده به دانش آموز ارائه شود

 چرا تدريس بايد بايد براي يادگيري خودراهبر مادام العمر صورت گيرد ؟

يادگيري خودراهبر يك هدف آموزشي جديد نيست . اما به نظر مي رسد كه در كشورهاي زيادي دوباره مورد توجه جدي قرار گرفته است . يادگيري خودراهبر ، تعريف روشن و آشكاري ندارد . نويسندگان از سنت ها و موقعيت هاي مختلف ، تعاريف مختلفي براي اين موضوع داشته اند . يادگيري خودراهبر به طور كلي وابسته به تقاضاي براي يادگيري مادام العمر مي باشد و يادگيري مادام العمر در نتيجه نياز جوامع مدرن مورد تاكيد قرار مي گيرد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.