پرسشنامه شایستگی های هوش هیجانی رهبران سازمان

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی شایستگی های هوش هیجانی رهبران سازمان از ابعاد مختلف (خوش بینی، خودآگاهی، خود مدیریتی، همدلی، انعطاف پذیری)

تعداد سوال: 29

تعداد بعد: 5

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 5500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه شایستگی های هوش هیجانی رهبران سازمان

دو هزارسال پیش افلاطون گفت: « تمام یادگیری ها دارای یک زیربنای عاطفی هستند ». براساس گفته ی افلاطون ازآن زمان تاکنون دانشمندان، پژوهشگران وفیلسوفان زیادی درجهت اثبات یا نفی نقش احساسات، مطالعات زیادی انجام داده اند.

مبحث هوش عاطفی به سال ۱۹۸۵ برمی گردد که یک دانشجوی مقطع دکتری رشته هنردریکى ازدانشگاههاى آمریکا پایان نامه اى رابه اتمام رسانید که درآن هوش عاطفی (هوش هیجانى) رامطالعه کرده بود.

سپس درسال۹۹۰ دو استاد دانشگاه در آمریکا جان مایر و پیترسالوی دو مقاله درموردهوش عاطفی نوشتند و پژوهش های خود را درا ین رابطه آغاز کردند. این دواستاد دریافتند که برخی ازافراد درشناخت احساسات خودودیگران و حل مشکلات احساسی و عاطفی توانمند ترهستند آنان نقل می کنند که نظریه آنها درموردهوش عاطفی، عامل انگیزه گلمن برای نوشتن کتاب پرفروش خود درسال ۱۹۹۵ گردید.

نتایج تحقیقات گلمن (۱۹۹۵ ) نشان می دهد مدیری که ازهوش عاطفی زیادی برخوردارباشد وازنظر فنی تجربیات لازم را داشته باشد، با آمادگی بیشتری نسبت به دیگران به رفع تعارضها وضعفهای گروهی درسازمان خواهدپرداختاز آغازدهه۱۹۹۰ بحث درزمینه اثرات روان شناختی هیجان وکارکردهای انطباقی آن ونیزماهیت رابطه هیجان وشناخت با معرفی مفهوم هوش عاطفی ابعاد تازه ای به خودگرفت. درواقع مفهوم هوش عاطفی آخرین پیشرفت درزمینه فهم رابطه بین هیجان وتفکربوده ومحققان براین باورندکه کاربرد مفهوم “هوش” یک استعاره مناسب برای سازه ای است که ازآن با واژه هوش عاطفی یاد می شود.

ابداع این مفهوم توسط سالووی و مایردردهه ۱۹۹۰صورت گرفت. (سالووی و مایر، ۱۹۹۷) این پژوهشگران درتعریف خود چهار مؤلفه پایه راذکرکرده اند که عبارتنداز:

۱- ادراک و ابراز هیجان

۲- تسهیل عاطفی تفکر

۳ – فهم و تحلیل هیجانها وبکارگیری آگاهی عاطفی

۴- تنظیم واکنشی هیجان جهت ارتقای رشدعاطفی وعقلانی.

بنابراین می توان کفایتهای اساسی درگیردرهوش عاطفی راشامل ادراک عاطفی درخودودیگران، فهم این هیجانها واداره هیجان ذکرنمود. بسیاری ازپژوهشگران براین فرض اند که بین هوش عاطفی وعملکردمؤثردرتطابق با اقتضائات روزمره زندگی پیوند وجود دارد. هوش عاطفی عامل مؤثروتعیین کننده دربرآیندهای زندگی واقعی مانند موفقیت درمدرسه وتحصیل، موفقیت درشغل وروابط بین شخصی وبه طورکلی درکنش وری سلامت می باشد سیاروچی وهمکاران، ۲۰۰۲و لاونیس۲۰۰۵ دریافتند که هوش عاطفی بالا با سلامت عمومی بالا همبسته است وبا رفتارهای خطرآفرین کشیدن سیگاررابطه منفی داردومتغیربسیاراساسی درکنش وری های سلامت وسبک زندگی شخصی می باشد.( عابدی، ۱۳۸۸)
درسال ۱۹۸۹، “ آیمان ساواف ”، بازرگان ومدیربین المللی به تحقیق درزمینه عاطفی پرداخت. اوخبرنامه ای تخصصی گردآوری کردوریاست مؤسسه غیرانتفاعی آموزش درزمینه عاطفی را به عهده گرفت.

دکتر ” رابرت کوپر ” به ارزیابی تحقیق جهانی درزمینه شعورعاطفی درتجارت وعرصه های مربوط پرداخت. درنتیجه این تلاش چندساله یک شرکت جدید تأسیس شد : صنایع دانش پیشرفته. ” کوپر “ و ” ساواف “ باهمکاری ” استراوریولی “ مدیرعامل شرکت تجاری واحد سنجش ورهبری به نام سیستم های ” ای سای ” و گروه تحقیقی وی به رهبری دکتر ” کارن تروکی ” اولین نقشه میزان عاطفه وتاریخچه عاطفه اداری راکه ازلحاظ آماری ومعیارسنجی معتبراست تهیه کردند.”ساواف برای اولین بارالگوی چهار اصل عاطفی را پیشنهاد کرد و با همکاری ” کوپر ” رئوس مطالب کتاب مدیریت عشق ووعاطفه راتنظیم کردند. وقتی کارتحقیق ونوشتن به طور جدی آغازشد ” رابرت کوپر ” تحقیق درزمینه عاطفه اداری راآغاز نمود وآن را به زبان خود بیان نمود. اوبااستفاده ازمغزتحلیل گروتحقیق درزمینه رفتارومثالهایی ازسالها مشاوره خود وتوسعه رهبری با تعدادی ازسازمانها ی عمده ایالات متحده وکانادا، چهاراصل شعورعاطفی را ارائه می دهدکه عبارتندازالگویی کارآمدکه به کمک ” ساواف ” مدیر ورئیس مؤسسه تحصیل درزمینه عاطفی آن را تدوین کرده است. بحث”کوپر”براساس ترکیب تحقیق مبتکرانه روزوتجربه رهبران سراسر دنیا قراردارد. (عزیزی، ۱۳۸۶ ، ص۲۰)

روانشناسان انواع هوش را در ۳ گروه اصلی دسته­ بندی کرده ­اند :

۱) هوش انتزاعی : به معنای توانایی ادراک وبکارگیری ماهرانه ازنمادهای ریاضی وکلامی می ­باشد.

۲) هوش­ عینی : به معنای توانایی ادراک برخوردماهرانه باموضوعات می ­باشد.

۳) هوش ­اجتماعی : به معنای توانایی ادراک دیگران است. (جانسون وایندویک،۱۹۹۹، ص ۴۸ ،به نقل ازخان محمدی)

ریشه هوش عاطفی ازمفهوم هوش اجتماعی که اولین بارتوسط ثراندیک تعریف شده، نشأت می گیرد. مفهوم هوش عاطفی یک اصطلاح فراگیراست که مجموعه­ ی گسترده­ای ازمهارتها وخصوصیات فردی را دربرمی­ گیردومعمولابه مهارتهای میان فردی ودرون فردی اطلاق می­گردد که فراترازحوزه مشخصی ازدانش پیشین بهره هوشی(IQ) و ومهارت فنی یا حرفه­ای می ­باشد.

واژه هوش هیجانی براي اولین بار توسط واین پاین در رساله دکترا به کاربرده شد ولـی مـایرو سـالووي درسال 1990 معناي این واژه را توسعه دادند. آن ها هـوش هیجـانی را نـوعی هـوش اجتمـاعی ومـشتمل بـرتوانـایی کنترل هیجان هاي خود و دیگران و تمایز بین آن هاو استفاده از این اطلاعات براي عملکردمؤثردرمحـیط و روبه رو شدن با مقتضیات زندگی دانسته وآن را متشکل ازمؤلفه هاي درون فردي ومیـان فـردي گـاردنردانـستند ودر پنج حیطه به شرح زیر خلاصه کردند:

  1. خودآگاهی : آگاهی از خویشتن، توانایی خودنگري وتشخیص دادن احساسات خـودبـه همـان گونـه کـه وجوددارند.
  2. اداره هیجان ها : کنترل هیجان ها و احساسات به شیوه مطلـوب وتـشخیص منـشاء ایـن احـساسات ویـافتن راههاي اداره و کنترل ترس ها، هیجان ها،عصبانیت ها،و….
  3. خود انگیزي : جهت دادن و هدایت عواطف و هیجانها به سـمت و سـوي هـدف، خویـشتن هیجـانی وبـه تأخیرانداختن خواسته هاوبازداري تلاشها
  4. هم حـسی : حـساسیت نـسبت بـه علایـق و احـساسات دیگـران و تحمـل دیـدگاههـاي آنـان وبهـادادن بـه  تفاوتهاي موجودبین مردم در رابطه با احساسات خودنسبت به اشیاءو امور
  5. تنظیم روابط :که شـامل اداره هیجانـات دیگـران و برخـورداري از مهارتهـاي اجتمـاعی اسـت (بـه نقـل از بیرامی، 1387).

هوش هیجانی شامل تواناییهایی مانند برانگیختن فرد، استقامت دربرابراستیصال، کنترل تکانه، تعدیل خلـق وخو، و پرهیزاز استرسهاي مخرب به منظور جلوگیري از اختلالات فکري است. به عبارت دیگـرهـوش هیجـانی را توانایی فرددر شناسایی و ابراز هیجان هاي خودودیگران به طورمثبت می دانند (بار- اون، 1997).

هوش هیجانی مجموعه اي از قابلیت هاي غیر شناختی ومهارتهایی است که به فرد امکان می دهد تا بتوانـد دربرابر خواسته هاوفشارهاي محیطی ازعهده آن ها برآید (گاردنر، 1983؛ به نقل از شاره، 1385).

از نظر مایرو سالووي (1998؛ به نقل از سپهریان، 1386) توانایی فردبراي سازگاري با زندگی به کارکردهـاي یکپارچه توانمندي هاي هیجانی و عقلانی او بستگی دارد و هوش هیجانی باید به هر حال ترکیب دو حالت از سـه حالت ذهن یعنی شناخت و عاطفه یا هوش و هیجان باشد.آن ها هوش هیجانی را بدین گونـه تعریـف کـرده انـد:

هوش هیجانی توانایی درك هیجانات و عواطف به منظور دستیابی و ایجـاد هیجانـاتی اسـت تـا ضـمن کمـک بـه تفکـربهتـر، بـه رویـارویی مـؤثرتربـا مقتـضیات زنـدگی بپـردازد. در ایـن میـان همـاهنگی لازم میـان عواطـف واحساسات براي ارتقاءعاطفی وهوش براي شخص فراهم می گردد.  هوش هیجانی را می توان قابلیت استفاده از احـساس وعاطفـه خـودودیگـران در رفتـار فـردي و گروهـی درجهت کسب حداکثرنتایج با حداکثر رضایت تعریف کرد (خائف الهی ودوستار، 1382).

با این حال کسی که توانست هوش هیجانی را بر سر زبانها بیاوردودر سطح جهان مطرح کنـد و ازنظریـه بـه کاربرد نزدیک سازد دانیل گلمن (1995) بود. گلمن با تغییراتی در تعاریف مایرو سالووي، هـوش هیجـانی را ، جنبه دیگري از هوش معرفی کرد که شامل آگاهی از احساس هـاو اسـتفاده ازآن هـا بـراي اتخـاذ تـصمیم هـاي مناسب در زندگی و توانایی تحمل ضربه هـاي روانـی و مهـارآشـفتگی هـاي روانـی اسـت. بـه اعتقـاد او، هـوش هیجانی نوعی از مهارت زندگی است. وي با تهیه لیستی بلند؛ خویشتن داري، پشتکار، توانایی مهـار تکانـه هـا، بـه تأخیر انداختن ارضاي نیازهـا، تنظـیم خلـق، مهـار اضـطراب هـا بـه منظـور تـسهیل در اندیـشیدن،وتفکـردربـاره احساس ها ي خودودیگران را از جمله توانایی هاي موجوددر هوش هیجانی برشمرد.

هوش هیجانی عبـارت از توانـایی نظـارت بـر احـساسات وهیجـانهـاي خـودودیگـران، توانـایی تـشخیص وتفکیک احساسات خود و دیگران، و استفاده از دانش هیجانی در جهت هدایت تفکرو ارتباطات خودودیگـران می باشد (مایر و سالوي ، 1990).

هوش هیجانی نوعی از هوش غیر شناختی است که شامل مجموعـهاي از توانـاییهـاومهـارتهـاي هیجـانی واجتماعی میشود و این مهارتها، توانایی موفقیت فرد رادرمقابله با فشارهاو اقتضاهاي محیطی افزایش مـیدهـد(بار-ان ، 1999).

دانیل گولمن : هوش عاطفی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند ازطریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، ازطریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیرآنها رادرک کند واز طریق مدیریت روابط ، به شیوه‌ای رفتارکند که روحیه خودودیگران را بالا ببرد .

جان مایروپیترسالوی : هوش عاطفی توانایی ارزیابی، بیان وتنظیم عاطفه خود ودیگران واستفاده کارآمداز آن است. (دوستار، ۱۳۸۲، ص۵۴)

بار- آن : هوش عاطفی تواناییهای یک شخص درمواجهه باچالشهای محیطی است وموفقیتهای فرد را درزندگی پیش بینی می کند. (وثوقی کیا ،۱۳۸۳، ص۲(

بار ـ آن معتقد است که هوش عاطفی (هیجانی ) مجموعه از توانایی‌ها، قابلیت‌ها و مهارت‌هایی است که فرد برای سازگاری مؤثر با محیط و بدست آوردن موفقیت درزندگی کسب می‌کند. از نظر وی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی طی زمان رشد و تغییر می‌کنند و می‌توان از طریق آموزش و برنامه‌های اصلاحی آنها را بهبود بخشید (بار-آن ، پارکر ،۲۰۰۰).
از نظر وی‌سینگر هوش عاطفی (هیجانی) استفاده هوشمندانه ازعواطف است. به این صورت که شما آگاهانه ازعواطف خود استفاده می‌کنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنید تا به نتایج جالب توجهی دست یابید. (وی سینگر، ۱۹۹۸).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.