مقیاس خودیابی (SDS) براساس نظریه هاي مختلف شخصیت در دانشجویان

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: سنجش میزان شناخت توانایی های خود از ابعاد مختلف (خودآگاهی و پذیرش، تعهد و مجذوبیت، استعلا و پیشرفت، رشد شخصی)

تعداد سوال: 33

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط  3900 تومان

خرید فایل

مقیاس خودیابی (SDS) براساس نظریه هاي مختلف شخصیت در دانشجویان

    خودشناسی،سفری به اعماق روح و صید گرهرهای وجود است.جاذبه ها و جلوه های دلربای این سفر همانند درک و دریافت نقاط قوت سرزمین وجود و نیز شناخت نقاط ضعف دنیای درون این سیر را برای همگان به ویژه نسل جوان شیرین و پرنشاط می سازد.

زمانی که سقراط با مدعیان فلسفه سخن می گفت به آنان گفت:

«مطالعه در جهان هستی خوب و ارزنده است اما فیلسوف موضوعی بسیار جالب و شایسته تر از درختان و سنگها و ستارگان دارد که نظر دقتش را جلب کند و آن روح انسانی است: انسان چیست؟ و چه می تواند بشود؟»

بی دلیل نیست که برخی از صاحب نظران بر این باورند:

«هر کس نتواند خود را بشناسد،به شناخت دیگری نمی رسد زیرا هیچ چیز به ما نزدیکتر از خود ما نیست،اگر خود را نشناسیم،هرگز دیگری را نخواهیم شناخت.»

هر گاه خودشناسی را سرمایه بزرگ زندگی بدانیم و در کسب و افزایش این سرمایه کوشا باشیم،بدون شک در می یابیم که «خودشناسی و خودیابی،خوشبختی تمام عیاری» است که بنیان تمامی سعادتها و نیکبختیهای ظاهری و باطنی است. از این رو «خود را در خود» جستجو می کنیم و به دنبال اقتدار و فرمانروایی روح خویش بر می آیم تا برترین تحفه های حیات را نصیب خود سازیم.

مدتی در خود نگر تا کیستی؟

                         از کجائی؟وز چه جائی؟چیستی؟

بهر چه عمری در اینجا زیستی؟

                          جمع هستی را بزن بر نیستی

                   از حیاتت تا خبردارت کنند

بعضی از اندیشمندان با اشاره به وسعت و عظمت انسان می گویند:

«اگر مغز انسانی را به یک «کوه یخ» تشبیه کنیم قسمت ناخود آگاه آن عبارت از آن 9/8 می باشد که در زیر آب است و برای بینندگان دیدن آن میسر نیست، بر عکس،قسمت دیگر مغز یعنی وادی خود آگاه که 9/1 باقیمانده را تشکیل می دهد قابل درک و کنترل است.به عبارت دیگر،اندازه و نیروی وادی خود آگاه مغز نسبت به وادی ناخود آگاه درست مثل نسبت پوست یک پرتقال است به خود پرتقال.»

معنی انسان نگنجد از بزرگی در جهان

            ساده لوح آن کس که گوید هست انسان زیر پوست

«خودشناسی» درنگاه خودشناسان و خداشناسان

«معرفت نفس» یا شناخت خود،دانشی است روشنی بخش که در نگاه پاکان و پاک نظران سودمند ترین معرفتها،برترین آگاهیها،بهترین حکمتها و والاترین دانستنیها معرفی شده است،همانگونه که سعادت بزرگ و بزرگتر و با فضیلت ترین درک و درایت و عالی ترین خردها تعبیر شده است.

امام علی(علیه السلام)با بصیرت والای خویش «خودشناسی» را بنیان شناخت خداوند شناخت بهتر خلق خدا،شگفتی،عظمت و جدیت امور بندگی،اراده های چشمگیر در مسیر مبارزه با هواها،هوسها و دستیابی به نهایت هر معرفت و دانش ترسیم می نماید.دعای سیّد ساجدان امام علی بن الحسین(علیه السلام) نیز راهنمای روشنگری در تدوین خواسته های ما در برابر پروردگار متعال است.آن حضرت با توجه به آیه:

(یا أَیُّها الَّذینَ آمَنوا عَلَیکُم أَنفُسَکُم)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما باد تفکر و اندیشه در وجود خود،به پیشگا پروردگار مهربان عرض می کند:

«واجعلنا من الذین عرفوا انفسهم و ایقنوا بمستقرهم…»؛

خدایا ما را از آنان قرار ده که نسبت به خویشتن شناخت و معرفت یافتند و نسبت به محل استقرار [جاودان و ابدی خود] تعیین یافتند.

آنان که با بینشی روشن سخن می گویند،فراتر از هر مذهب و آیین زبان فطرت خویش را گشوده گفته اند:

*نخستین گام تکامل، خود شناسی است.

*پایه رستگاری و نیک فرجامی بر خودشناسی استوار است.

*همین که ما ضعف و نقص خود را دریافتم و در پی دفع آن برآمدیم،نخستین قدم را در راه پیشرفت برداشته ایم.

*وقتی تو در فکر خویش نباشی و در اصلاح وضع خود بر نیائی از دوستان و آشنایان چگونه انتظار داری که به تو کمک کنند و در فکر تو باشند.

*روان شناسان برآنند که نخستین مرحله انسانیت خودشناسی و پی بردن به رازهای نهفته در زندگانی و ما فی الضمیر خویشتن است!!

برخی از شاعران شیرین سخن نیز واژه های گوهرگونی را با تراش ادیبانه در زنجیره ای زیبا و زرین قرار داده اند و درباره اهمیت خودشناسی اشعاری سروده اند،همانند«ناصر خسرو»:

اگر بشناختی خود را به تحقیق

                            هم از عرفان حق یابی تو توفیق

نماند بر تو پنهان هیچ حالی

                             نبینی از جهان درد و ملالی

«اوحدی» نیز با دو بیت زیبای خود می گوید:

آنچه در علم بیش می باید

                        دانش ذات خویش می یابد

این بدان کایت شرف این است

                       نسخه سِرّ «مَن عَرَف» این است

مردی و مردانگی در سخن «سنایی» در «شناخت خود» ترسیم شده است:

اندرین ره که راه مردان است

                               هر که خود را شناخت،مرد آن است

ای شده از شناس خود عاجز

                              کی شناسی خدای خود هرگز

چون تو در علم خود زبون باشی

                             عارف کردگار چون باشی

در سروده ای دیگر،«ناصر خسرو» با کمک سخنان معصومان(علیه السلام) باب خودیابی را می گشاید و انسان را جان،رفیق روح القدس و صاحب صفات آسمانی و خدایی می داند و می گوید:

تو خود را می ندانی کیستی تو

                              بگو تا در جهان بر چیستی تو

زنادانی که خود را جسم دانی

                              رها کن این سخن زیرا که جانی

توانی جان سخن گوی حقیقی

                            که با روح القدس دارد رفیقی

به چشم سر جمالت دیدنی نیست

                            کسی کو دیدرویت چشم معنی است

صفاتت از صفتهای خدا نیست

                          تو را این روشنی زان روشنایی است

«صائب تبریزی» برتر از دیگران در یک مصرع گاه پیام مقاله ای معرفت آموز را به گوش مخاطبان رسانده درباره ارزش انسان و عظمت شگرف او به یکایک خوانندگان شعر خود چنین می گوید:

قدم سعی تو،در دامن تن پیچیده است

                     ورنه افلاک تو را اطلسی پای انداز است

و در بیتی برجسته انسانهای غافل را چونان طفلان بازیگوش و بی خبر از حقایق هستی قلمداد کرده می گوید:

ما چو طفلان تن به شغل خاکبازی داده ایم

                      ورنه گوی آسمانها در خم چوگان ماست

«بیدل دهلوی» نیز زیباییها و ظرافتهای شعری خود را با سبکی بدیع به تماشا می گذارد و خطاب به انسانها چنین می گوید:

زنقد و جنس خود آگه نی ء دراین بازار

                       اگر به فهم زیان هم رسیده ای سود است

                                *

گنج اسراری!اگر از خود تهی شد کیسه ات

                      همچو اعداد اقل کز صفر حکمش اکثر است

                                *

مرغ لاهوتی!چه محبوس طبیعت مانده ای!؟

                        شاهباز قدسی و بر جیفه ای مایل، چرا؟

                               *

ای مرکز جمعیت پرگار حقیقت

                          گر از همه سو جمع کنی دل،همه سویی

                              *

جهدی که ز کلفتکده ی جسم بر آیی

                        هر دانه که از خاک برون جست نهال است

آثار خودشناسی و خود یابی برای نسل جوان

برخی از آثار زنده و ارزنده معرفت نفس یا شناخت خود عبارتند از:

1.خودشناسی،مقدمه خودسازی و بالندگی است؛

آگاهی به نفس،زمینه توسعه و تعالی نفس را فراهم می کند و خودشکوفایی از عالی ترین جلوه های خودسازی است،تجلی می یابد. آنان که «خود» را می شناسند و از بلندای بصیرت و بینایی عظمت«خویشتن» را در می یابند،چونان تاجری با تجربه و زیرک می مانند که ذره ای از سرمایه خویش را راکد نمی گذارند و هر لحظه تحارتی جاری می نمایند.

آگاهان و هوشیاران د رعرصه«خودشناسی» در گام نخست موفقیت به «خودسازی» و «خودیابی» رو می کنند و به قول امیر مؤمنان(علیه السلام) آنان:

«با درک و دریافت شرافت نفس و عظمت گوهر وجود،خویشتن را ازتیرگیها و تاریکیهای دنیا پاک و تابناک می کنند.»

خود را همره و همپای قناعت و عفت،احتیاط و ورع،ترس از اقدام های نابخردانه و معصیت مآبانه می نمایند و در یک سخن عزت و عظمت خود را در می یابند و دل به پدیده های زیبا و فریبای اطراف خویش که راهزنان اندیشه و احساس و شخصیت والای آنان است،نمی سپارند.

بسیار مناسب است جمله ای جالب از شخصیتی مشهور بدانیم:عبارتی که چارلی چاپلین خطاب به دختر خود گفت:

«عزیزم!زیبایی ظاهر تو فقط به کسی اختصاص دارد که باطن زیبای او را می پسندی!»

شیخ محمود شبستری با توجه به آموزه های ناب آسمانی درباره آثار خود شناسی می گوید:

برو ای خواجه خود را نیک بشناس

                       که نبود فربهی مانند آماس

چو کردی پیشوای خود خرد را

                      نمی دانی ز جزو خویش خود را

من تو برتر از جان و تن آمد

                     که این هر دوز اجزای من آمد

2.خودشناسی،مقدمه خداشناسی و معرفت به پروردگاراست:

آشنایی با شگفتیهای جهان درون انسان،باعث گشوده شدن راهنمایی برای معرفت حق تعالی می شود.زیرا در آینه عقل و خرد خویش،وسعت و عظمت وجودی انسان را می نگرد و پی به آفریننده ای بی همتا می برد که هستی را بر اساس حکمت،قدرت و دانش پر وسعت خویش آفریده است.

آنچه در کلام امام علی(علیه السلام) یا ادریس نبی(علیه السلام) به چشم می خورد که:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛ کسی که خود را شناخت همانا پروردگار خویش را شناخته است.

بیانگر حقیقتی چنین دلرباست که همراه با آثاری زرین و پربهاست.روزی «مجاشع» در محضر رسول اکرم(ص) از آن حضرت سؤال کرد:

ای رسول خدا!راه شناخت پروردگار چیست؟

پیامبر فرمود:شناخت خود و معرفت نفس.

بار دیگر سؤال کرد:راه موفقیت و پیروی از حق چیست؟پیامبر پاسخ فرمود مخالفت با نفس و خواهشهای شیطانی آن برای باز سوم سؤال کرد:راه درک و وصال پروردگار چیست؟ رسول خدا پاسخ داد:دوری از هواها و هوسهای نفس.دیگر بار سؤال کرد:راه طاعت حق کدام است؟ رسول اکرم فرمود:عصیان نفس و نافرمانی آن.

باز پرسید: راه ذکر و یاد خداوند در زندگی چیست؟رسول خدا فرمود:نسیان نفس و فراموشی هواها و هوسها ادامه داد:راه قرب پروردگار چیست؟حضرت فرمود:دوری از نفسانیات و تمنیات درونی.و برای آخرین باز سؤال کرد:راه انس با حق چیست؟ پیامبر پاسخ فرمود: وحشت از نفس با استقامت و مددخواهی از حق برای دستیابی به پیروزی بر هواهای نفسانی.

3.خودشناسی زمینه ای برای خودپذیری است:

جوانانی که در پرتو شناخت خویشتن توانسته اند خود را قبول کنند و راه و رسم سازگاری با خود را بیاموزند،به خوبی می توانند به سازگاری با دیگران نیز دست یابند،زیرا سازگاری شخصی زمینه سازگاری اجتماعی را مهیا می کند و در پی آن آرامش و آسایش جسم و جان را فراهم می نماید.

«خود پذیری» یعنی درک شخصیت خویش و دریافت عظمت وجود خویش بنیان دستیابی به توصیه هایی اینچنین به خود و دیگران می شود:

*آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد،انسان است.

*انسان باید خود را در دنیا همچون درخت نارنجی رهبری کند که می تواند در باغ به این سو و آن سو حرکت کند به هر جا که م یرود عطر بیفشاند و هوا را خوشبو سازد.

*انسان همیشه می تواند بهتر از آنچه هست باشد و اعمال خود را منظم کند.به این فکر خود انضباط بخشد و با امید زمین را بیاراید.

*جهان بزرگ است و آدمیزاد کوچک،اما انسان می تواند چنان بزرگ شود که جهان در برابرش کوچک شود.

*دولت و دین و مالکیت و کتابها،چیزی جز وسیله ای برای ساختن انسان نیست.کره زمین میوه ای بهتر از انسان تمام عیار ندارد.

*هر انسای یک جلد کتاب است به شرط آنکه بدانی چگونه آن را بخوانی.

زینت بخش این فراز از سخن،سروده سبز و زیبای یار سفر کرده حضرت امام خمینی(ره) است که با نفس مسیحایی خویش ارزش انسان را برتر از تمامی آفریده ها دانسته،می فرماید:

نشو از نی،کان نوای بینواست

                         بشنو از دل کان حریم کبریاست

نی بسوزد تل خاکستر شود

                        نی بسوزد خانه دلبر شود

4.خودشناسی همراه با قبول این واقعیت است که شخصیت همگان به ویژه نسل جوان سازمانی باز و گشوده و تحویل پذیر است:

باور نوجوانان و جوانان به شخصیت گشوده و قابل تغییر خویش،چشم انداز زیبا و امیدبخش به زندگی و آینده آنان می بخشد به گونه ای ه شکستها را پایان حیات و پیروزیها را نهایت آرزوها نمی دانند.بلکه هر شکستی را موفقیت و کامیابی و هر پیروزی را مقدمه ای برای برتری بیشتر و افتخار فراوانتر می نگرند.

راز تأکید آموزه ها نسبت به امید واری و تشویق افراد درباره عشق و شیدایی به جریان جاری زندگی و فرداهایی نوید بخش در سخنان پاک و نورانی پیشوایان دینی،توجه به این نکته ناب روحی- روانی است که انسان همیشه و هر حال به پشتبانی آسمانی و تکیه گاهی غیبی دل بسته باشد و هرگز روزنه های روحبخش حیات را از زندگی خود دور نسازد.

باز هم جان و دل را از بارش برکات سخنان امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بهره مند سازیم که به پیروان خویش فرمود:

«کن لما لا ترجوا ارجی منک لما ترجوا…»؛

نسبت به آنچه امکان انجام آن را بسیار بعید می دانی،امیدوارتر باش،همانا موسی بن عمران برای یافتن«نار»خارج شد اما با «نور» نبوت بازگشت و پروردگار جهانیان با او سخن گفت،ملکه سبا از مملکت خود خارج شد،اما با ایمان به سلیمان(علیه السلام) بازگشت،ساحران فرعون برای کسب عزت برای فرعون نزد موسی رفتند اما مؤمن و خدا باور بازگشتند[و افتخار جاویدان نصیب خود ساختند.]

بدون شک امید و ایمان و اطمینان به لطف بیکران پروردگار مهربان،دورنمای حیات و هستی ما را همیشه با طلوعی طلایی از موفقیهای غیر قابل پیش بینی همراه می سازد،مثبت اندیشی،زیبابینی و حق طلبی به ما عطا می کند و هرگز انسان را تنها و درمانده و عاجز از انجام امور زندگی نمی سازد.

شیوه های عملی خوشناسی برای ارائه به نسل جوان

توجه دادن جوانان به این واقعیت که بیش از همه،خود آنان در زندگیشان مؤثرند،نسل نو را بر می انگیزاند که راهکارهای عملی خودشناسی و خودیابی را به درستی بیاموزند و پس از حرکت نخستین از سوی خود و اراده بسیار برای به کار بستن یکایک آموزه ها توکل به پروردگار و توسل به اولیاء او نمایند و به قله های والای معرفت نفس یعنی جام جهان نمای واقعی و حقیقی دست یابند.

برخی از روشهای پیشنهادی به پدران و مادران،مربیان،معلمان و مبلغان عبارتند از:

1.توجه جدی و جامع اطرافیان نسل جوان به خوشناسی و خود یابی

خانواده،مدرسه و جامعه سه محیط مؤثر در تربیت و پرورش کودکان و شکل بخشیدن به شخصیت نوجوانان و جوانان است. هرگاه در این عرصه ها اطرافیان نسل جوان خود به موضوع مهم خودشناسی و خود یابی اهمیت دهند،بدون تردید نسل نو نیز بی توجه یا بی تفاوت نسبت به این رخداد بحجت آفرین نمی شوند و با «دیدن» شیوه های زنده و جاری در زندگی والدین،معلمان و مربیان و یا پیشوایان دینی و مذهبی محیط خویش،بیشتر و بهتر به این امر مهم همت می گمارند،بدون آنکه«امر یا نهی»،«باید یا نباید» و « دستور یا بخشنامه ای» به میان آید و خوشنایس با دستورهای خشک و بی روح مطرح گردد و در پایان بی هیچ نتیجه ای فراموش شود.

چشم در صنع الهی باز کن،لب را ببند

                    بهتر از خواندن بود،دیدن خط استاد را

2.ترتیب دادن گفتگوهای صمیمانه با دوستان و همسالان

کودکان،نوجوانان و جوانان در بیشتر صحنه های زندگی با همسالان خود روان تر و راحت تر گفتگو می کنند و ازدشواریها یا شادیهای زندگی خویش سخن می گویند،زیرا هیچ حریم خاصی که باعث کندی زبان یا خجالت آنان در بیان خواسته ها و آرمان هایشان شود،وجود ندارد.نوعی همسویی و همسانی بین همدیگر احساس می کنند و بی هیچ دغدغه ای حالات و روحیات خود را مطرح می کنند.ترتیب دادن گفتگوهای صمیمانه با دوستان و همسالان فرصت ارزنده ای است که اطرافیان نسل جوان با فراهم ساختن آن،باعث آگاهی عزیزان خود از روحیات،گفتارها و رفتارهای خویش می شوند و نسبت به اظهار نظرهای دیگران آگاه شوند.بدون شک هر گاه ضریب اطمینان هر یک از آنان نسبت به نیت پاک دوستان بیشتر شود،تأثیر مثبت یکایک واژه ها از هرگونه توصیه و یا موعظه ای چشمگیرتر می شود و سرعت بازدهی و به کارگیری هر نکته ای محسوستر می گردد.

3.دقت و نازک اندیشی در حالات درونی و راز و رمز روحی

جان گشاید سوی بال بال ها

                     تن زده اندر زمین چنگال ها

توجه و تعمق یا ژرف اندیشی در حالات درونی و رمز و رازهای روحی،موجب شناخت نفس و آگاهی از آثار و حسنات خویشتن می شود.این پدیده خجسته که در کلام استادان اخلاق نام «مراقبه» یا مواظبت از نفس به خود گرفته است،برکات بی شماری به همراه دارد،زیرا غوغای حیات،لغزشگاهی است که هر یک از ما را با دلخوشیها و دلبستگیهای خاص خود به سوی پرتگاههای اخلاقی و معنوی سوق می دهد.دوری از توجه،مراقبت و مواظبت،هر انسانی با هر مقام و شخصیتی را به سقوط می کشاند.

«مراقبه» یعنی توجه به خویشتن در لحظات روز و در پی آن «محاسبه» یعنی خلوت با خود و بررسی و بازرسی مجموعه پندارها و رفتارهای پیداو پنهان،باعث بهره گیری از روزهای زندگی و بازگشت هر چه سریعتر از سراشیبهای سقوط و حرکت،سرعت و سبقت در مسیر بازیابی و بازشناسی خود می شود.

4.ثبت و ضبط یادداشتهای روزانه

نگارش یادداشتهای روزانه می تواند جوانان را نسبت به واقعیات درون آنها آگاهتر نماید.این روش اگر چه ساده به نظر می رسد ولی چنانچه با جدیت و انگیزه کافی انجام شود،نتایج ارزنده ای به دنبال خواهد داشت. آگاه ساختن جوانان نسبت به تنظیم یادداشتهای روزانه و خاطرات زندگی،در حقیقت تدوین کتاب«روح آدمی»را به دنبال خواهد داشت که با مرور کردن فصلها و بخشهای مختلف به خوبی از نکات مثبت و منفی شخصیت خود با خبر می شوند و به ترمیم و تکامل خویشتن می پردازند.

5.مطالعه کتابهای«خودشناسی» و «شخصیت یابی»

دانستیم که پایه و بنیان سعادت و نیک بخشی «خودشناسی» است و آموختیم که توسعه و تعالی شخصیت انسان با «معرفت نفس» خواهد بود.به یقین طلیعه هایی چنین طلایی و نور افشان هر انسان خردمندی را تشویق به درک و دریافت جلوه های وجودی خویش می کند تا نگاه و شناخت او نسبت به آفریدگار و آفریده ها روشنتر شود و هرگز رخدادهای تلخ و شیرین اطراف خود را سیاه یا خاکستری ننگرد،بلکه خرم و خرسند،نگاهی سراسر سبز و زیبا بیابد و هر چیز را در جای خویش ببیند و بگوید:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

                     عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

مطالعه کتابهایی روان اما مبتنی بر واقعیات علمی و اخلاقی در زمینه «خودشناسی» جوانان نو اندیش،نوگرا و تأثیر پذیر را با رویکردهای نوین و ارزشمندی در قلمرو خودیابی آشنا می کند تا هرگز گوهر وجود خود را با غبار غربت از پیشگاه پروردگار مهربان تیره و تار نسازند و امروز و فردای خود را در افقی روشن و نورانی بنگرند و هر صبح با خود زمزمه ای اینچنین داشته باشند:

از غفلت و طهارت و پاکی و روشنی

                      دایم وجود خویشتن اندر حصار دار

دنیا چو خانه ای است تو را بر سر دو راه

                      این خانه در تصرف خود مستعار دار

ناگفته پیداست تا یک جوان عدالت طلب و حقیقت جوی ایرانی به اصالت و هویت خود پی برد،هرگز اسیر سرابهای دروغین شیطان و شیطان صفتان نمی شود و خود را با بهایی بی ارزش معاوضه نمی کند،عزت و عظمتی اینچنین که پروردگار پرمهر به او می فرماید:

 (واصطنعک لنفسی)؛تو را برای خودم آفریدم(و همه آفرینش را برای تو خلق کردم) (نفختُ فیه من روحی)؛از روح و جان خود در وجود در انسان دمیدم(تا او خلیفه خاص من روی زمین گردد.)و یا درباره اصل آفرینش انسان با کوچکترین عبارت بزرگترین اصالت به او بخشیده است که:

(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم)؛ به راستی که انسان را در نیکوترین شکل و اعتدال آفریدم.

حال که هر یک از ما در «احسن تقویم» یعنی نیکوترین شکل و اعتدال آفریده شده ایم،سزاست «احسن مخلوقین» باشیم و بیشتر و بهتر از دیگر آفریده ها در «عبودیت» خویش بکوشیم تا به«ربوبیت» دست یابیم و بتوانیم کارهایی خدایی کنیم و خلیفه خدا گردیم،نه آنکه فرشته ای بر فراز ما فریاد زند و با زبان پر نکوهش بگوید:

گر تو آدم زاده هستی،«علَّم الأسماء» چه شد؟

                  «قابَ سینت» کجا رفته است؟«اَو اَدنی» چه شد؟

صوفی صافی اگر هستی بکن این خرقه را

                     دم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد؟

مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست

                    «لا»الهت را شنیدستم ولی«الا»چه شد؟

6.ترتیب دادن میزگردها،نشستهای علمی و مجامع بحث آزاد و بحث و انتقاد نسل جوان در رسانه های گروهی

این شیوه شایسته با حضور جوانانی خوش بیان و صاحب نظر با ارائه فرصت های مفید و سازنده همراه با اندیشمندی پرحوصله و آشنا با روحیاتجوانان و موضوعات جاری در ذهن و اندیشه آنان،گستره ای صد چندان در جذب مخاطبان و درگیری بحث با یکایک آنان خواهد داشت و باعث تقویت «خودشناسی» می شود و در بسیاری از عرصه ها،نسل جوان را به طرز غیر مستقیم تشویق و مطالعه درباره «معرفت نفس» یا «شناخت خویشتن» می نماید.

«خودیابی» و «خدایابی»؛نگاهی از این سو

رهاورد«خودشناسی»،«خویابی» یا «خودپذیری» است یعنی درک شخصیت خویش و دریافت عظمت خود یا تکریم شخصیت  و نکو داشت خویشتن توسط خود.

آگاهی از ضرورت «خودیابی» زمینه ساز تلاشی فراگیر در گام نهادن در این مسیر سعادت بخش است،و نخستین گام خودیابی «خلوت شخصی» داشتن و «مراقبه دائمی» است.بی تردید هر گاه«خودیابی» تحقق پذیرد،«خدا»به عنوان موضوع اساسی و مورد علاقه آدمی مورد شناسائی واقع می شود.

استاد شهید آیت الله مطهری در این باره می فرماید:

«بازیافتن خود علاوه بر این دو جهت(دوری از خود زیانی و خود فراموشی)یک شرط دیگر هم دارد و آن شناختن و بازیافتن علت و خالق و موجد خود است،یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد،علت واقعی و موجود مقدم بر وجود اوست،از خودش به خودش نزدیکتر است.»

التزام منطقی«خودیابی» و «خدایابی» اندیشه آدمی را متوجه این نکته می نماید که اگر چه شناخت خود،وی را به شناخت خدا رهنمون می شود ولی شناخت خدا نیز عاملی به سوی ایجاد انگیزه برای شناخت خویشتن است.

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در تعبیری شگفت و عمیق می فرماید:

«تعجب می کنم از کسی که در جستجوی گمشده اش بر می آید و حال آنکه «خود» را گم کرده و در جستجوی آن بر نمی آید.»

در یک نگاه در پرتو شناخت و تکریم خویشتن،گناه ستیزی و گناه گریزی،حرکت استعدادهای راکد و ساکن و ظهور تواناییهای برجسته،دستیابی به هدف ها و آرمانهای والای زندگی و در پی آن مقبولیت در خانواده و اجتماعی تحقق می یابد،ابراز وجود جوان کاری سهل و آسان خواهد شد،«صحبت خوب» و «خوب صحبت کردن» در خانواده و جامعه تجلی می کند،«خوب شنیدن» مکمل هنر خوب گفتن می گردد و سرعت کمال و تکامل در جوان بیشتر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.