این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی پنج شاخص سازمان یادگیرنده (تسلط فردی، الگوهای ذهنی، ایجاد دورنمای مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی)
تعداد سوال: 31
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: رایگان

تعریف مفهومی یادگیری سازمانی
یادگیری سازمانی فرآیند بهبود عملیات از طریق دانش و فهم بهتر است. یکی از اولین تعاریف موجود که در این زمینه وجود دارد توسط آرگریس ارائه شده است که فقط بر فرآیند تاکید دارد: یادگیری سازمانی فرآیند تشخیص و اصلاح خطاهاست. از دیدگاه فردی، یادگیری، دسترسی به اطلاعات، درک آن و کسب مهارتهاست. از دیدگاه سازمانی، یادگیری، بر به دست آوردن سنتها، دیدگاهها، استراتژیها و انتقال دادن دانش متمرکز است. که البته در هر دو دیدگاه، یادگیری با ابداع، تشخیص، خلاقیت، کشف و تولید دانش جدید همراه است. یادگیری سازمانی ایجاد شرایطی در سازمان است که تک تک افراد آن شرایط و تغییرات به وجود آمده را میپذیرند و از آن به عنوان یک فرآیند دائمی استقبال میکنند. از نظر استاتا یادگیری سازمانی از طریق تولید بینش، دانش و الگوهای ذهنی مشترک و بر مبنای دانش و تجربه گذشته (حافظه سازمان) ایجاد میشود [کتاب پنجمین فرمان سنگه].
رابینز، یادگیری را چنین توصیف میکند: یادگیری عبارت است از هر نوع تغییر در رفتار که در نتیجه تجربه رخ میدهد [کتاب تئوری سازمان رابینز]. یکی دیگر از تعاریفی که مورد قبول بسیاری از محققین یادگیری است، تعریف ارائه شده در دایره المعارف بریتانیکا ست که به این شرح است : یادگیری عبارت است از تغییرات نسبتا پایدار در رفتار بالقوه فرد که در اثر ممارست و تمرین حاصل میشود. در حوزه سازمانی یادگیری را میتوان بصورت افزایش قابلیت یا ظرفیت فردی و یا سازمانی تعبیر کرد که به عملکرد موثر میانجامد.یادگیری سازمانی توانایی یک سازمان به عنوان یک کل در کشف خطاها و اصلاح آنها است. همچنین تغییر در دانش و ارزشهای سازمان به طوری که مهارتهای جدید حل مسئله و ظرفیت جدید برای کار ایجاد شود.
7 ویژگی سازمان های یادگیرنده، که باید بدانید سازمان یادگیرنده، سازمانی است که ظرفیتهایش را برای خلق آینده خود توسعه میدهد. هدف آن نیز توانمندسازی مدیران و کارکنان سازمانها برای مقابله با محیط پرتلاطم تجاری و برتری رقابتی و پویایی سازمان است. لازمه حرکت بهسوی سازمانهای یادگیرنده پذیرش تغییر و همـسوکردن سازمانها با یافتههای پژوهشی مربوطه است. به گفته گانز: عملکرد امروز، حاصل یادگیری دیروز، و عملکرد فردا، حاصل یادگیری امروز است. دورنمای همه سازمانهای یادگیرنده رسیدن به موفقیت مطلوب و ایدهآل است بنابراین بـرای چنین سازمانهایی موارد زیر ضروری است:
شناخت هدف: اولین گام در راه ایجاد سازمان یادگیرنده، شناخت هدف است، چون هر گونه اقدام عملی قبل از شناخت هدف، منجر به شکست خواهد شد.
وجود رهبران اندیشمند: این عنصر در سازمان یادگیرنده از آن جهت اهمیت دارد که بدون یک رهبر متعهد به یادگیری، سازمان هرگز موفق نخواهد شد. در سازمانهای یادگیرنده برای دستیابی به آنچه مورد توافق همگان است به رهبری فردی خردمند و تحولآفرین نیاز است.
وجود کارکنان یادگیرنده و خلاق: شرط لازم سازمانهای یادگیرنده، کارکنان و مدیران یادگیرنده است. در سازمانهای یادگیرنده افراد باید تواناییهای خود را بشناسند و آنها را توسـعه و بهبود بخشند.
دادن اختیار به کارکنان و آموزش آنها: در سازمانهای یادگیرنده اختیارات به میزان زیادی به کارکنان واگذار میشود و به آنها احترام گذاشته میشود. همچنین فضایی برای پیشرفت آنها فراهم میشود و بر اساس توانایی و استعداد افراد به آنها آموزش میدهند. سازمان یادگیرنده موجب میشود کـه مسئولیت فرد در برابر سازمان افزایش یابد و از نظر عواطف و احساسات در وضعی قرار گیرد که جهت تأمین هدفهای مورد نظر از هیچ کوششی فروگذار نکنند و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کنند.
مشارکت کامل در اطلاعات: دادههای رسمی درباره بودجه، سود و هزینهها در اختیار افراد قرار میگیرد. هر شخص آزادی عمل دارد تا با سایر افراد در درون سازمان اطلاعاتی را رد و بدل کند.
برخورداری از یک الگوی پوینده: سازمان یادگیرنده باید به ساز و کارهایی مجهز باشد تا الگوهـای ذهنی خود را نسبت به مسائل شناسایی کرده و آنها را دائماً مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد. بنابراین برای اینکه سازمانها موفق باشند، لازم است الگوهای ذهنی واقعبینانهای داشـته باشـند و با اطلاعات، آنها را بهروز رسانی کنند و بکوشند تا پویایی و انعطاف آنها همواره حفظ شود.
به کارگیری علم و تجربه: سازمان یادگیرنده ترکیبی از علم و تجربه را مورد استفاده قرار میدهد تا به کمک این دو تصمیمهای بهتری بگیرد، زیرا استفاده از دانش در تصمیمگیریهای سـازمانی، سـرعت، دقت و هزینههای کمتری را به سازمان ارزانی میدارد و بهکارگیری تجربهها، تصمیمات اتخاذ شده را واقع بینانه و هماهنگ با محیطهای مؤثر بر سازمان میکند. در سازمانهای یادگیرنده آنچه برای یادگیری لازم است، علم و تجربه است و از تجربه در بهکارگیری یافتههای گذشـته اسـتفاده میشود. در ایـن سازمانها افراد باید به کمک دانش و تخصص خود، گزینههای موفق را برای آینده برآورد کنند و با بهرهگیری از تجربه به تصمیمی منطقی و خردمندانه دست یابند.