پرسشنامه نیازهای جوانان (عسکری ندوشن و صباغچی 1397)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی نیازهای جوانان از ابعاد مختلف (نیازهای اقتصادی، نیازهای اجتماعی، نیازهای آموزشی، فرهنگی و هنری، نیازهای تفریحی – ورزشی)

تعداد سوال: 35

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه نیازهای جوانان (عسکری ندوشن و صباغچی 1397)

با توسعة روند جهانی­شدن و قابلیت ادغام­پذیری مرزهای جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی همراه با رشد فناوری­های نوین ارتباطی و اطلاعاتی، مسائل پیچیده و چالش­آفرین جوانان نیز به پدیده­ای عام جهانی تبدیل شده است (نادری و همکاران، 1389: 181). وجود مسائلی مانند بیکاری، فقر، افزایش رقابت برای یافتن فرصت­های شغلی، بلاتکلیفی و تردید دربارة آینده، بی‌اعتمادی، سردرگمی و … در بیشتر کشورهای جهان امکانِ اندیشیدن مناسب درخصوص واقعیات زندگی جوانان امروز را پدید آورده است (شیانی و محمدی، 1386: 12).

جوانان، سرمایه­های انسانی اصلی برای اهداف توسعة ملی در کشورهای موسوم به جوامع درحال توسعه هستند و درعین­حال از بزرگ‌ترین چالش­های پیشِ روی جوامع مذکور در جریان رشد و گذار به توسعه­یافتگی محسوب می­شوند (قاضی­نژاد، 1392: 50). در بستر گذار ساختار سنی، مرحله­ای از تحولات جمعیتی آغار می­شود که مشخصة بارز آن، افزایش تعداد و درصد درخور توجه جمعیت جوانان است. این مرحله، تورم جوانی جمعیت[1] نامیده می­شود. برخی پژوهشگران، تورم جوانی جمعیت را وضعیتی تعریف کرده‌اند که در آن بیش از 20% جمعیت در گروه سنی 15 تا 24 سال قرار دارند. در مقابل، جمعیت­هایی با کمتر از 15% جمعیت جوان، جمعیت­های با کمبود جوانی[2] تعریف می­شوند (Westley & Choe, 2002: 57). شاخص کلیدی بیان‌کنندة تورم جوانی جمعیت، افزایش درخور توجه تعداد و سهم جوانان از کل جمعیت است. اندازه و طول مدت تورم جوانی به زمانبندی، سرعت کاهش باروری و همچنین جریانات مهاجرتی بستگی دارد (عباسی‌شوازی و همکاران، 1392: 7).

تجربة انتقال جمعیتی در نیمة دوم قرن بیستم و به‌ویژه دهه­های پایانی قرن گذشته به ظهور انبوه جمعیت جوان در کشورهای درحال گذار منجر شد و مطالعات زیادی دربارة جمعیت­شناسی جوانان انجام دادند (برای مثال Rindfuss, 1991; Westley & Choe, 2002 & Xenos & Kabamalan, 1998). ظهور حجم وسیعی از جمعیت جوان، اعم از دختر و پسر و حضور ملموس آنان در جامعه، به دنبال افزایش میزان باروری در مقاطع زمانی قبل، در زمان حاضر اینگونه کشورها را با مسئلة جدی و خطیر تأمین نیازهای گوناگون آنان به‌ویژه مشکل انتقال­های اساسی گروه سنی 29-15 سال به‌عنوان گروه هدف اصلی در حوزة سیاست و رفاه اجتماعی مواجه کرده است (قاضی­نژاد، 1392: 1).

در سال­های اخیر، کشور ایران نیز با پدیدة تورم جوانی جمعیت مواجه بود و در زمان حاضر نزدیک به یک­سوم جمعیت کشور را جوانان 29-15 سال تشکیل می­دهند. افزایش در تعداد و سهم جمعیت جوان، پدیده­ای منحصر به فرد در تاریخ اجتماعی و جمعیتی ایران محسوب می­شود. همچنین، تغییرات جمعیتی جوانان با تغییرات در ترکیب اجتماعی و فرهنگی همراه بوده است (یاراحمدی­خراسانی، 1394). به‌عبارتی در بستر مُدرنیته و توسعه، تغییرات در تعداد جوانان با تغییرات در ترکیب اجتماعی آنها همراه بوده است. جوانان در زمان حاضر نسبت به نسل گذشته، بیشتر مجرد و تحصیل‌کرده هستند، به­طور وسیعی در معرض رسانه­ها و فناوری­های نوین ارتباطات و اطلاعات قرار گرفته­اند و به‌عنوان نیرو و قدرت تغییردهندة جهان امروز و کنشگران اصلی عرصة توسعه و تغییرات اجتماعی محسوب می­شوند؛ بنابراین جوانان، آیندة کشور را می‌سازند و علاوه بر این جزء اصلی زمان حال و جامعة کنونی هستند (عباسی­شوازی و همکاران، 1392: 1 و صادقی و همکاران، 1394).

بررسی روند تحولات جمعیت جوانان 15 تا 29 سال نشان می­دهد از سال 1355 تا 1385 تعداد جوانان با سرعت چشمگیری افزایش یافته و از 5/8 (25% کل جمعیت) به 25 میلیون نفر (4/35% کل جمعیت) رسیده است. از سال 1385 به بعد، از تعداد جوانان کشور به‌تدریج کاسته شده است و در سال 1390 تعداد آنها به 23 میلیون نفر (5/31% کل جمعیت) رسیده که در سال 1390 حدود یک­سوم را جمعیت جوان تشکیل داده است. توزیع استانی جمعیت جوانان نشان می­دهد حدود 4/1% از جمعیت جوانان کشور در استان یزد (337475 نفر) ساکن هستند. سهم جمعیت جوانان از کل جمعیت برای استان یزد 4/31% است (نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن، 1390). شهر یزد به‌عنوان مرکز استان، سهم عمده­ای از جمعیت استان (582682 نفر) را در خود جای داده است و بر مبنای سرشماری سال 1390، حدود 23/54% از جمعیت استان در این شهر ساکن هستند و 25/31% از جمیت شهر یزد را نیز جوانان 29-15 ساله تشکیل می­دهند.

بدین­ترتیب، دگرگونی­های پدیدآمده در چند دهة اخیر به‌‌طور چشمگیری بر شکل­گیری و تشدید مشکلات اجتماعی جوانان تأثیر گذاشته است و در پی این تغییرات، جوانان در بیشتر زمینه­های زندگی با نیازها و چالش­های مختلفی روبه‌رو هستند. تغییرات در شاخص­های ازدواج، طلاق، اشتغال و بیکاری، سلامت، افزایش نقش و اهمیت جوانان در جریانات مهاجرتی و … از پیامدهای تغییرات ساخت سنی در چند دهة اخیر بوده است. با در نظر گرفتن ترکیب جمعیتی جوان کشور و نقش آنان به‌عنوان نیرو محرکه و پویای جامعه و افرادی که بالنده، پرتحرک، بانشاط و امیدوارتر نسبت به آینده در همه کشورها به‌خصوص کشور ما به حساب می­آیند، توجه به مشکلات جوانان، دل­مشغولی­ها و مسائل آنان و آنچه از دیدگاه روان‌شناسی، نیاز[3] نامیده می­شود مهم است. نیاز شامل فاصله­ای است که بین وضع موجود و وضع مطلوب وجود دارد (پورشافعی، 1390: 25)؛ به‌عبارتی، فاصلة بین آنچه هست و آنچه باید باشد نشان‌دهندة نیاز است (Sandhu, 1994).

ازاین‌رو، فراوانی جمعیت و افزایش نقش جوانان در عرصه­های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علمی و فناوری توجه زیادی از پژوهشگران و برنامه­ریزان را به خود جلب کرده است؛ در نتیجه، اهتمام همه­جانبه به امور جوانان به‌عنوان امر فرابخشی و ملی، بیش از هر چیز به درک نیازها و مسائل آنها نیازمند است. بررسی مسائل جوانان به‌دلیل نقش به‌سزای آنها در پیشرفت جامعه ضرورت دارد. جوانان عصر جدید، الگوهای اصلی و تأثیرگذار در جامعه هستند؛ اما این جوانان همواره در معرض چالش‌ها و آسیب‌های بزرگی قرار دارند. با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنة نیازمندی‌ها، محرومیت‌های ناشی از ممکن‌نبودن برآورده‌شدن خواسته‌ها و نیازهای زندگی جوانان، بروز و ظهور عصیان، تبهکاری، سرگردانی، دزدی و انحرافات جنسی و دیگر آسیب‌های اجتماعی را دامن زده است (فتحی و فدوی، 1391: 122). آسیب‌های اجتماعی، بخش درخور توجهی از امور و سرمایه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند و در بیشتر جوامع وجود دارند و تأثیرات خود را می‌گذارند؛ اما آنچه جوامع مختلف را در این‌باره از هم متفاوت می‌کند، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورندة آسیب‌ها و راهکارهای اصلاح و بهبود آن است. در حقیقت توجه به این آسیب‌ها به پیشگیری و درمان آنها منجر شده است و بخش مهمی از آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد (امیری و همکاران، 1391: 121). بنابراین، افزایش نگرانی‌های عمومی دربارة مسائل مختلف اجتماعی جوانان، شناخت علمی و دقیق مسائل اجتماعی آنان را ضروری می‌کند که به‌دلیل افزایش روزافزون خسارات و صدمات واردشده بر پیکر جامعه از ناحیة اینگونه مسائل و همچنین روزبه‌روز دشوارترشدن مقابله با آن است.

باتوجه‌به موارد بالا، جوان‌بودن جمعیت کشور ما و متنوع‌بودن نیازهای آنها، جامعه را با انبوهی از خواسته­ها و نیازها روبه‌رو کرده است. این نیازها با تأثیر از زمینه­های اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی به شکل­های گوناگون آشکار می­شوند و پیامدهای متعددی دربردارند و سازندگی جامعه را در عرصه­های گوناگون تحت­الشعاع قرار می­دهند و روند پیشرفت و سلامت نظام اجتماعی را با مخاطره روبه‌رو می‌کنند. در پژوهش حاضر، نیازهای جوانان شهر یزد و اولویت و اهمیت این نیازها بررسی و تعیین می‌شوند.

 

مبانی نظری

نیاز در لغت به معنای احتیاج، ضرورت و فقدان است. فن‌هرمان[4] (1831)، نیاز را «احساس یک کمبود همراه با کوشش برای برطرف‌کردن آن» می­دانست (رفیع­پور، 1364: 14). برخی نیاز را «کششی برای جبران ناهماهنگی روحی و دستیابی به تعادل روانی» می‌دانند و به تعبیر هنری مورای[5] (1938)، نیاز، حالتی از نبود تعادل است که به موجب آن، افراد، کمبودی را احساس می‌کنند و درست به همین دلیل از وضع موجود رضایت ندارند؛ ازاین‌رو در تلاشند تا «اندیشه و عمل را به‌منظور ایجاد وضع مطلوب تغییر دهند». همچنین ازنظر راجر کافمن و انگلیش[6] (1979)، نیاز در قلمرویی وجود دارد که در آن بین موقعیت موجود و موقعیت مطلوب فاصله وجود دارد.

موضوع تشخیص و اولویت‌بندی نیازها از زمینه‌هایی است که در مطالعات نیازسنجی اجتماعی در طول چندین دهة گذشته و در حوزه‌های موضوعی مختلف مطالعه شده است. نیازسنجی، بخشی از فرایند برنامه‌ریزی و ابزار مناسبی است که به روشن‌شدن مسائل و یافتن راهکارهای مناسب برای آنها کمک می‌کند؛ به‌گونه‌ای که با روشن‌شدن معضلات، منابع به‌منظور اجرای راه حل مناسب و کارآمد به خدمت گرفته می‌شود (Altschuld & Kumar, 2010: 1 & Thompson, 2014: 4301). نتایج به‌دست‌آمده از نیازسنجی‌های اجتماعی، هرگونه تصمیم‌گیری بعدی ازجمله درزمینة طراحی، اجرا و ارزیابی پروژه‌ها و برنامه‌هایی را هدایت و جهت‌دهی می‌کند که به دستیابی به اهداف مطلوب منجر می‌شود (Watkins et al., 2012 & Wikipedia, 2016).

صاحب‌نظران، دسته‌بندی گسترده و متنوعی از نیازها را ارائه کرده‌اند. شاید یکی از مهم­ترین تقسیم­بندی نیازها را بتوان به آبراهام مازلو[7] (1954) متعلق دانست. مازلو، نیازها را به ترتیبی که بایستی ارضا شوند به‌صورت سلسله مراتب زیر می‌دانست:

  • نیازهای جسمانی[8]: آن دسته نیازهایی ابتدایی است که تأمین و ارضای آنها برای حفظ بقای انسان ضرورت دارد مانند آب، غذا و ….
  • نیاز به ایمنی[9]: این نیازها در سطح دوم قرار می‌گیرند. تجلی نیاز به ایمنی در جامعة امروز در تمایلاتی مانند میل به داشتن شغل دائمی، داشتن حساب پس­انداز، استفاده از خدمات بیمه­ای و … مشاهده می­شود.
  • نیاز به عشق و محبت[10]: در سومین سطح از نیازها، نیاز به عشق و محبت جای می‌گیرد. به نظر مازلو در عشق چیزی فراتر از میل جنسی وجود دارد و حتی احساس تعلق، پیوستگی و روابط اجتماعی را دربرمی‌گیرد. در جامعة امروز رشد سریع انجمن­ها و گروه­های حساس از پاسخ‌گویی به نیاز مذکور ناشی می­شود.
  • نیاز به تأیید و احترام[11]: از نظر مازلو، همة افراد به جز بیماران روانی به برخورداری از عزت‌نفس، احترام به خود یا احترام به دیگران تمایل دارند. انواع نیاز به قدرت، پیشرفت و مقام در این سطح طبقه‌بندی می‌شود.
  • نیاز به خودشکوفایی[12]: در سلسله مراتب مازلو، نیاز به خودشکوفایی در بالاترین سطح از نیازها قرار دارد. زمانی که تمام نیازهای سطوح پایین، میانی و بالایی برآورده شوند، انسان به مرحلة خودشکوفایی می‌رسد. اگر همة نیازها ارضا شوند، بازهم بیشتر (اگر نه همیشه) انتظار می‌رود بی­قراری و نارضایتی تازه­ای برای فرد به وجود آید؛ مگر آنکه فرد به انجام کاری مشغول باشد که برای شخص مناسب است. مازلو این نیاز را نیاز به خودشکوفایی می­داند (رفیع‌پور، 1382: 272 و سلطانی و همکاران، 1395: 151).

در مقابلِ مازلو، آلدرفر[13] معتقد است «نیازهای افراد، سلسله مراتبی نیست؛ زیرا آدم‌ها دوست دارند اگر کسی می‌خواهد گرسنگی آنها را برطرف کند، باید به احترام آنها هم فکر کند» (مقیمی، 1390: 78). درواقع نظریة آلدرفر (1969) تکمیل‌کنندة نظریة مازلو است؛ اما در نظریة آلدرفر به‌طور هم‌زمان به نیازها می‌توان پاسخ داد. آلدرفر سه دسته نیاز با عناوین وجودی[14]، ارتباطی[15] و رشد[16] تشخیص می‌دهد. نیازهاى وجودی که آلدرفر برمی‌شمارد درواقع همان نیاز فیزیولوژیکى و امنیتى در نظریة مازلو هستند. نیازهاى ارتباطی، همان نیازهای اجتماعى و احترام در سلسله مراتب مازلو هستند و نیاز رشد، معادل نیاز به خودشکوفایى است که در نظریة مازلو مطرح شده است (Alderfer, 1969:149). مطابق نظریة آلدرفر «یک شخص می‌تواند به‌صورت ارادی از پایین سلسله مراتب نیازها حرکت کند و به بالاترین سطح برسد؛ به‌شرطی که برای دستیابی به نیازهای ناکام‌ماندة خود تلاش کند» (هرسی و بلانچارد، 1389: 111 و هزارجریبی و همکاران، 1393: 76).

کرونباخ[17] (1963)، نیازها را در پنج دسته طبقه­بندی کرده است؛ نیاز به محبت، پذیرفته‌شدن از طرف مقامات بالاتر، تأییدشدن از طرف همگان، استقلال و وابسته‌نبودن و احترام به نفس. ماری[18] نیز فهرست نیازهای انسانی را بدون تقدم و تأخر آنها در 20 نوع نیاز طبقه­بندی می­کند (اسماعیلی و ربیعی، 1387: 107).

تامپسون (Thompson 2014: 4300 & Thompson et al., 2009: 136) برمبنای مطالعات قبلی (Van Bilzen, 2007 & Bradshaw, 1972)، نیازها را به چهار دسته طبقه­بندی کرده است:

  • نیازهای هنجاری: متخصصان، پژوهشگران و دانشمندان اجتماعی آن را در یک شرایط خاص و باتوجه‌به ارزیابی از وضعیت فرد نیاز تعریف می‌کنند. درواقع یک معیار تخصصی با وضعیت واقعی فرد مقایسه می‌شود.
  • نیازهای احساس شده: نیازی است که خواستة فرد است یا فرد، آن نیاز را احساس می‌کند.
  • نیازهای بیان‌شده (مورد تقاضا): نوعی از نیاز احساس شده‌ای است که فرد آنها را تقاضا می‌کند.
  • نیازهای مقایسه­ای: در مقایسه با نمونة مشابه معنا می‌دهد؛ چنانچه افرادی با ویژگی‌های مشابه وجود داشته باشند ولی تعدادی از آنها از ارائة خدمات معینی محروم باشند، جمعیتی که خدمات به آنها ارائه نشده است در وضعیت چنین نیازی قرار می‌گیرند.

برخی دیگر در طبقه­بندی نیازها از نیازهای احساس­شده (نیازهایی که فرد از آنها آگاهی دارد و به دو دسته نیازهای پنهان و آشکار تقسیم می‌شود. نیازهای پنهان یعنی فرد آنها را احساس کرده است؛ اما تأمین آنها را غیرممکن می­داند و نیازهای آشکار یعنی فرد آنها را احساس کرده است و دستیابی به آنها را ممکن می­­داند) و نیازهای احساس‌نشده (یعنی زمانی که مردم وضع موجود را مطلوب می‌دانند و برای تغییر آن تلاشی نمی­کنند) صحبت به میان می­آورند (معیدفر، 1388: 29؛ نیازی و گنجی، 1392: 40).

ماکس نیف[19] (1992) دو نوع دسته‌بندی کلی برای نیازهای انسان ارائه می‌دهد. او دسته‌بندی‌های خود را ارزشی[20] و وجودی[21] می‌نامد. او مانند مازلو این نیازها را به ترتیب از نیازهای جسمی به روانی برشمرده است؛ اما در برآورده‌شدن آنها لزوماً به ترتیب سلسله مراتبی قائل نیست. معیشت[22]، حفاظت[23]، عاطفه[24]، ادراک[25]، مشارکت[26]، فراغت[27]، خلاقیت[28]، هویت[29] و آزادی[30] نیازهایی هستند که او در ذیل دسته‌بندی ارزشی از نیازها آنها را برمی‌شمارد. نیف، نیازهای وجودی را به نیازهای مربوط به بودن[31]، داشتن[32]، انجام‌دادن[33] و تعامل‌داشتن[34] تقسیم می‌کند. مقصود نیف از ارائة این دو دسته‌بندی، نشان‌دادن دو بعد کلی نیازهای انسان است. هر کدام از نیازهای ارزشی در عرصه‌های گوناگون نیازهای وجودی بروز پیدا می‌کنند (هزارجریبی و همکاران، 1393: 77).

پژوهش حاضر از الگوهای گوناگون نیازسنجی مانند الگوی هدف‌محور براساس رویکردهای رشد و نیازهای هنجاری و الگوی مسئله‌محور براساس نظر جوانان و نیازهایی که بیان کردند به‌منظور نیازسنجی استفاده کرده است؛ ازاین‌رو گفتنی است این پژوهش، رویکردی ترکیبی در نیازسنجی دارد. این الگو عموماً اعتبار و اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نیازهای به‌دست‌آمده، بیشتر از ابعاد و جوانب گوناگون بررسی و سنجیده شده‌اند. در حقیقت استفاده از پرسش‌نامه، مشاهده و مصاحبة شفاهی از بهترین و کارآمدترین شیوه‌های نیازسنجی هستند.

پیشینة تجربی

در مرور سیستماتیک بر مطالعات و پژوهش‌های انجام‌شده در حوزة جوانان که عباسی‌شوازی و همکارانش (1394) انجام دادند، نتایج نشان داد در380 اثر علمی بررسی‌شده، بیشترین مطالعات به حوزة آسیب‌ها، انحرافات و مسائل اجتماعی جوانان اختصاص داشته است و حوزه‌هایی ازجمله تحصیلات و اشتغال جوانان، اوقات فراغت، ازدواج و تشکیل خانواده، مشارکت اجتماعی، هویت، رفتارهای پرخطر، اینترنت، روابط بین نسلی، روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج، مهاجرت و جابجایی و … کندوکاو و بررسی شدند. کمترین مطالعات درخصوص سنجش آمال، آرزو و نیازهای جوانان به‌ویژه در ارتباط با مسائل آینده است. در ادامه برخی از مطالعات انجام‌گرفته در ابعاد مختلف حوزة جوانان ارائه می‌شود.

اشتغال یکی از موضوعات بررسی‌شده در حوزة جوانان است. قویدل و بهاری (1391) در پژوهشی عوامل مؤثر بر عرضة نیروی کار جوانان در دورة زمانی 1385-1350 شناسایی کردند. نتایج نشان داد در گروه 19-15 سال، متغیر دستمزد، کمترین اثر را بر این گروه سنی دارد. در گروه سنی 24-20 سال، متغیر نسبت دانش­آموختگان دانشگاهی برای مردان و زنان مثبت است. در ضمن، ضریب تولید ناخالص داخلی سرانه برای زنان کمتر از مردان است؛ اما با افزایش سن و «حرکت از گروه سنی 24-20 سال به سمت 29-25 سال»، اثر درآمد سرانه برای زنان بیشتر شده است. در گروه 25-29 سال، ضریب متغیر نسبت دانش‌آموختگان دانشگاهی برای مردان بیشتر از زنان است. وضعیت تأهل برای زنان این گروه سنی علامت منفی دارد که نشان می­دهد زنان این گروه سنی فراغت و فرزندداری را جانشین کار می­کنند و با متأهل‌شدن، کمتر وارد بازار کار می­شوند. در پژوهش دیگری، حامد (1388)، نگرش جوانان 26-18 سالة شهر کرمانشاه نسبت به کار و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی کرد. نتایج نشان داد عوامل اجتماعی با نگرش به کار مرتبط است؛ به‌گونه­ای‌که میزان رضایت از خانواده و زندگی و نیز نگرش به مردم و آیندة شهر با نوع نگرش به کار رابطه دارد. یافته­های پژوهش نشان‌دهندة این نکته است که بحران ارزش­ها موجب می­شود فرایند جامعه‌پذیری به‌درستی انجام نشود و جوانان به‌عنوان ماحصل این فرایند قادر به درونی‌کردن نگرش مثبت به کار نباشند. در مطالعه‌ای دیگر هرندی و همکاران (1386)، اشتغال جوانان و چالش­های آن را بررسی کردند. نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش نشان می­دهد نبود تعامل بین مؤسسات آموزشی و بازار کار، نبود فرصت­های شغلی کافی و نابرابری فرصت­های شغلی برای زنان و مردان، ضعف برنامه­های حمایت از خوداشتغالی، سازمان‌یافته‌نبودن بازار کار کشور و کمرنگ‌بودن نقش مؤسسات کاریابی و مؤسسات محل تحصیل در این بازار ازجمله مهم­ترین موانع گذر موفق جوانان محسوب می‌شوند.

از دیگر موضوعات بررسی‌شده در حوزة جوانان، ازدواج و تشکیل خانواده است. در پژوهشی مقدس­جعفری و یعقوبی‌چوبری (1386) نشان دادند بین وضعیت اشتغال، نوع شغل، میزان تحصیلات جوانان و نیز بالابودن هزینة ازدواج، مهریه، جهیزیه، افزایش سطح توقعات زوج‌ها و خانواده­ها، داشتن برادر و خواهر بزرگتر مجرد، حمایت‌نکردن مؤسسات دولتی، تردید در تصمیم­گیری و وضعیت مسکن با بالارفتن سن ازدواج جوانان رابطة معنی­داری وجود دارد. در پژوهشی ریضا و عیسی[35] (2003) مطرح می‌کنند افزایش سن ازدواج در اروپای شمال غربی به کشورهای مدیترانه­ای اسپانیا و ایتالیا گسترش یافته است. همچنین، تغییرات شرایط زندگی مانند ناتمام‌ماندن تحصیلات، تولد فرزند، صرف مستقیم هزینه­های مادی برای پرورش فرزند، تمایل به باروری را کاهش داده و در نتیجه، ازدواج و تشکیل خانواده را به تعویق انداخته است. اینجلیس و گرین­گلاس[36] (1989) در پژوهشی با عنوان انگیزة ازدواج در میان زنان و مردان، نشان دادند در دهة 90 موانع ازدواج برای جوانان عبارت بود از: نداشتن شغل، مشکل مسکن، مشکل در زندگی با دیگران، کم‌شدن آزادی بعد از ازدواج، تعارض بین شغل و ازدواج و نگرش به ازدواج به‌عنوان یک قمار پرخاطره.

موضوع مهاجرت نیز از دیگر زمینه‌های بررسی‌شده در حوزة جوانان است. در پژوهشی مقدس و شرفی (1388)، عوامل برانگیزندة گرایش به مهاجرت­های بین­المللی جوانان 30-18 سالة شهرهای شیراز و ارسنجان را بررسی کردند. نتایج نشان می‌دهد گرایش به مهاجرت در بین پاسخ‌گویان مرد، مجرد، درآمد پایین، تحصیلات لیسانس، سن 25-22 و افراد ساکن در شیراز بیش از گروه‌های مقابل آنهاست. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد در جامعه­ای مثل ایران، عوامل اجتماعی – فرهنگی و آموزشی مانند عوامل اقتصادی، شاید بیشتر بر تمایلات و انگیزه‌های افراد نفوذ دارند. همچنین، ذکایی (1385) پژوهشی با عنوان جوانان، جهانی‌شدن و مهاجرت­های بین­المللی در میان نخبگان جوان انجام داد. نتایج پژوهش کیفی انجام‌شده بیان‌کنندة تأثیر آشکار فرایندهای جهانی­شدن و ارزش‌های جهان وطنی بر گرایش­ها و ارزش‌های این گروه از جوانان است. به همان سان در سطح فردی تمایل به حفظ سلیقه­ها و سبک­های فردی زندگی و ارتقای مهارت­های حرفه­ای و تحصیلی و نیاز به اثبات توانایی­های فکری و حرفه­ای در انتخاب رفتارهای مهاجرتی محرک‌های مهمی محسوب می­شوند. طاهرخانی (1381) در پژوهشی نقش عوامل اقتصادی و غیراقتصادی در مهاجرت جوانان روستایی استان قزوین را مطالعه و بررسی کردند. نتایج نشان می­دهند اگرچه انگیزه‌های اقتصادی در مهاجرت جوانان روستایی نقش مهمی دارند، عوامل غیراقتصادی نیز اثرات مستقیم بر رفتار آنان می­گذارند. برای مثال، تسهیلات محلی، رضایت از محل سکونت، رفاه اجتماعی، استانداردهای زندگی، نیاز به پیشرفت، زندگی بهتر و هدف­های ارزشی به‌طور معناداری انگیزة مهاجرت جوانان روستایی استان قزوین را افزایش داده‌اند.

آسیب‌های اجتماعی در بین جوانان ازجمله موضوعاتی است که پژوهشگران بررسی می‌کنند. فتحی و فدوی (1391)، تحلیلی بر آسیب­های اجتماعی جوانان طی سال­های 87-1378 و عوامل مؤثر بر آن انجام دادند. یافته­های پژوهش نشان داد ورود به زندان در سال‌های 87-1378 در مردان بیشتر از زنان بوده است و بیشرین ورودی را گروه سنی 39-30 سال تشکیل داده‌اند. بیشترین نوع آسیب، حمل مواد مخدر بوده است؛ به­طوری‌که اعتیاد، رتبة دوم و سرقت در رتبة سوم قرار دارد و سطح تحصیلات بیشتر آنها پایین­تر از دیپلم بوده است. نتایج نشان می‌دهد در سال‌های مطالعه‌شده یکی از علل افزایش آسیب­های اجتماعی در میان مردان، مشکلات اقتصادی، فقر، بیکاری و مشکلات درون خانواده و … است که درجامعه وجود دارد و نیز تأثیری است که بر خانواده­ها و سرپرست خانوارها داشته­اند و در گروه سنی جوانان معمولاً افراد به‌دلیل افکار و احساس پوچی، نومیدی، احساس گناه، افسردگی، اعتیاد، احساس شکست، بحران­های حاد عاطفی، بیماری‌های شدید و نداشتن سعه صدری در کنار سایر عوامل اجتماعی باعث آسیب اجتماعی شده است. در مطالعة دیگر، بیابان‌گرد و جوادی (1383)، سلامت روان­شناختی نوجوانان و جوانان شهر تهران را بررسی کردند. نتایج تجزیه و تحلیل آنها نشان داد 3/29% افراد، بیمار یا مشکوک به بیمار روانی هستند؛ اختلال در کارکرد اجتماعی، شایع­ترین اختلال در بین پاسخ‌گویان بوده است؛ سلامت روانی مردان بیش از زنان و افراد مجرد بیش از متأهل بوده است؛ با افزایش سن از میزان سلامت روانی افراد کاسته شده است؛ دانش­آموزان، بیش‌ترین سلامت روانی و افراد بیکار و خانم­های خانه‌دار کمترین سلامت روانی را داشتند. دورنابوش و همکارانش (2001)، پژوهشی با عنوان روابط خانواده و مدرسه و پیوستگی آن با رفتارهای انحرافی جوانان در اجتماعات و گروه­های مختلف انجام داده­اند و به این نتیجه رسیده­اند که خانواده و مدرسه در کاهش انحراف جوانان از قبیل سیگارکشیدن، استفاده از الکل، استفاده از ماری جوانا، بزهکاری و دیگر رفتارهای انحرافی نقش مؤثری دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.