این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت راهبردی فدراسیون فوتبال ایران (ساختاری، سازمانی، کنشی)
تعداد سوال: 25
تعداد بعد: 3
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 4500 تومان

ورزش پدیده ای است با ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به ترتیبی که بخش قابل توجهی از جمعیت جهان را درگیر خود کرده است. امروزه ورزش در سرتاسر جهان روند رو به رشدی دارد و کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. گرایش رو به رشد مردم به ورزش باعث شده است تا ورزش روند درآمدزایی درخور ملاحظه ای را تجربه کند و سهم بسزایی در اقتصاد کشورها داشته باشد(محسنی فر، دوستی و تابش، 1399: 18). در میان فعالیت های مختلف ورزشی، فوتبال یکی از پرطرفدارترین و محبوب ترین ورزش ها در پهنه بین الملل قلمداد می گردد؛ تا آنجا که بسیاری از کشورهای پنج قاره آن را در ردیف ورزش ملی خود قرار داده اند. لبریز بودن ورزشگاه ها از تماشاگران در دیدارهای داخلی، منطقه ای و قاره ای و برخورداری از بینندگان چند صد میلیونی پخش تلویزیونی، فوتبال را به عنوان مردمی ترین ورزش جهان معرفی نموده است( ناصح، اکبر یزدی و الهی، 1399: 2). ورزش فوتبال با داشتن بیش از 209 عضو در فدراسیون بین المللی فوتبال،207 هزار فوتبالیست حرفه ای، 245 میلیون بازیکن غیرحرفه ای و 4/3 میلیارد طرفدار، یکی از رایج ترین ورزش ها در جهان محسوب می شود(رفیعی، امانی شلمزاری و علم، 1397: 38). در کشور ما نیز فوتبال و فوتسال رایج ترین و پرطرفدارترین ورزش ها هستند و در مقایسه با تمامی ورزش ها بیشترین تعداد ورزشکار و طرفدار را دارند. عنوان بیشتر مجلات ورزشی داخل کشور به ورزش فوتبال اختصاص دارد. طبق برآوردها، هر روز90 درصد از عنوان روزنامه های ورزشی مختص رشته فوتبال است (همان، ص 38).
علاوه بر آن، امروزه با افزایش ارتباطات و حضور فناوری های جدید، ما شاهد تغییرات وسیعی در کلیه فعالیت ها در دنیا هستیم. فوتبال هم مانند دیگر فعالیت ها از این قاعده مستثنی نبوده و تغییرات فراوانی را در جهت پیشرفت و حرفه ای شدن پشت سر گذاشته است تا به صنعتی شدن برسد. استفان مورو[4](1999) در کتاب خود به نام «تجارت جدید فوتبال» موارد زیادی را به عنوان تغییرات وسیع فوتبال در دهه گذشته نام برده که صنعتی و تجاری شدن ورش فوتبال را در پی داشته اند : حضور باشگاه ها در بازار بورس سهام، حضور تلویزیون های ماهواره ای برای ضبط و پخش فوتبال، ظهور نوع جدید باشگاه داری در رشته فوتبال، افزایش درآمدهای حاصل از فروش محصولات باشگاه های حرفه ای، جهانی شدن بازار نقل و انتقالات بازیکنان فوتبال، پیدایش آژانس های فروش بلیط برای پیش فروش بلیط مسابقات فوتبال، افزایش قیمت بلیط های ورودی باشگاه های فوتبال، اعطای پاداش کلان به بازیکنان و رفت و آمد در دادگاه ها برای حفظ حقوق بازیکن و باشگاه(نقل از نقدی، کاغذیان و افشارپی،1392: 22 و 23 ). همچنین خرید و فروش وسایل و کالاها با آرم باشگاه های حرفه ای، معامله های چند صد میلیون دلاری برای تبلیغات اطراف زمین و کسب درآمدهای کلان از محل حق پخش تلویزیونی مسابقات همگی نقش به سزایی در توسعه صنعت فوتبال ایفا نموده اند( دوستی، 1395: 221).
با توجه به محبوبیت ورزش فوتبال، علاقهمندان بسیاری در سراسر جهان رویدادهای مهم این ورزش جذاب را دنبال میکنند که این مسئله فرصتهای فرهنگی– اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بسیاری را در اختیار کشورها و افراد مختلف قرار میدهد. لذا می توان کارکردهای متعددی را برای صنعت فوتبال بر شمرد:
1- کارکرد های فرهنگی و اجتماعی صنعت فوتبال: شامل الف- نقش فوتبال در تقویت هویت ملی(منظمی و همکاران، 1398: 598 و فاضلی،1391: 160)؛ ب- نقش فوتبال در تسهیل فرایند جامعه پذیری(باقری و قدیری، 1396: 115)؛ ج- نقش فوتبال در گذران اوقات فراغت( باقری و قدیری، 1396: 115) ؛ د- ورزش به مثابه ابزار کنترل اجتماعی(زرگر، 1394: 35).
2-کارکرد های سیاسی صنعت فوتبال: شامل الف- گسترش ارتباطات و دستیابی به صلح جهانی(لورمور و بودر، 1391: 104 و زرگر، 1394 :27)؛ ب- فرایند ملت سازی از طریق فوتبال(فاضلی، 1391: 160 و 161 ) ؛ ج- کسب افتخار و پرستیژ در عرصه بین المللی(زرگر، 1394: 10).
3-کارکرد اقتصادی صنعت فوتبال: شامل الف- درآمد روز مسابقه؛ ب- حق پخش رسانه ای؛ ج- تجارت از طریق ورزشگاه، اعطای امتیاز نام و مارک باشگاه برای فعالیت های اقتصادی، فروشگاه ها، خرید و فروش بازیکن و حامیان مالی (نقدی، کاغذیان و افشارپی، 1392: 27- 23).
تحول ماهیت فوتبال به لحاظ اقتصادی سبب شده تا منافع و مصالح بسیاری جهت سرمایه گذاری برانگیخته شود. در نتیجه دامنه گسترده ای از منابع انسانی، مادی، مالی و… به سوی فوتبال روی آورده اند. یکی از این منابع، سرمایه گذاری های بخش خصوصی داخلی و خارجی در حوزه ورزش فوتبال است. این امر در بیشتر کشورهای توسعه یافته اروپایی نظیر آلمان، اسپانیا، انگلستان و… و نیز آسیایی نظیر ژاپن و کره جنوبی مورد اقبال و توجه جدی قرار گرفته است. این در حالی است که مروری بر سوابق تجربی داخلی پیرامون آسیب شناسی ورزش فوتبال در کشور نشان می دهد که فوتبال ایران در زمینه های مختلف ساختاری، سازمانی و کنشی با موانع و چالش های جدی رو به رو می باشد:
الف- ساختاری: از جمله آسیب ها و موانع و چالش های ساختاری حاکم بر ورزش فوتبال کشور را می توان موارد ذیل برشمرد: حضور مردان سیاسی و مداخله نظام مدیریت دولتی در حوزه مدیریت فوتبال و ضعف استقلال در تصمیم گیری مدیران فدراسیون فوتبال ایران (رضایی صوفی و همکاران، 1394)؛ موانع و چالش های خصوصی سازی و دولتی بودن باشگاه ها و وابستگی شدید مالی به دولت(دلدار و همکاران، 1395 و ترابی و همکاران،1394)؛ نبود نظارت و کنترل مستمر بر فعالیت فدراسیون و نیز عدم شفافیت صورت های مالی( ترابی و همکاران،1394)؛ وجود موانع و چالش های اقتصادی حاکم بر کشور( صفری و احمدی راد،1397)؛ وجود مشکلات قانونی و حقوقی حاکم بر فوتبال کشور( دلدار و همکاران، 1395، عسگریان و آزادیان، 1391 و صفری و احمدی راد،1397)؛ وجود مشکلات و چالش ها فرهنگی (دلدار و همکاران، 1395و صفری و احمدی راد،1397)؛ نداشتن برنامه راهبردی و نیز عدم برنامه ریزی بلند مدت(عیدی پور و همکاران،1394).
ب- سازمانی: از جمله آسیب ها، موانع و چالش های سازمانی حاکم بر ورزش فوتبال کشور را می توان موارد ذیل برشمرد: ضعف مدیریتی و نابسامانی نظام باشگاه داری حرفه ای(صفری و احمدی راد،1397 و عیدی پور و همکاران، 1394 )؛ نداشتن روش های اصولی استعدادیابی(عیدی پور و همکاران، 1394)؛ نامناسب بودن باشگاه های ورزشی و کیفیت نامطلوب فضاهای ورزشی باشگاه های کشور(شفیعی و همکاران، 1396)؛ ضعف بازاریابی، کمبود سرمایه گذاران و حامیان مالی در رشته فوتبال و فقدان بسترهای جذب حامیان مالی بین المللی(عسگریان و آزادیان، 1391 )؛ وجود موانع مختلف در جذب حامیان مالی( عیدی پور و همکاران، 1394 )؛ فقدان اهمیت به جنبه های تکنیکی در باشگاه ها ( عسگریان و آزادیان، 1391)؛ استفاده محدود از مدیران خلاق و با تخصص های تجاری و مالی در فوتبال( ترابی و همکاران،1394)؛ فقدان توجه و اهمیت به منطق هزینه- فایده در باشگاه های فوتبال کشور( عیدی پور و همکاران، 1394 )؛ امتناع صدا و سیما از پرداخت حق پخش تلویزیونی (ترابی و همکاران،1394 )؛ وجود موانع و چالش های رسانه ای(عسگریان و آزادیان، 1391) و بهره گیری اندک از نیروی انسانی متخصص از سوی باشگاه های فوتبال(عیدی پور و همکاران، 1394 ).
ج- کنشی: از جمله آسیب ها و موانع و چالش های کنشی حاکم بر ورزش فوتبال کشور را می توان موارد ذیل برشمرد: کمبود مربیان و متخصصان در فوتبال کشور (عیدی پور و همکاران، 1394)؛ عدم آگاهی مدیران باشگاه ها از روش های نوین تأمین مالی در سطوح مختلف (ترابی و همکاران،1394) و تغییر سبک زندگی مردم به سمت عدم فعالیت بدنی و زندگی ماشینی(شفیعی و همکاران، 1396).
وجود این آسیب ها و مشکلات در سطوح مختلف فوتبال کشور در حالی مطرح است که در طرح چشم انداز توسعه فوتبال آسیا، «کنفدراسیون فوتبال آسیا»[5](2004) به منظور توسعه و پیشرفت فوتبال، اهداف مختلفی مانند توجه به امور استعدادیابی و فوتبال پایه، بهبود رهبری، آموزش و تربیت پرسنل از جمله داوران، مربیان و سایر کارشناسان، بازاریابی، امور پزشکی ورزشی، رسانه ها، ورزش زنان، فوتسال و هواداران را پیشنهاد کرده است( نقل از شفیعی و همکاران، 1396: 121). علاوه بر آن، کنفدراسیون فوتبال آسیا(2019) در سال های اخیر با طراحی برنامه های جدید با جدیت به دنبال توسعه فوتبال و تبدیل کنفدراسیون به یک سازمان پویا و آینده نگر است؛ سازمانی که کاملا بر کمک به اعضای خود، متمرکز شده تا پیشرفت های جدیدی در دهه های آینده در آسیا رقم بخورد(به نقل از گوهری، 1399: 104).
از سوی دیگر، تلاطم محیطی در سال های اخیر، سازمان ها را مجبور به واکنش های متعدد و سریع نموده است. امروزه مدیریت به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکـار بـرای حفـظ و ارتقـای تـوان خـود جهـت رقابت و ادامه حیات باید همواره تغییرات محیطی را مدنظر داشته باشند و خـود را بـا آن تطبیـق دهد(جاویدی کرمانی نژاد و امینی،1395: 134). در این میان، فرآیند مدیریت و برنامه ریزی راهبردی یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از سازمان و محیط مربوط به آن را ارائه می کند، شرایط فعلی سازمان را توضیح می دهد و عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت آن را شناسایی می نماید. هر سازمان نیازمند به یک نقشه ای است که از طریق آن بتواند جایی را که می خواهد به آنجا برود مشخص کند و نشان دهد که چطور باید به آنجا برسد(کاشف، سیدعامری، احمدی و همکاران، 1397: 28).
هدف اصلی برنامه ریزی راهبردی، تعیین ماهیت یا منشور سازمان و هدایت مسیر آن می باشد؛ به گونه ای که بتوان از این طریق به تغییرات سریع محیطی نیز پاسخ موثر و فعال داد. برنامه ریزی راهبردی، شناسایی رسالت و وظایف اصلی هر سازمان و اتخاذ تدابیر راهبردی برای اجرای اهداف را در بر می گیرد(رضایی صوفی، شعبانی و خداپرست، 1394: 227 و 228). به تعبیر فرد. آر. دیوید[6](1999) برنامه ریزی راهبردی را ابزار مدیریتی توانمندی تعریف می کنند که برای کمک به سازمان ها طراحی می شود تا آنها به صورت رقابتی خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق دهند. از نقطه نظر سونگ بوم و پاتریک[7]( 2011) برنامه ریزی راهبردی یعنی اینکه در کجا هستید، به کجا می خواهید بروید، چگونه و با چه وسیله ای می خواهید بروید، چه وقت می خواهید به مقصد برسید، چه کسی وسیله را هدایت می کند و چه مقدار برای این سفر هزینه خواهید نمود( نقل از فره و کلهر، 1394: 119). لذا با این تعارف، به تعبیر دیوید(1999) مدیریت راهبردی عبارت است از: هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به اهداف بلند مدت خود دست یابد. هوی و همکاران[8] (2015) معتقدند که فرایند مدیریت راهبردی از تحلیل راهبرد(داخلی و خارجی) آغاز می گردد. با استفاده از مأموریت، چشم انداز و اهداف هدایت می شود. سپس راهبرد توسعه می یابد، پیاده سازی می شود و در نهایت مورد ارزیابی قرار می گیرد(نقل از وحدانی، حمیدی، خبیری و همکاران، 1396: 18).
علاوه بر آن، بررسی عملکرد سازمان های ورزشی نشان می دهد که آن سازمان هایی که برای انجام مأموریت و دستیابی به اهداف خود از مدیریتی قوی و مبتنی بر برنامه ریزی راهبردی استفاده کرده اند، توانسته اند در فعالیت های مختلف از جمله ورزش قهرمانی و تأمین منابع مورد نیاز به موفقیت های چشم گیری دست یابند( فره و کلهر، 1394: 118). در این زمینه اوگرینیو و همکاران[9](2017) در پژوهش خود بیان داشته اند که اگر مدیران ورزشی خواهان ایجاد مزیت رقابتی در محیط کسب و کار پیچیده ورزش و کسب سود اقتصادی بالا می باشند، ناگزیرند که به واسطه تجزیه و تحلیل عوامل مختلف(درونی و بیرونی) به یک برنامه ریزی راهبردی برای بخش ورزش دست پیدا کنند و آن را عملیاتی و ارزیابی نمایند. اندرس و هاورن[10](2015) در پژوهش خود نشان داده اند که بسیاری از تغییرات در فوتبال حرفه ای بین المللی طی 10-15 سال گذشته تأثیر قابل توجهی در موفقیت برخی باشگاه ها داشته است؛ از جمله این تغییرات می توان به درآمد، تراز نقل و انتقالات و موفقیت های مالی و ورزشی اشاره کرد. همچنین فرکینز و شیلبوری[11](2010) در تحقیق خود نقش برنامه ریزی راهبردی و بلند مدت در سازمان های ورزشی ملی را همانند پل موفقیت به اهداف می دانند و بر آن عقیده اند که بدون داشتن چشم انداز، اهداف و برنامه های بلند مدت سازمان های ورزشی نباید متوقع هیچگونه موفقیتی در سطوح مختلف محلی، ملی و منطقه ای بود. علاوه بر آن، کارتاکائولیس و همکاران[12](2013) نیز در پژوهش خود نشان داده اند که باشگاه های فوتبال نیاز به مدیریت منابع راهبردی دارند که به صورت روشمند برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی شوند. در نهایت آنی تیجاندل[13](2016) در پژوهش خود دریافت که سازمان های ورزشی از طریق ایده های خلاقانه و جدید سازگار، تجدید و توسعه می یابند. به عبارت دیگر، از طریق راهبرد، مدیریت راهبردی و نوآوری ورزش مدرن شکل می گیرد و بهبود می یابد. لذا نوآوری در ورزش و مدیریت راهبردی نوآوری های ورزشی برای بهبود عملکرد ورزشی بسیار مهم و حیاتی است.