این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
تعداد سوال: 12
تعداد عامل: 12
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 4500 تومان

امروزه افکار عمومی یکی از ارکان مهم در تصمیمگیری کشورها در حوزههای گوناگون محسوب میشود و کشورها نمیتوانند همچون گذشته تنها بر تبادلات بین دولتی در قالب دیپلماسی سنتی تکیه کنند. به عبارت دیگر، در دیپلماسی عمومی مخاطب برنامهها را مردم، نخبگان سیاسی، فرهنگی و در مجموع جمعیتی غیر از مسئولان تشکیل میدهند و در این زمینه از ابزارهای مختلفی مانند تبلیغات رسانههای جمعی و تأثیرگذاری فرهنگی از طریق دانشگاهها و …استفاده میشود .در واقع دولتها سعی دارند با استفاده از دیپلماسی عمومی افکار عمومی را با خود همراه کنند تا برای رسیدن به اهداف سیاست خارجی خود با مشکلات کمتری مواجه شوند (شریعتی فیضآبادی و گودرزی، 1394). اگرچه ورزش- دیپلماسی در سالهای اخیر به عنوان زیرشاخه دیپلماسی عمومی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است، تاریخچه این موضوع به قرن نهم پیش از میلاد باز میگردد؛ طی اولین جشنواره بازی های المپیک باستان یک «آتشبس المپیک»[5] توسط پادشاهان آن زمان امضا شد. آنها توافق کردند تا تمام رفتارهای خشن و دشمنانه را طی زمان برگزاری بازی به حالت تعلیق درآورند تا موجبات خشنودی تماشاگران و ورزشکاران این بازی را فراهم کنند. قرنها پس از آن، امروزه ادبیات دیپلماتیک ورزشی توانسته مرزها را کمرنگ و راههای بیشتری را برای گفتوگو باز کند تا از این طریق افراد مختلف در کنار یکدیگر جمع شوند (دوستی، 1391). ظهور مفهوم دیپلماسی ورزشی در عرصه مناسبات بینالمللی این پرسش را مطرح کرده است که دیپلماسی ورزش چیست و چه نقشی در روابط خارجی کشورها و اعمال قدرت آنها ایفا میکند. امروزه متخصصان علوم ورزشی، علوم سیاسی و روابط بینالملل به این نتیجه رسیدهاند که بدون تردید یکی از حوزههای موضوعی مهم در زمینه ورزش و نقش آن در روابط بینالملل، دیپلماسی ورزشی است. دیپلماسی ورزشی را میتوان در یک تقسیمبندی کلیتر، یعنی دیپلماسی عمومی و فرهنگی قرار داد که در دو سه دهه اخیر رواج بیشتری یافته است (مورای و پیگمن[6]، 2014).
در عصر جهانی شدن، تاثیر عناصر فرهنگی بر روابط بین دولتها بسیار افزایش یافته تا جایی که مبادلات فرهنگی در مقیاس جهانی با سهولت بیشتری انجام می شود و موانع چندانی پیشروی آن وجود ندارد. بنابراین دیپلماسی عمومی و فرهنگی به طور اعم و دیپلماسی ورزشی به طور اخص توجهات بیشتری را به سمت خود جلب کرده است (زرگر، 1394). بهطور کلی، میتوان گفت ارتباط بین دیپلماسی و ورزش متقابل است؛ هم دیپلماسی در مدیریت ورزشی، برگزاری مسابقات جهانی، کسب میزبانی، شرکت در مسابقات و… تاثیرگذار است و هم ورزش در پیشبرد دیپلماسی کشورهای مختلف از طریق ورزش، با شرکت کردن یا نکردن کشورها در مسابقات ورزشی (مانند تحریم المپیک) یا مسابقه دادن یا اجتناب از رقابت با ورزشکاران کشورهای دیگر برخی خواستههای سیاسی خود را به نمایش در میآورند (لورمور، 2012).
در زمینه دیپلماسی ورزشی تاکنون پژوهشهای متنوعی در داخل و خارج کشور انجام شده است. بخشیچناری و همکاران (1398) در تحقیقی با عنوان «شناسایی عوامل موثر بر توسعه دیپلماسی ورزشی جمهوری اسلامی ایران» به این نتیجه رسیدند که وزارت ورزش و جوانان با همکاری وزارت امور خارجه به برنامهریزی، سیاستگذاری و تعیین هدف در حوزه دیپلماسی ورزشی، تعاملات آکادمیک با سازمانهای ذیربط و افزایش فعالیتهای دانشگاهها به توسعه فعالیتهای دیپلماسی در حوزه ورزش بپردازند (بخشیچناری و همکاران، 1398). بخشیچناری و همکاران (1398) در پژوهشی دیگر با عنوان «ارائه راهکارهایی برای توانمندسازی و ارتقای دیپلماسی ورزشی جمهوری اسلامی ایران» به این نتیجه دست یافتند که بازبینی و بازنگری آییننامههای اجرایی نهادهای ورزشی (وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و…)، برگزاری جلسات هماهنگی بین وزارت ورزش و وزارت خارجه به عنوان متولیان اصلی دیپلماسی ورزشی، آموزش مدیران سیاسی- ورزشی کشور با اصول اولیه تعاملات بینالمللی در سطح جهانی، تدوین و اجرای یک برنامه جامع و علمی در جهت گسترش و ارتقای دیپلماسی ورزشی، از جمله راهکارهای مهم در توانمندسازی و تقویت دیپلماسی ورزشی جمهوری اسلامی ایران است (بخشیچناری و همکاران، 1398). راسخ و جوادیپور (1396) در تحقیقی با عنوان «نقش ورزش و توسعه ورزشی در پیشبرد سیاستهای فرهنگی- اجتماعی و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران»، چالشها و ضعفهای مختلف شامل نبود خطمشیهای روشن و شفاف، فقدان آگاهی و دانش لازم در این زمینه و عدم شناخت از ظرفیتهای بالقوه دیپلماسی فرهنگی ورزشی را بیان نمودند و پیشنهادات و اقداماتی را در زمینه رفع موانع برای تحقق اهداف دیپلماسی ورزشی ارائه کردند (راسخ و جوادیپور، 1396). مین و چوی[7] (2019) در تحقیقی با عنوان «نقش بیش از اندازه دیپلماسی ورزشی در همکاریهای دوجانبه بین دو کره» به این نتیجه رسیدند که استفاده از ورزش به عنوان ابزاری دیپلماتیک بین کشورهای کرهشمالی و کرهجنوبی درحال گسترش است و دیپلماسی ورزشی بیشتر به عاملی برای توسعه همکاریهای سیاسی شبیه بوده است که باعث برطرف شدن موانع سیاسی به این دو کشور شده است. فولرتون و همکاران[8] (2018) در پژوهشی با عنوان «تبدیل شدن دیپلماسی ورزشی به خروجیهای دیپلماتیک» با ارئه یک مدل دیپلماسی ورزشی به این نتیجه دست یافتند که اگر منابع دیپلماسی ورزشی هدفمند، خلاقانه و صحیح انتخاب شوند و این منابع متناسب با راهبردهای سیاسی هر کشور (ایالت) باشد، خروجیهای آن میتواند همراستای خروجیهای دیپلماتیک مدنظر اهداف سیاسی هر کشور باشد (فولرتون و همکاران، 2018). دِسن اجنیو و همکاران[9] (2015)، در تحقیق خود به بررسی اقدام تور صلح باشگاه بارسلونا در سال 2013 در اسرائیل و فلسطین پرداختند. در این تحقیق علاوهبر پرداختن به ماهیت اقدام باشگاه بارسلونا در حوزه دیپلماسی ورزشی، به این نتیجه رسیدند که در این طرح مشکلات سیاسی به علت جغرافیای سیاسی خاورمیانه پیش آمده اند و میتوان آنها را موانع و محدودیتهای دیپلماسی ورزشی قلمداد کرد (دسن اجینو و همکاران، 2015).