پرسشنامه شناسایی عوامل استحکام ‌بخش ازدواج در فرهنگ ایران (کیانی و همکاران 1401)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی و شناسایی عوامل استحکام ‌بخش ازدواج در فرهنگ ایران (خانواده مبداء، عوامل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی، شخصیتی و اخلاقی، اعتقادی و معنوی، همسانی و توافق نظر، کفایت عقلانی در انتخاب، مسایل جنسی و زناشویی، مهارت های ارتباطی، فرزندآوری و تربیت فرزند)

تعداد سوال: 74

تعداد بعد: 9

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 6500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه شناسایی عوامل استحکام ‌بخش ازدواج در فرهنگ ایران (کیانی و همکاران 1401)

ازدواج مهمترین پایه در تشکیل خانواده و نقطه عطفی در  چرخه زندگی  است.  همچنین جنبه اساسی از زندگی هر فردی ‌است که دو نفر را به عنوان همسر به همدیگر متعهد می‌کند و به طور قابل ملاحظه ای بر عملکرد زندگی او، ازجمله رفاه اجتماعی، عاطفی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر می­گذارد. (گرگیس[5]وهمکاران، 2010) شواهد نشان داده است که ازدواج موفق به عنوان هسته مرکزی کیفیت زندگی با رضایت از زندگی رابطه مثبت و قوی دارد(یولکر[6]2008 -ص199).

از طرفی ازدواج سالم و موفق، نقش بنیادین در تشکیل خانواده سالم ایفا می­کند. خانواده سالم زیر بنای سلامت جامعه است(گریف وملهرب[7]، 2001).  خانواده مهمترین نهاد جامعه و شکل دهنده شخصیت آدمی است. مطلوبیت، رضایت، خشنودی و کیفیت و کارکرد بهینه خانواده عامل بسیارموثری درشکوفایی، رشد و پیشرفت خانواده محسوب می‌شود. خانواده به عنوان یک سیستم شامل زیرمجموعه­های همسران، والدین و فرزندان است و زیرمجموعه همسران می‌تواند با فراهم ساختن الگویی موثر درتعامل زناشویی‌عمل نماید و چنانچه این خرده نظام، کارآمد و باکفایت باشد، شرایطی فراهم می‌گردد که در آن همسران صمیمیت، حمایت و رشد متقابل را تجربه کنند. به عبارت دیگر کیفیت زناشویی همسران بر کارآمدی،  استحکام ودوام زیرمجموعه همسران تاثیر می گذارد. (گلدنبرگ[8]، 2008ص34)

 از سویی‌دیگرازدواج پایدار و رضایتبخش، در فراهم آوردن ویژگی‌های مثبت بسیار برای اعضای خانواده ازجمله سلامت روانی مثبت، سلامت جسمانی و رشد کودک، کارآمد می­باشد.  این روابط زن وشوهری، محیطی مساعد را برای کودکان فراهم می‌آورد و همچنین رشد­ و سلامتی اعضای خانواده را ارتقاء می‌دهد(میخالیتسیانوف[9]،2014).

نتایج سایر تحقیقات نیزنشان می­دهد که افراد با رضایتمندی زناشویی بالا و روابط صمیمانه در سنجش با کسانی که زندگی زناشویی ناسازگارانه دارند بیشتر عمر می کنند از سلامت بدنی بالاتری برخوردارند و برای فرزندان­شان پدر و مادر بهتری هستند کپلر[10] (2015). بدیهی است نحوه توافق همسران و نحوه تطابق آن ها با نیازهای یکدیگر و تکوین نقشهای مکمل می‌تواند به خوبی ثبات خانواده و انعطاف پذیری آنها را برای سازگاری با شرایط تغییر پیش بینی کند.  از طرفی زیر منظومه همسران، الگویی را برای فرزندان فراهم می‌سازد که از آن تعامل زناشویی صمیمیت و تعهد زناشویی را فرا می‌گیرد.  اگر این منظومه از کفایت کافی برخوردار باشد شرایطی را فراهم می‌سازد که درآن همسران،  صمیمیت،  رشد متقابل و رشد شخصی را تجربه می کنند(گلدنبرگ، 2008). دیکسون[11] (2013)نیز براین باور است که زوجین پایدار و رضایتمند می­توانند درمورد متغیرهای موثردر رشد و ارتقاء بهزیستی خود سرنخهایی را فراهم سازند و در طول زمان کشف کنندکه چه کاری را انجام دهند.

امروزه ازدواج به عنوان یک دغدغه جدی برای جوانان نیزمحسوب می‌شود و تصمیم گیری برای این موضوع حیاتی، مستلزم توجه همه جانبه به آن وافزایش توان آنان در انتخاب آگاهانه می‌باشد.

واقعیت این است که آمار بالا و نگران کننده طلاق یک بحران جهانی است اما نرخ طلاق در ایران به هیچ عنوان زیبنده نظام جمهوری اسلامی ایران نبوده و هشداری جدی برای دست اندرکاران ومتولیان فرهنگی تلقی می‌شود و اهتمام بیشتر متخصصان ومشاوران را ایجاب می نماید. اگرچه مسئولان عالی کشور این دغدغه رامورد توجه قرار داده و قانون حمایت از خانواده را در سال 1391 تصویب کردند و سیاست‌های کلی خانواده نیزدر سال 1395 ابلاغ گردید اما طبق آمارهای ارائه شده در طی سال‌های مورد بررسی می‌توان گفت که روند کاهشی ازدواج و افزایشی طلاق در اکثر سال‌ها نکته قابل توجه بوده وآمار های ارائه شده نشان می‌دهد که درصد آمارازدواج در سال 1397 نسبت به سال 1387 حدود 6/37 درصد روند منفی داشته است؛ این در حالی است که جمعیت افراد در سن ازدواج در کشور بیشتر شده‌اند در حالی که در همین زمان آمار طلاق با 32/58 درصدروند مثبت داشته است که نشان از روند کاهشی ازدواج و افزایشی طلاق در کشور هست که بسیار نگران‌کننده است همچنین یافته‌های آماری نشان می‌دهد که نسبت طلاق به ازدواج درسال 1387 از 5/12 به31/77 در سال 1397 افزایش یافته است که نشانه بدتر شدن این شاخص در کشور است. علاوه بر این گروه زیادی از زوجین نیزهستند که درهنگام تصمیم گیری برای ازدواج مولفه‌ها وعوامل خطرساز واستحکام‌بخش را نادیده می گیرندو به دلایل فرهنگی، اجتماعی قید طلاق را میزنند وترجیح می دهند به زندگی ناشاد خود ادامه دهند. واصطلاحا طلاق عاطفی برزندگی آنان حاکم است واگر چه آمار رسمی برای این گروه از زوجین نداریم ولی آمار غیر رسمی گاهی تا بیش از دوبرابرآمار رسمی طلاق در جامعه حکایت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.