این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی انواع مخاطرات اجتماعی زندگی جوانان (رفتارهای پرخطر، رفتارهای مجرمانه و خلاف قانون، مخاطره اجتماعی و اقتصادی، مخاطره مثبت)
تعداد سوال: 15
تعداد بعد: 4
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 4500 تومان

قدمت مخاطره[4] به تاریخ عمر آدمی برمیگردد. در تاریخ و تقویم عمر بشر، روزهایی تلخ با نام حوادث و فاجعههای طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان و برخی حوادث دست ساخته بشر نظیر جنگهای مصیبتبار و خونین به ثیت رسیدهاند. این وقایع که با ویرانگریها و آسیبهای مختلف انسانی، فیزیکی و اجتماعی همراه بودهاند، به انسان یادآوری میکنند که حوادث، جزئی از زندگی وی محسوب میشوند. علل حوادث طبیعی در عقاید خرافی و مذهبی جستجو میشد. بهگمان گذشتگان، خدایان و عوامل ماورایی برای آنان تصمیم میگرفتند. خطرات براساس شانس و اراده افراد تعبیر میشد. بهدلیل ضعف علم، فقدان ابزارهای اندازهگیری و تفکر ماورای طبیعی، انسانها قادر به کنترل و محاسبه نبودند و تسلیم محض طبیعت بودند. نیاز عامل استفاده از قابلیتهاست. در واقع، نیازها موجب شدهاند که از قابلیتهای خود استفاده کنیم و دانش و فنون مختلفی را برای پاسخ مستمر به خواستههایمان کشف و خلق کنیم. با پیشرفتهایی که حاصل شد، انسانها توانستند بر طبیعت غلبه کنند و تاحدی آن را به استخدام خود درآورند. در دوران مدرن، پیشرفت در عرصه علم و فناوری به سایر حوزههای زندگی انسان نیز تسری پیدا کرد.
دنیای متجدد کنونی دارای دو روی سکه است. وجهی از آن، نشان از جنبههای مثبت و سازنده مدرنیته دارد؛ پیشرفت، امنیت، رفاه و آزادی از ویژگیهای مثبت آن است. چهره منفی مدرنیته، آکنده از تهدیدها و مخاطرات هولانگیز است.(گیدنز،1379 به نقل ازعنبری1390) گاه مخاطرات در دل آنچه مثبت تلقی میشود، پنهان گشته است. مدرنیته با گسترش فناوری و افزایش سطح رفاه بر دامنه انتخاب ما درحوزههای مختلف افزوده است، اما درعینحال خطرهای احتمالی بیسابقهای را وارد میدان زندگی ما کرده است که نسلهای پیشین بههیچوجه با آنها سروکار نداشتند. مخاطرات اجتماعی، پیامدهای نامطلوب تصمیماتی است که در لحظات سرنوشت ساز زندگی گرفته میشود. از مشخصههای دوران مدرن، فردیشدن امور است. به دنبال روند رو به رشد فردی شدن، هنجارها و رسوم سنتی که مبنای تصمیمگیری ما بود، از هم فرو پاشیده، ولی ارزشها و هنجارهای جدیدی ابداع نگشته است. درنتیجه، افراد در شرایط عدمقطعیتها قرار گرفته اند و ناگزیر به انتخاب هستند که تصمیمگیری آنان ممکن است به نتایج ناخواسته ای منتهی گردد. مخاطرات ازتصمیمات ما ناشی میشوند. این تصمیمات، لزوما” در فضای ناآگاهانه گرفته نمیشوند. علم و فناوری چنان بر بخشهای مختلف زندگی ما سیطره یافتهاند که انسانها علیرغم آگاهی از آثار سوء آن، میل بر بهرهمندی از آن دارند- نمونههایی از این تصمیمگیریهای آگاهانه را در عملهای جراحی زیبایی می توان دید. بنابراین در بسیاری موارد، افراد بهعنوان کنشگران آگاهی که مرتکب اشتباه شدهاند، مقصر شناخته می شوند و مورد سرزنش قرار میگیرند. در هر صورت، افراد در مقابل عمل خود مسئول هستند. پیوند مدرنیته با جهانیشدن منجر به جهانیشدن مخاطرات شده است، چرا که تصمیماتی که در گذشته با اتکا به دادههایی محدود گرفته میشد، اکنون با گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی دامنه وسیعتری یافته و افراد گزینههای بیشتری برای انتخاب دارند، اما از طرف دیگر، عدم قطعیتها مسائل و مشکلاتی را برای آنان ایجاد میکند. بنابراین، در دوران مدرنیته، ما با مخاطرات بزرگتری در فضای متفاوتی رو به رو هستیم. بشر بیش از گذشته ناامنی، اضطراب و ترس را تجربه میکند. انسان امروز با بحرانهای جهانی نظیر مسائل زیست- محیطی، تروریسم و بحرانهای اقتصادی رو به روست. بدینترتیب، پیامدهای نامطلوب تصمیمات اشتباه انسانها، در سطح خرد و یا سطح کلان(سیاستمداران) ابعاد جهانی پیدا کرده است. اضطراب، همبسته طبیعی هر نوع خطر است. هر نوع تصمیمی در لحظات سرنوشتساز با ترس و دلهره ازپیامدهای آن همراه است. در عصر تجدد، مخاطرات اجتماعی بیش از هر زمان دیگری زندگی ما را به تسخیر خود درآورده است. برخی از مخاطرات، پیامدهای بد و نامطلوبی در زندگی ما دارند. بنابراین یک گرایش تدافعی نسبت به مخاطره حکمفرما شده است، آنچه فرهنگ ایمنی یا فرهنگ امنیت نامیده میشود، مخاطراتی است که همواره به وسیله اصول پیشگیرانه امنیت که بهتر از تاسف است، شکل داده میشود. این حالت عجیب مخاطره با مسئولیت فردی فزاینده در برابر مخاطره شدت می یابد،(کمشال،1391) این درحالی است که از اثرات مثبت برخی از مخاطرات نمیتوان چشم پوشید و اصل احتیاطگرایی و نظارت و خود مراقبتی رفتار در برخورد با این نوع مخاطرات، عاملی بازدارنده در جهت دستیابی به کمال خود و ترقی جامعه محسوب خواهد شد. در این شرایط افراد مخاطرهپذیر میتوانند به توانمندی و شکوفایی جامعه کمک کنند. خودانتقادی و نظارت در برخی حوزهها تقویت کننده است و افراد را در مقابل برخی از مخاطرات حفظ میکند، اما افراد محتاط در هنگام تصمیمگیریهای بزرگ و سرنوشت ساز زندگی که نیاز به برخورداری از اعتماد به نفس بالا، خودباوری و توانمندی دارد، توان خطر کردن ندارند. بنابراین در جهت حفظ موقعیت فعلی گام برمیدارند و فرصتهای پیشرفت را از دست میدهند. عدم توان رویارویی درست و منطقی و مقابله با مخاطرات متاخر سبب شده که همچون گذشته فالبینی، رمالی و اعتقاد به سحر و جادو در جامعه اشاعه یابد. این علوم کاذب، راه را برای دستیابی به معرفت حقیقی میبندند و تلاش و پشتکار، ایمان و صبر جای خود را به سحر و جادو میدهند. بدین ترتیب، در شرایط فعلی جامعه ما نیاز به بازنگری و اصلاح و تغییر دارد. در غیر این صورت، این شرایط نمیتواند جامعه را به سوی پیشرفت، خودکفایی و توسعه هدایت نماید.
دوران جوانى، حساسترین و پرمخاطرهترین دوران زندگى انسان است. دوران جوانی، زمان تصمیمگیری های اساسی است که عموماً تأثیر بسزایی بر تمام ابعاد زندگی فردی بر جای می گذارند. در شرایط پر تحول و تغییرات پرشتاب و پرآشوب جامعه ما و عدم وجود دانش قطعی، اغلب تصمیمات جوانان در فضایی سرشار از آشفتگی و سردرگمی صورت میبندد. در چنین نظامی، سرنوشت و تقدیر نقشی برعهده ندارند و جوانان خود مسئول تصمیمگیریها و پیامدهای ناشی ازآن به شمار می آیند. علیرغم اینکه ما با پدیده تورم جوانی جمعیت رو به رو هستیم، اما با پیچیده شدن حیات اجتماعی، جوانان که مهمترین نقش را در سازندگی و آبادانی این مرز و بوم دارند، به بزرگترین چالش و دغدغه مسئولان و خانوادهها تبدیل گشتهاند. آمارهای رسمی و غیررسمی، وجود مخاطراتی که جوانان امروزی با آن رو به رو هستند، تایید میکند. این تحقیق به منظور ارزیابی انواع مخاطرات زندگی جوانان صورت میگیرد و بهدلیل پیوند مدرنیته با مخاطرات اجتماعی در پی آنیم که دریابیم آیا مولفههای گره خورده با مدرنیته، مانند جهانیشدن، فردی شدن و بحرانهای جهانی، در ایجاد مخاطرات اجتماعی نیز تاثیرگذار هستند؟
پیشینه پژوهش
اصطلاح مخاطره اجتماعی، یکی از اصطلاحات جدید در حوزه جامعهشناسی است. به دلیل تازگی و جدید بودن این اصطلاح، تحقیقات چندانی در این حوزه انجام نشده است. در اینجا به برخی از جدیدترین آنها اشاره میشود.
مهدی امیرکافی در مقالهای با عنوان “بررسی احساس امنیت و عوامل موثر برآن (مطالعه موردی شهر تهران)» در مجله تحقیقات علوم اجتماعی ایران(1387) مخاطره را بهعنوان احتمال حوادث نامطلوب و زیانبار تعریف میکند که با درجاتی از اعتماد، پذیرش مسئولیت و تعهد و یا اشتراک در منافع، تشدید و یا تخفیف مییابد. او به این نتیجه دست مییابد که یک چرخه معیوب میان بینظمی اجتماعی، مخاطره و احساس ناامنی و ترس وجود دارد که میتوانند یکدیگر را تولید و بازتولید نمایند. اما اعتماد به عنوان ابزاری برای مهار مخاطره و مقابله با عدم قطعیتهاست که ازسوی کنشگران به کار گرفته میشود.
میکاییل سیگریست[5] و جورج سودکویچ[6](2000) در مقالهای با عنوان “ادراک مخاطره: با تاکید بر نقش اعتماد اجتماعی و دانش” نشان میدهند که اعتماد اجتماعی به کارشناسان (کسانی که مخاطرات را مدیریت میکنند) به طور قوی با قضاوت درباره مخاطره و سودها همبستگی دارد. بررسی مطالعات حاضر در راستای این پرسش میباشد که برای چه اینها مخاطره هستند؟ فرض مسلمی وجود دارد که افراد درهنگام فقدان دانش درباره مخاطره، ناگزیر هستند به کارشناسان اعتماد کنند که آنان در ادراک سودها و مخاطرات نقش تعیین کننده ای خواهند داشت. از طرف دیگر، هنگامیکه یک فرد درباره مخاطره دانشی دارد، نیازی به اعتماد براقتدار مدیران وکارشناسان ندارد. در 25 زمینه مخاطره آمیز فناوری و فعالیتهای بشری، پیوند قوی بین اعتماد اجتماعی، قضاوت سودها و مخاطرات و عدم آگاهی وجود دارد. هیچ رابطه معناداری بین اعتماد اجتماعی و قضاوت سودها و مخاطرات وآگاهی مردم از مخاطرات یافته نشد. درنتیجه، پیشنهاد میشود عامه مردم غیرمتخصص که درباره مخاطرات دانشی ندارند، درقضاوت سودها و مخاطرات بر اعتماد اجتماعی تکیه کنند.
ادبیات نظری
تا آنجا که به مخاطره مربوط است، زندگی همیشه امری مخاطرهآمیز بوده است. از گذشتههای دور تاکنون، دیدگاههای متفاوتی نسبت به مخاطره وجود داشته است. در این بخش، ما تنها به مخاطرات اجتماعی و فرهنگی میپردازیم.
مخاطرات روانشناختی[7]
در این رویکرد، ادراک افراد از محیط پیرامون و این که تا چه اندازه شرایط را نا مطلوب میبینند، بر ارزیابی کارشناسان و غیرمتخصصان تاثیر میگذارد. رویکرد روانشناختی بر روشهای علمی در شناسایی و محاسبه مخاطره تکیه دارد. با این روش، مخاطرات به شکل آماری قابل محاسبه هستند. واکنش افراد و گروههای اجتماعی نسبت به مخاطرات واقعی که در هر موقعیتی وجود دارند، براساس قضاوتهای شخصی و ذهنی است. مشکل چنین رویکردهایی آن است که تمایل دارند معانی و رفتارهای مرتبط با مخاطره را تا حد ادراک از مخاطره کاهش دهند و ارزیابیها در سطح فردی است. دوگلاس و بک هر دو ضعف ارزیابی مخاطرات فردی شده را در ناکامی آنان در محاسبه و ارزیابی عینیتهای علمی در بستر سیاسی و فرهنگی میدانند.(دنی[8]،12:2005)
مخاطرات فرهنگی[9]
ماری دوگلاس، از برجستهترین چهرههای رویکرد فرهنگی است. او و تعدادی از پیروانش نگاهشان به مخاطره از منظر ساختارگرایی کارکردی است. دوگلاس(1996) خودش را از تفاسیر فردی شده جدا میکند. او اصرار دارد که مخاطره، مفهومی عینی و قابل اندازهگیری نیست، اما دارای ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. مخاطره را باید در متن و بستر اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد.(لاپتن[10]،31:1999)
مخاطرات اجتماعی[11]
شامل رویکردهای پدیدارشناختی[12]، رویکرد حکومتگرایی[13] و رویکرد جامعه مخاطرهآمیز[14]است.
شارحان پدیدارشناختی یا هرمونتیک بررسی می کنند که افراد چگونه جهانشان را بهعنوان یک واقعیت تفسیری و با استفاده از معانی و دانش عرفی تجربه میکنند. آنان با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق در پی فهم تجربه افراد از مخاطره در جریان زندگی روزمره هستند. ادراک ما از مخاطرات جهان پیرامونی بواسطه کنش متقابل اجتماعی شکل میگیرد. در واقع، ادراک ما به طوراجتماعی ساخت مییابد. آنها استدلال میکنند که این رویکرد بر شکلی از تحلیل که همان موقعیتهای بلاواسطه، جایی که کنش اجتماعی اتفاق میافتد، متمرکز است.(همان،27:1999)
نظریه حکومتگرایی، بیان می دارد که دولتها به طور فزایندهای نگران آن اند که انجمنهای مردمی، پایانی بر تثیبت قدرتهای دولتی باشند. دولتها به حاکمیت بر رفتار افراد تمایل دارند. دولت در پیمایش، بررسی و آموزش افراد نقش دارد تا آنها را با هنجارهایی مطابقت دهد. دولتها در رشد و پروش عادت هایی برای هدایت کنش و عمل نقش دارند و تفکر درباره روشهای مخاطره و رفاه (فوکو،1972) بخش جداییناپذیر حکومتگرایی را تشکیل میدهد. بهکارگیری این شیوهها از سوی دولت نوعی همکاری برای حمایت جمعی از مخاطره است.(دنی،34:2005)
چارچوب نظری
عدم توفیق رویکردهای فوق در تحلیل مخاطره کاملا” روشن بود، چرا که در بیشتر موارد نگاهی تک بعدی به مسئله مخاطره داشتند و ابعاد این مسئله را به درستی مورد واکاوی قرار نداده بودند. آنچه مسلم است جامعه مخاطرهآمیز بک و گیدنز، بیش از سایر رویکردها، مخاطرات دوران مدرن را تشریح میکنند. بک و گیدنز تلاش کردند تا با نگاهی تاریخی- انتقادی، مخاطرات جامعه مدرنیته را تبیین و تفسیر کنند که در ادامه به اختصار شرح خواهیم داد.
ما برای توصیف جامعه و شرایط حاضر جهانی، مفهوم “عصر بحرانهای توسعه” را با تاکید بر اصطلاح آلریش بک از جامعه معاصر با عنوان “جامعه مخاطره” یا “جامعه مخاطرهآمیز” به کار میبریم؛ یعنی، ما در عصری هستیم که عمده توجهمان به مخاطرات، مسائل و بحرانها ناشی از توسعه و رشد شتابان است. مخاطره عبارت از احتمال خطر یا اثرات زیانبار در یک عمل یا شیء است. مخاطره، منشا درونی و انسانی دارد، اما منشا خطر بیرونی است. گفته میشود که مخاطره، نتیجه آگاهی و انتخاب است، ولی خطر، تحمیل بدون پیشبینی و آگاهی می باشد. آنتونی گیدنز در تعریف مخاطره، آن را با آگاهی و انتخاب همراه میبیند، اما آلریش بک با ظرافتی تحسینآمیز و کاملا” جامعهشناسانه مخاطره را “پیامد ناخواسته و ناآشنای کنش انسانی” میخواند. از این رو، با بحث انتخاب و آگاهی همراه با مخاطرات عصر جدید چندان موفق نیست.(عنبری،150:1387-151) در این تحقیق، ما برای بررسی مخاطرات اجتماعی هر دو تعریف را مبنای عمل قرار میدهیم.
بوین[15](2003) نشان میدهد که بک دو نوع مخاطره را تعریف میکند. اول، مخاطرات فیزیکی که میتوانند زندگی را نابود کنند و رادیو اکتیو و سموم را شامل میشوند. دوم، مخاطرات اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ازدواج و دوران کودکی که علوم با بازاندیشی در این دو مورد، هم مشکلات را حل و هم تولید می کنند.(دنی،31:2005)
بک استدلال می کند که افراد در جوامع معاصر غربی در دورهای در حال گذار زندگی میکنند که درآن جامعه صنعتی در حال تبدیل به جامعه ای مخاطرهآمیز است. در این دو رهگذار، تولید ثروت، ملازم مخاطرات است؛ مخاطراتی که به منزله پیامد مدرنیزاسیون در حال گسترشاند. بنابراین، مشکل اساسی جوامع غربی تولید و توزیع کالاهایی مانند ثروت و اشتغال در وضعیتهای کمیابی- همچنان که در اوایل مدرنیته وجود داشت و هنوز هم در کشورهای در حال توسعه باقیمانده است-نیست، بلکه ممانعت یا به حداقل رساندن زیانها یا به عبارت دیگر، مخاطرات است. البته جامعه ما تفاوتهای عمدهای با جوامع غربی دارد. اگر برای جوامع غربی، فقر و اشتغال پایین مخاطره تلقی نمیگردد و تنها درصدد کاهش زیانهای ناشی از تولید ثروت به شمار می آیند، در جامعه ما، نبود امکانات، فقر، بیکاری و… برای افراد به ویژه جوانان مخاطراتی را ایجاد کرده است. جامعه ما به دلیل عدم توسعه یافتگی هنوز وارد فاز دومی که بک در رابطه با مخاطرات مدرنیته متاخر مطرح میکند، نشده است. امروزه، مناقشات و درگیریهای مربوط به مخاطره بر عرصههای عمومی و سیاسی و خصوصی در حال سیطره یافتن است. از این رو، افراد ی که در این جوامع زندگی میکنند، آگاهی بیشتری از مخاطره پیدا میکنند و مجبور می شوند که در زمینه های روزمره و عادی با مخاطرات رو به رو شوند: “هرکس به نوعی گرفتار پیکارهای تدافعی گوناگون و در انتظار ظهور نوعی خصومت در شیوه زندگی و تغذیه خود است.”(بک، 1994 : 45 به نقل از رفعت جاه،1389) علی رغم تفاوت در نوع مخاطراتی که جوامع توسعهیافته و درحالتوسعه با آن رو به رو هستند، افراد همه جوامع در زندگی روزمره خود با مخاطرات رو به رو هستند و به دنبال چارهاندیشی برای مقابله و یا کاهش آثار زیانبار آن می باشند.
بک و گیدنز معتقدند که بین مدرنیته اول و دوم فاصلهای وجود دارد. به گفته آنان، مدرنیته اولیه بر پایه جوامع دولت- ملت[16] است؛ جایی که روابط، شبکههای اجتماعی و اجتماعات به طور ضروری در معنای محلهای و منطقهای قابل فهم هستند. الگوهای جمعی زندگی، پیشرفت و کنترلپذیری، اشتغال کامل و استثمار طبیعت از ویژگیهای مدرنیته اولیه است که حالا با پنج فرایند بهم پیوسته تضعیف شدهاست: جهانیشدن، فردیشدن، انقلاب جنسیتی، بیکاری و بحرانهای جهانی. در تئوری واقعی و چالشهای سیاسی مدرنیته دوم، این حقیقت مطرح میشود که جامعه باید به طور همزمان به این چالشها پاسخ دهد.(بک[17]،2:1999) بک در بررسی علل مخاطرات متاخر، فاکتورهایی را مطرح میکند که بنا به بسترهای متفاوت فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و اقتصادی، برخی از این فرایندها قابل تعمیم به جامعه ما نیستند. آنچه مشهود است، جامعه ما نیز تحت تاثیر فرایند جهانیشدن، فردیشدن و بحرانهای جهانی قرار گرفته است. بدین ترتیب، ما از دیدگاه بک موارد فوق را برای تبیین مخاطرات اجتماعی اتخاذ میکنیم. جهانیشدن فرایندی اجتماعی است که باعث میشود هر روز تعداد بیشتری از مردم در شرایطی زندگی کنند که در آن نهادهای جدید و از جا کنده شده، جنبههای اساسی زندگی روزمره را انتظام میبخشند. ویژگی این نهادهای جدید این است که جریانهای بومی را با روابط اجتماعی جهان یپیوند میدهند.(گیدنز،38:1384-37) فردیشدن مورد نظر بک به معنای تجزیه شدن، انزوا، تنهایی یا پایان هر نوع جامعه یا ارتباط نیست. از دیدگاه بک، فرایند آزادبخشی از محدودیتها، تنها رهاکردن افراد درون تلاطم جامعه در معرض مخاطره است. فردیشدن با مخاطرات فردی بیشتری همراه است. فردیشدن به معنی فروپاشی یقین و سنت در جامعه صنعتی و اجبار برای یافتن و ابداع یقینهای جدید برای خود است.(جارویس[18]،27:2007) بحرانهای جهانی مورد نظر او بیانگر آن است که خطرات در گرداب مدرنیته تبدیل به فرهنگ محلی در شکلهای جدید میشوند. مخاطرات غیر قابل کنترل را نمیتوان به عامل و مکان خاصی نسبت دهیم و به سختی در سطح دولت- ملت کنترل میشوند.(بک،42:2002) مخاطرات زیست- محیطی، بحرانهای اقتصادی و تروریسم از جمله مخاطراتی هستند که تمامی جوامع با آنها رو به رو هستند. رخدادهایی از این دست، تمامی جوامع را در هر نقطه از این کره خاکی تهدید میکند و تمامی مردمان از پیامدهای ناگوار این مخاطرات در امان نیستند و در ترس و دلهره به سر میبرند. پس مسئله یا فرض مرکزی پنهان در جامعه مخاطرهآمیز این است که چگونه میتوان مخاطرات در حوزه سیاست، قانون، علم، فناوری، اقتصاد و زندگی روزمره را کنترل کرد، در حالی که غیر قابل کنترل هستند.
برخلاف مخاطرات شخصی که در اوایل صنعتی شدن ایجاد میشد، حد و مرز چنین تهدیدهایی را، نه به لحاظ فضایی و نه زمانی و نه اجتماعی، نمیتوان معین کرد. عظمت و ماهیت جهانی مخاطرات چناناند که تعیین کمیت و ممانعت و اجتناب از آنها روز به روز دشوارتر میشود. مخاطرات معاصر، بیشتر رویدادهایی بیانتها هستند تا وقایعی که فرجام آنها قابل پیش بینی باشد. بک درباره اینکه “سطوح بالاتر و بالاتری از مخاطره ها تبدیل به هنجار می شود” سخن میگوید.(بک، 13:1995به نقل از رفعت جاه،1389) مخاطره، از ازیاد و تکثیر حضور همه جانبه فناوری مشتق شده است. در جوامع مخاطرهآمیز، افراد در انتظار آخرین فناوریهای توسعهیافته هستند تا از این طریق پیامدهای منفی اختراعات قبلی را جبران کنند. به عقیده بک، نهادهای علمی که پیشرفت نمادین دارند، کره زمین را بیشتر به نقطه فاجعه نزدیک کردهاند. از نظر بک، مخاطره و فناوری با هم درارتباط هستند. (دنی،30:2005) مخاطرات در این عصر، در مکان و زمان محبوس نیستند و شکلی جهانی دارند. درنتیجه، مخاطرات این عصر سه خصیصه دارند: محاسبهناپذیر، کنترلناپذیر و جبرانناپذیر. آثار مخرب آنها ممکن است چندین نسل را در بر گیرد، زیرا رشد و پیچدگی دانش در نهایت، مخاطراتی تولید میکند که به دلیل ورود آنها در قلمرو الگوها و فرمولهای علمی، فیزیکی و شیمیایی هر روزه فراتر از درک و فهم انسان میشوند- درصورتیکه در عصر ماقبل مدرن و جامعه صنعتی اولیه، مخاطرات، برتر از فهم آدمی نبودند و به تعبیر خود بک، در معرض درک حواس بودند؛ یعنی، قابل لمس و مشاهده بودند و کمتر در دانش علمی پیچیده جای داشتند. در مدرنیته متاخر، مخاطرات پدیدهای سیاسی، علمی و عمومی (مردمی)شدهاند؛ یعنی، سیاستمداران، متخصصان و عامه مردم به آن فکر میکنند، چون راه حل یگانه، قطعی و علمی برای مقابله با آنها وجود ندارد. (عنبری،1390)