پرسشنامه تاثیر محتوای آموزشی و کیفیت تدریس بر کیفیت مدارس

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی تاثیر محتوای آموزشی و کیفیت تدریس بر کیفیت مدارس (منابع تدوین اهداف، ویژگیهای هدف، منابع تدوین محتوای درسی)

تعداد سوال: 26

تعداد بعد: 3

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه تاثیر محتوای آموزشی و کیفیت تدریس بر کیفیت مدارس

دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی از جمله سازمان­های مهم محسوب می­شوند که نقشی استراتژیک در پیشبرد اهداف کشور دارند. به همین منظور، از دانشگاه­ها انتظار می­رود به تولید دانش پرداخته و به تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز کشور همت گمارند. چراکه، دانشگاه را می­توان مبدأ تحولات در هر کشوری در نظر گرفت؛ به شرطی که دانشگاه، این ظرفیت را در خود ایجاد کرده باشد. با این توصیف، مهم­ترین سرمایه­های هر دانشگاهی اعضای هیئت علمی آن است(طهماسبی، قلی پور و جواهری زاده، 1391) و باید گفت که اعضای هیئت علمی و کیفیت تدریس و آموزش آن­ها بیشترین تأثیر را بر دانشجویان داشته است( فراهانی و فراهانی[1]، 2014). با وجود این، در سال­های اخیر مسئلۀ کیفیت آموزش و تدریس از مباحث مهّم و قابل توجه در نظام های آموزشی دیده شده است و نگاه به تحولات نظام آموزش عالی کشور در دو دهه گذشته از نظر جمعیّت دانشجویان حاکی از رشد کمّی و عدم توجه کافی به کیفیت دانشگاه­ها و بهبود ارتقای آن بوده است. بنابراین، بهبود و ارتقای کیفیت آموزش و تدریس در دانشگاه­ها مستلزم سازوکارهای مناسب است.

از جمله دانشگاه­هایی که امروز نیاز به تحول ویژه در زمینۀ کیفیت داشته و دارد، دانشگاه فرهنگیان بوده است. دانشگاه فرهنگیان در سال­های اخیر با مسائل و چالش­هایی مانند انتظارات مردم از معلم با کیفیت، مسئله زیرساختی، نیاز به اعضای هیأت علمی، بودجه و… روبرو بوده که نیاز به تغییر و بهبود کیفیت آن به­ویژه در حوزۀ تدریس و آموزش به خوبی احساس می­شود. این درحالی است که در سایر مؤسسات آموزش عالی نیز دانشجویان و دانش­آموختگان همواره از کیفیت پایین فرایندهای تدریس، ناتوانی آموزش در جهت یادگیری مستقل و فعالانه و عدم مشارکت در فرایند یادگیری ناراضی بوده­اند. با وجود این، یک نظام آموزش عالی زمانی با کیفیت شناخته می­شود که بدون هر گونه کاستی باشد، چرا که این کاستی­ها در یک نظام به منزلۀ نواقص و عیوب آن است و نتیجه مطلوب به عنوان برونداد یا پیامد از آن نظام حاصل نخواهد شد(طبرسا، حسنوند مفرد و عارف نژاد، 1391). در دانشگاه­های کشور ما همانند اغلب کشورهای جهان توصیه می­شود در ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی دانشگاه­ها، هم کارکرد تدریس و تحقیق، باهم مورد توجه قرار گیرد و بدین منظور تأکید می­شود، فعالیت­های دانشگاهی به گونه­ای سازمان یابند که ارتباط نزدیکی بین تدریس و تحقیق برقرار شود و اعضای هیئت علمی، هم معلم و هم محقق باشند و هر دو فعالیت را به طور همزمان و در راستای تکمیل همدیگر پیش ببرند، با این وجود در عمل اهمیتی که به تدریس داده می­شود، بسیار کمتر از پژوهش بوده است(مهرمحمدی، 1392). برای مثال، بر اساس آیین­نامه استخدام و ارتقای اعضای هیئت علمی دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی، حداقل و حداکثر امتیاز برای ارتقای مرتبه اعضای هیئت علمی در زمینۀ آموزش 40 امتیاز از 100 امتیاز در نظر گرفته شده است. از این مقدار، تنها 20 امتیاز آن مربوط به کیفیت تدریس و بقیۀ مربوط به کمیّت تدریس است. اعضای هیئت علمی، مربی، استادیار و دانشیار، به ترتیب تنها با کسب حداقل 14 تا 16 امتیاز در زمینه کیفیت تدریس، می­توانند به مراتب بالا ارتقاء یابند( معروفی، کیامنش، مهرمحمدی و علی عسکری، 1386).

در واقع، دانشگاه فرهنگیان به عنوان سیستمی که شامل استادان، دانشجومعلمان، کارکنان و دارای فرآیندهای گوناگون و پیچیده و دارای وابستگی­های متقابل با محیطش می­باشد، با ذی­نفعانی(دانش­آموزان) که دارای نیازهای گوناگونی هستند ارتباط دارد، و برآورده کردن نیازها و تقاضاهای آن­ها نیازمند داشتن استادان با کیفیت و شایسته و فرآیندهای با کیفیت است. یکی از فرایندهایی که بر اساس نیاز دانشجومعلمان بوده و نشان­دهندۀ شایستگی استادان می­باشد، فرایند تدریس آن­ها است. بنابراین کیفیت تدریس می­تواند به­عنوان یکی از عوامل مهم برای پاسخ به نیازهای دانشجو معلمان در نظر گرفته شود و با این حال عاملی برای سنجش شایستگی استادان باشد( شهیدی، جعفری، قورچیان و بهبودیان، 1392). چراکه، پژوهشگران متعددی نیز معتقدند که یکی از مشکلات اصلی دانشگاه­ها، بی­توجهی به تدریس و کیفیت آن در مقابل فعالیت­های پژوهشی است(حمیتی، رکا و ایمری[2]، 2015؛ قنجی، خوشنودی­فر، حسینی و مظلوم­زاده[3]،2015؛ دوریسوا، کوچارگیگورا و توکارچیگوا[4]، 2015). برای مثال اوسمی و رادید[5](2015) در پژوهش خود که مبنی بر قضاوت دانشجویان از کیفیت تدریس بود، نشان دادند که استادان علاقه کافی برای انگیزه دادن به دانشجویان خود را ندارند و مسئله رقابت بین دانشجویان را نادیده گرفته­اند. در واقع می­توان گفت کیفیت آموزش عالی امری پویا و دارای ابعاد متعددی بوده است که دائماً تغییر می­کند. همین پویایی و تغییرپذیری کیفیت باعث می­شود که برنامه­ریزان آموزشی برای بهبود دائمی آن بکوشند. چرا که، کیفیت در آموزش عالی به عامل رقابت و برتری نظام­های دانشگاهی در عرصه جهانی آموزش عالی تبدیل شده است. با وجود کمبودها و کاستی­های فرآیند آموزش و برنامه­های اجرا شده در هر مؤسسه آموزشی، بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و تدریس از مسائل حساس و مهمی تلقی می­گردد که نیاز به پژوهش و بررسی عمیق را طلب می­کند.

پژوهش درباره کیفیت تدریس در دانشگاه­ها از جمله مهم­ترین مسائلی است که از یک سو بازخورد مناسب برای تجزیه و تحلیل مسائل آموزشی، تصمیم­گیری­های اساسی و برنامه­ریزی­های راهبردی در اختیار مسئولان و دست­اندرکاران آموزش عالی قرار می­دهد و از سوی دیگر، اساتید با آگاهی از کیفیت عملکرد خود در جریان تدریس قادر خواهند بود به اصلاح شیوه­ها و روش­های آموزشی و در نتیجه، افزایش کیفیت تدریس خود بپردازند. با این حساسیت، ارزیابی و بهبود مستمر کیفیت تدریس و یادگیری در آموزش عالی که طی دهه­های اخیر از سوی دانشگاه­ها در سراسر جهان مورد توجه ویژه­ای قرار گرفته است. امروز، بسیاری از دانشگاه­ها به ایجاد سیستم های تضمین کیفیت مبادرت ورزیده اند(شعبانی ورکی و قلی زاده، 1385)، دانشگاه فرهنگیان نیز در این بین، تنها دانشگاهی است که معاونت جداگانه­ای در این امر مهم دارد. بنابراین، ارزیابی آموزش و تدریس اساتید در دانشگاه باعث خواهد شد تا آن­ها با توجه به بازخوردی که از ارزیابی به دست می­آورند، فعالیت تدریس خود را بر حسب توانایی­ها و مهارت­های مورد نیاز دانشجویان تصحیح کنند( دوریسوا و همکاران، 2015) و این امر به بهبود کیفیت یاددهی و یادگیری دانشگاهی که از محوری­ترین ارزش­های نهادهای دانشگاهی و آموزش عالی است منجر خواهد شد و آن­چه که در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی به عنوان یک سیاست مهم در جهت ارتقای کیفیت آموزش و تدریس مورد توجه قرار گرفته است، ارزشیابی آموزش و تدریس استادان پراهمیت دانسته شده است(زابلی، مالمون و حسنی، 1393؛ بانشی و همکاران، 1392؛ بریمانی، صالحی و صادقی، 1390) که محقق با توجه به ضرورت امر، به بررسی عوامل موثر بر کیفیت آموزش و تدریس در دانشگاه فرهنگیان گام نهاده، تا چالش های موجود را مورد کاوش جدی قرار داده و نتایج آن را در جهت بهبود و تضمین کیفیت در دانشگاه فرهنگیان قرار دهد.

با اینکه درباره کیفیّت آموزشی و تدریس و اهمیّت آن بحث­های زیادی مطرح بوده و هست، ولی هنوز مفهوم آن تا اندازه ای در حجاب ابهام بوده و میان صاحب­نظران مسایل آموزشی، اجتماعی و اقتصادی، در این خصوص توافق قابل ملاحظه­ای حاصل نشده است. این ابهام و عدم توافق، ناشی از آن است که هر یک از صاحب­نظران کیفیّت را بر حسب اهدافی که از نظام­های آموزشی انتظار دارند تعبیر می­کنند و چون در میان آن­ها بر سر این اهداف اتفاق­نظر وجود ندارد تعابیری هم که از کیفیّت ارائه می­دهند یکسان نبوده و بر امور متفاوتی اشاره می­گردد. با این وجود، اقتصاددانان کیفیت آموزشی را از نقطه نظر باز دهی وکارایی اقتصادی مطرح می­کنند و معتقدند که کیفیت هنگامی از سطح بالایی برخوردار است که فارغ التحصیلان مراکز آموزشی، به­ویژه مراکز آموزشی عالی جذب بازار کار شده و نیازهای اقتصادی جامعه به نیروی انسانی را برآورده سازند. رهبران عقیدتی و سیاسی جامعه نیز این مسأله را بر اساس انتظاراتی که خود از مراکز آموزشی دارند مطرح می­کنند(پاک­سرشت، 1376) و سایر متخصصان نیز کیفیت را به لحاظ مسائل سازمانی خاص مدنظر قرار داده­اند.

کیفیت معادل کلمه لاتین «quality» و به معنای چگونگی است. و به لحاظ اصطلاحی می­توان انجام دادن کارها به روش درست و مستمر در سازمان تعریف کرد. انجام دادن کار درست و به طور پیوسته، در صورت تأمین نیازها و خواسته­های متقاضیان و مصرف­کنندگان ممکن است(تنعمی، 1391). اما باید گفت که خدمات آموزشی، به­ویژه خدماتی که از طریق دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه می­شوند، نقشی مهم در بهبود توسعه جوامع دارند. بنابراین توجه به ارتقاء کیفیت خدمات آموزشی و پژوهشی به طور مستمر، مسئله­ای ضروری به نظر می­رسد(نورالنساء، سقایی، شادالویی و صمیمی، 1387). با وجود همه اختلاف­نظرها دربارۀ مفهوم کیفیت نقطه اشتراک مهمی بین آن­ها وجود دارد که آن «هدف­گرایی» است؛ زیرا «هدف» ملاکی است که کیفیت بر اساس آن سنجیده می­شود و گفتگو دربارۀ کیفیت بدون در نظر گرفتن هدف، مفهومی نخواهد داشت. با در نظر گرفتن هدف در مسأله کیفیت و با علم به این­که نظام­های آموزشی اهداف خود را از طریق آموزش فراگیران عملی می­سازند، به مفهوم کلی از کیفیت آموزش می­رسیم.

کیفیت آموزش عبارتست از انجام تغییرات مورد نظر به­صورت مطلوب و موفقیت­آمیز در فراگیران. در این تعریف تغییرات مورد نظر می­تواند در برگیرنده­ی انتظارات و اهداف متعدد و گوناگونی باشد که صاحبنظران از نظام آموزشی دارند. اهداف برنامه­ریزان از مطرح­کردن مسالۀ کیفیّت آگاهی از میزان موفقیت نظام­های آموزشی در راه عملی ساختن اهداف، شناسایی و رفع موانع و مشکلات احتمالی که بر سر راه آن­ها وجود دارد و سرانجام یافتن راه­هایی است که منجر به تحقق هر چه بیشتر و بهتر اهداف آن­ا گردد(سیلوسترو[6]، 2001). تحقق هدف­های آموزش وپرورش مستلزم وجود نظام­های رفتاری گوناگونی است(نیکنامی، 1386) که این نظام­های رفتاری می­توانند در برگیرنده عناصر و عوامل مؤثر برکیفیت آموزش و تدریس استادان باشند و این امر، محققان بسیاری را بر ارزیابی کیفیت تدریس در نظام­های آموزشی گوناگون برانگیخته است که دانشگاه فرهنگیان در این خصوص گامی فراتر نهاده؛ و با هدف تربیت دانشجو- معلم نیازمند توجه به ارزیابی کیفیت آموزش و تدریس در دانشگاه بوده است.

با توجه به ملاحظات بالا، پژوهشی که بتوان عیناً در این زمینه به آن استناد کرد یافت نشد بنابراین پژوهش ذیل درصدد هستند تا چارچوب و خلاء موجود را برای محققان مشهود سازند که در زیر به تک تک آنها اشاره می گردد:

مصلح و خسروی(1394) در مقاله ای به بررسی روش های ارزیابی کیفیت تدریس اساتید دانشگاهی از طریق دانشجویان پرداخته اند که نتایج کار آنها حاکی از آنست که دید نسبتاً جامعی نسبت به آسیب های روش های کنونی ارزیابی کیفیت تدریس اساتید در کشور وجود دارد. نتایج فراتحلیل آنها نشان داد ارزیابی کیفیت تدریس از طریق دانشجویان از ضعف ها و آسیب های جدی رنج می برد که می بایست مورد بازنگری قرار گیرد.

غنچی، حسینی و حجازی (1391) در پژوهش خود با عنوان شناسایی و رتبه­بندی مولفه­های تبیین­کننده کیفیت تدریس از دیدگاه اساتید پردیس­های کشاورزی دانشگاه تهران به این نتیجه دست یافتند که سن، مرتبه علمی، سابقه تدریس رابطه مثبت و معنی­داری با کیفیت تدریس اساتید دارد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد عواملی چون طرح درس، مهارت­های تدریس، مهارت­های ارتباطی، مهارت تخصص در محتوای درس و ویژگی­های فردی- حرفه ای حدود 74 درصد کل واریانس مولفه­های کیفیت تدریس استادان را مشخص می­کند.

در پژوهشی دیگر ترک­زاده و محترم(1391) در مقاله­ای با رویکردی سیستمی و از منظری فرایندی- تعاملی به تبیین مراحل و اجزای تدریس در آموزش عالی پرداخته­اند و پس از آن نیز با رویکردی تحلیلی به شناسایی و دسته­بندی مشکلات و موانع قابل بروز در مسیر تحقق کیفیت و اثربخشی تدریس در دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی در مراحل پیش، حین و پس از تدریس پرداخته­اند که خروجی این کار به دلیل ارائه تصویری از موانع و مشکلات موجود در مسیر تحقق کیفیت و اثربخشی تدریس در دانشگاه­ها، هم می­تواند گامی مهم در جهت تصمیم­سازی و تصمیم­گیری در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی برای پیشگیری یا رفع اینگونه مشکلات به شمار آید و هم می­تواند موجب بهبود کیفیت تصمیم و افزایش احتمال اثربخشی تدریس در آموزش عالی شود.

هم­چنین مطلبی­فرد، نوه­ابراهیم و محسن­زاده(1390) در بررسی نشانگرهای حرفه­ای و اخلاقی در آموزش و تدریس از نقطه­نظر دانشجویان کارشناسی ارشد، هشت مؤلفه اساسی؛ کارآمدی در آموزش، کارآمدی در ارائه محتوا، تعامل حرفه­ای، توجه به رشد همه­جانبه دانشجویان، احترام به همکاران، فضای بحثی مناسب در کلاس، احترام به کلاس و در نهایت ارزشیابی مناسب مورد شناسایی قرار داده­اند.

در دیگر مطالعات، دوریسوا و همکاران(2015) با بررسی و ارزیابی تدریس در آموزش عالی به این نتیجه دست یافتند که ارزیابی یک وسیله اثربخش آمادگی دانشجویان برای آینده شغلی و شکل­گیری شخصیت دانشجویان می­باشد و یک ارتباط قوی بین ارزیابی تدریس در آموزش علی و کیفیت آموزش عالی را مورد شناسایی قرار داده­اند.

 در مطالعه­ای دیگر نیز، حمیتی و همکاران(2014) با بررسی نقش کامپیوتر در بهبود کیفیت تدریس و فرآیندهای آموزشی در دانشگاه به این نتیجه دست یافتند که پژوهش، ارائه، ارتباطات، همکاری، حل مسئله، چالش ها و خلاقیت تحت تاثیر کامپیوتر و تکنولوژی­های رایج قرار گرفتند و نقش مهمی در کیفیت تدریس روزانه دارد. بنابراین از نظر آن­ها مهم است که فناوری را در فرایند آموزش و تدریس ادغام بکنیم.

هم­چنین هباکووا [7](2015) در پژوهش خود با عنوان عوامل موثر بر کیفیت تدریس زبان خارجی به این نتیجه دست یافتند که استفاده از فناوری اطلاعات، تخصص معلمان، مهارت­های تدریس معلمان، محتوای برنامه درسی و تعداد دانشجویان بر کیفیت تدریس اساتید تاثیرگذار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.