پرسشنامه مزاحمت های خیابانی برای دختران

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان مواجهه دختران با مزاحمت های خیابانی

تعداد سوال: 17

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه مزاحمت های خیابانی برای دختران

ایجاد مزاحمت برای زنان و دختران خود شکل آشکاری از خشونت است؛ خشونتی که قدمتی به درازای تاریخ بشر دارد و در تمام ملل و دوران ها وجود داشته است و تنها مربوط به دوران مدرن و صنعتی شدن جوامع نمی شود. امروزه در شهرهای توسعه یافته و پیشرفته با اشکال و ابعاد جدیدی از مزاحمت برای زنان مواجه ایم؛ از جمله: مزاحمت در فضای مجازی، مزاحمت های کلامی و فیزیکی در اماکن عمومی مانند متلک پرانی های جنسی، نگاه خیره شهوانی، لمس لحظه ای بدن و غیره.

مزاحمت های اعمال شده علیه زنان چه در اماکن عمومی و چه درون خانواده بیشتر برای کنترل زنان و نشان دادن قدرت است و عاملان آن درصدد تحکیم جایگاه برتر خود نسبت به زنان در جامعه و خانواده اند. این مزاحمت ها دارای عواقب منفی بسیاری از جمله آسیب های جسمی، روحی و روانی بر روی زنان هستند که جنبه روحی و روانی آن بسیار پایدارتر و تاثیرگذارتراست.

به علاوه، وجود این نوع از مزاحمت ها که خود مصداق بارز خشونت به حساب می آیند سبب ایجاد ترس و دلهره در زنان شده و مانع از حضور موثر آن ها در جامعه می شود و در نتیجه عدم پیشرفت و شکوفایی زنان و بازدارنده ای قوی در راه رسیدن به اهداف شان به شمار می آید. اگرچه این گونه مزاحمت های جنسی از دید قانون جرم تلقی گردیده و برای آن ها مجازات در نظر گرفته شده است، اما آن چنان شیوع داشته و به صورت لایه های پنهان خشونت در سطح جامعه رسوخ کرده اند که با حضور روزمره زنان در جامعه عجین شده و پرهیز از آن ها اجتناب ناپذیر می باشد (هاشمیان فر و همکاران، 1393: 112).

با صنعتی شدن جوامع زنان از آزادی عمل بیشتری برخوردار شدند، اما بسیاری از مسائل و مشکلات مربوط به فرهنگ و حضور آنان در جامعه حل نشده باقی مانده است. از جمله می توان به مزاحمت های خیابانی اشاره کرد که تنها به جوامع در حال توسعه یا جهان سوم محدود نمی شود، بلکه تمام زنان در سرتاسر جهان با آن مواجه هستند و فقط شکل و شدت وقوع آن در کشورهای مختلف متفاوت است و از این حیث مسئله ای جهان شمول تلقی می شود. در پژوهشی که پیرامون سلامت زنان در سطح ملی در کشور فنلاند انجام شده بود،  6/19 درصد از زنان مزاحمت های خیابانی را به شکل های مختلف در طول سال تجربه کرده بودند. همچنین براساس پیمایش ملی خشونت علیه زنان،3/8 درصد زنان فرانسوی و 15 درصد زنان پاریسی خشونت در محل کار و دیگر اماکن عمومی را در یک سال گذشته گزارش نمودند. در تحقیق دیگری در مورد زنان 14 تا 59 سال در ایتالیا، 4/24 درصد آنان اشکال مختلف خشونت را طی سال گذشته تجربه کرده بودند. پژوهش دیگری در ژاپن حاکی از آن است که نزدیک به دو سوم زنان 20 تا 30 ساله هنگام استفاده از متروها و قطارهای توکیو مورد لمس بدنی قرار گرفته اند و دچار ترس، تحقیر و آسیب های روحی به علت لمس شدن توسط مردان شده اند. به علاوه در بنگلادش نیز دختران 10 تا 18 ساله با آماری بیش از 90 درصد گزارش داده اند که مورد آزار و اذیت مردان قرار گرفته اند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در گزارش های مختلف از جمله صادقی فسایی (1385)، حیدری چروده (1389)، ایمان و همکاران (1390) و لهسایی زاده و یوسفی نژاد (2012) وجود این نوع از مزاحمت را اذعان کرده اند (ریاحی و لطفی خاچکی، 1395: 70- 71).

بدین ترتیب زنان از این حیث، تجربیاتی کاملا متفاوت از مردان را از سر می گذرانند؛ تجربیاتی که به زن بودن و زنانگی مربوط است و با دنیای مردانی که خود سبب ساز این تفاوت های خشن، نابرابر و تبعیض آمیز هستند، ناهمگونی های بسیار دارد. از جمله این تجربیات می توان به نگاه های خیره و آزار دهنده مردان، فرو دستی زنان نسبت به مردان، ترس و دلهره از بودن در کنار مردان، یکسویگی فضاهای شهری، سرکوب گری زنان و ناتوانی در ابراز خود، ترس از تعدی و تجاوز و غیره اشاره کرد. تجربیاتی که تقریبا در میان همه زنان دارای شکلی مشابه و ابعادی نزدیک به هم است و همین مسئله ناامنی در فضاهای شهری را امری غیرشخصی و مشترک کرده است (ذکایی، 1393: 142و 162 و محمدی و همکاران، 1395: 9).

تحقیقات انجام شده در داخل کشور نشان می دهد که امنیت کلان شهرها بیش از امنیت شهرهای کوچک و کم جمعیت در خطر است و زنان در شهرهای بزرگ با عدم امنیت بیشتری رو به رو هستند. گسترش نفوس انسانی، هجوم افراد از روستا به شهر، عدم شناخت و ناآشنا بودن افراد با یکدیگر، عدم کنترل پذیری بالای افراد توسط ارگان های مربوطه، تغییر سبک و شیوه زندگی، پیچیده شدن روابط انسانی و غیره همگی از جمله مولفه های تاثیر گذار در کاهش و از بین بردن امنیت فضاهای شهری هستند که خود سبب آسیب پذیری زنان در مقابل افراد مهاجم می شود. زمانی که زنان از محیطی سالم و امن جهت استفاده برخوردار نباشند، نه تنها دچار آسیب می شوند، بلکه تنش و مشکلات ناشی از آن به خانواده و جامعه نیز منتقل شده و دامن گیر بقیه هم خواهد شد (گلی،1390: 144- 145). به رغم بروز مزاحمت های خیابانی علیه زنان در شهرها به ویژه کلان شهرها، قربانیان به دلایل متعددی از امکان شکایت و احقاق حق برخوردار نیستند و اغلب با سکوت خود با مشکلات روحی و روانی فراوان دست و پنجه نرم می کنند. از سوی دیگر، به دلیل تابو بودن این موضوع توجه جدی از سوی پژوهشگران به این مسئله پنهان اجتماعی معطوف نشده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است:

دختران جوان دارای سابقه مزاحمت توسط مردان در اماکن عمومی چه تجربه ای در این زمینه دارند و با چه پیامدهایی مواجه هستند؟

به این منظور پژوهش حاضر به دنبال واکاوی تجربه این زنان از مزاحمت های خیابانی جهت ارائه راهکارهای کاربردی برای کاهش این آسیب اجتماعی پنهان است.

اس. روزنبوم و همکاران1 در سال 2020 طی پژوهشی با عنوان «تاثیر مزاحمت های خیابانی بر تجارب زنان جوان استفاده کننده از خدمات عمومی» مزاحمت های خیابانی را توصیف تعاملات ناخواسته در اماکن عمومی بین غریبه ها یا مشتری ها تعریف کردند که اغلب به واسطه جنسیت فرد، گرایش های جنسی یا رفتار جنسی فرد برانگیخته می شود. امروزه، فروشندگان از وقوع مزاحمت های خیابانی در ابعاد کوچک و حوزه خدمات به مشتری از جمله در سالن های تاتر، فروشگاه های عمومی، مناطق تفریحی و پاساژهای خرید چشم پوشی می کنند. در این تحقیق از 131 زن که مورد آزار قرار گرفته بودند، حدود 64 درصد از حضور در خیابان پس از تاریکی،43 درصد از پوشیدن شکل خاصی از لباس و 28 درصد از بیرون رفتن به تنهایی اجتناب می کردند. همچنین، 28 درصد در مینی اتوبوس ها، 27 درصد در اتوبوس ها، 22 درصد در پارک ها و 17 درصد در رستوران ها مورد آزار قرار گرفته بودند. این مقاله شامل نتایج تجربی، مدیریتی و جامعه شناختی هم بود و سیاست های عمومی رسمی را جهت به رسمیت شناختن مزاحمت های خیابانی به عنوان یک بزه مجرمانه تشویق می کرد.

دلکرکو و کریستنسن2[3] در سال 2019 تحقیقی با عنوان «تاثیرات مزاحمت های خیابانی بر استرس، افسردگی و کیفیت خواب زنان دانشجو» انجام دادند. هدف از انجام این تحقیق، در نظر گرفتن مزاحمت های خیابانی به عنوان موضوع سلامت عمومی مشابه مزاحمت های جنسی و پیامدهای منفی حاصل از آن بود. جامعه آماری این تحقیق شامل 252 دانشجوی دختر دوره لیسانس دانشگاه آمریکای شمال شرقی بود. براساس یافته های حاصل از این پژوهش، زنان قربانی آزارهای خیابانی به صورت معناداری در معرض استرس و افسردگی قرار داشتند و  این مسئله از تاثیری منفی بر روی کیفیت خواب این زنان برخوردار بود. همچنین تحلیل یافته های این تحقیق نشان داد که هر دو عامل استرس و افسردگی با مزاحمت های خیابانی و کیفیت خواب در ارتباط هستند.

لوسیا ترزا سانچز-دیاز[4] در سال 2018 طی پژوهشی با عنوان «مفهوم آزار خیابانی و رابطه آن با خود شیء انگاری زنان”، با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی پیرامون 46 زن دومینیکی که در یک دانشگاه غیر دولتی در سنتو دومینیکو شاغل بودند، اطلاعات گردآوری کردند. یافته ها نشان داد که پذیرش مزاحمت های جنسی ارتباط معناداری کمی با خود شیء انگاری زنان دارد و در مقابل، از ارتباط معنادار زیادی با اسطوره پذیرش خشونت خانگی برخوردار است. همچنین پذیرش پایین مزاحمت های خیابانی با سطوح بالایی از تحصیلات و وضعیت اجتماعی در ارتباط است. بعلاوه، میزان تلاش بیشتر در راستای عدم وقوع مزاحمت های خیابانی با سطوح پایینی از خود شیء پنداری زنان در ارتباط است.

جهانی دولت آباد در سال 1398 تحقیقی را با عنوان «واکاوی پدیده مزاحمت های خیابانی فیزیکی با رویکرد مردم نگاری» با روش تحلیل محتوای کیفی انجام دادند. جامعه آماری این تحقیق را 45 نفر از قربانیان، عاملان و شاهدان مزاحمت های خیابانی فیزیکی تشکیل می دادند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش عاملان مزاحمت های فیزیکی در 2 تیپ “فرصت طلب ها” و “پوست کلفت ها” و قربانیان در 5 تیپ “معترض پرخاشگر”، “معترض محترم”، “معترض محافظه کار”، “معترض منفعل” و “قربانی بی اعتنا” دسته بندی می شدند. عاملان مزاحمت های جنسی در طی این فرآیند به عرصه ای از کنش های متقابل وارد می شوند که در آن “کنش های جنسی” و “رفتارهای جنسیتی” آن ها در اماکن عمومی پاسخ هایی را از طیف “برخورد آشکار”، “برخورد ضمنی”، “فرار از موقعیت”، “انفعال” و “بی اعتنایی” شامل می شود. همچنین در این تحقیق تجارب مشترک زنان آن ها را از این نظر بهم پیوند می داد.

اکبری و میرمحمد تبار در سال 1396 پژوهشی را با عنوان «احساس ناامنی زنان در فضاهای شهری در شهر مشهد»  با روش پیمایشی انجام دادند. جامعه آماری این پژوهش را زنان بالای 15 سال تشکیل می دادند که در مناطق 13 گانه شهر مشهد ساکن بودند. بنا بر یافته ها، 5/42 درصد در حد کم، 24 درصد در حد متوسط و 5/33 درصد در حد زیاد احساس ناامنی و ترس داشتند. همچنین یافته های حاصل از این تحقیق نشان می دهند که مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار در احساس ناامنی زنان در فضاهای عمومی به ترتیب مربوط به وقوع رفتارهای نابهنجار در محله، وجود فضاهای شهری ناامن در محله، مورد خشونت واقع شدن در محله، پوشش نامناسب زن، موقعیت محل زندگی (حاشیه شهر)، وجود فضاهای جرم غیرشهری در محله و وضعیت روشنایی معابر و کوچه های محله بودند.

سقایی و همکاران در سال 1396 پژوهشی را با عنوان «تحلیلی بر تاثیر فضاهای شهری بر امنیت اجتماعی زنان (مطالعه موردی: شاهین شهر)» با روش توصیفی- پیمایشی انجام دادند. جامعه آماری این تحقیق زنان شاهین شهر با جمعیت 87321 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفری حاصل شد. براساس نتایج حاصل از این تحقیق شاخص کالبدی و رفتاری با داشتن 97 درصد بیشترین میزان تاثیر را در احساس امنیت زنان داشتند.

بررسی مطالعات انجام شده نشان می دهد که مزاحمت های خیابانی به عنوان یک معضل اجتماعی موجب بروز پیامدهای بسیاری برای زنان مورد آزار قرار گرفته می شوند؛ از جمله: اضطراب، افسردگی، دلهره، ترس، بدبینی نسبت به جنس مخالف و غیره که همگی بر حضور کارآمد و موثر زنان در جامعه تاثیرات منفی بر جای می گذارند. اغلب پژوهش های داخلی با روش کمی و پیمایشی انجام شده، در حالی که فهم عمیق تجارب خشونت دیدگان نیازمند انجام پژوهش کیفی است. از این رو، مطالعه حاضر با بهره گیری از روش کیفی به دنبال واکاوی تجارب مشارکت کنندگان است.

چهارچوب مفهومی پژوهش

از نظر فمینیست ها، مزاحمت های جنسی در عرصه عمومی یکی از مصادیق بارز خشونت علیه زنان محسوب می شود که از این طریق با ایجاد ترس و دلهره در وجود زنان آن ها را از حضوری ایمن در اماکن عمومی محروم می کند و باعث کمرنگ شدن میزان فعالیت های زنان در ساعات و مکان های مشخصی می شود. در واقع،  آن ها را به حوزه خصوصی که در تعریف هنجارها و کلیشه های موجود برای حضور زنان در نظر گرفته اند، به عقب و در پستوی خانه می رانند. مزاحمت های خیابانی از نوع جنسی موجب سلب امنیت و آرامش زنان می شود و پیامدهای متعدد روحی- روانی، جسمانی و غیره را برای زنان به وجود می آورد. در کنار کمرنگ شدن احساس امنیت زنان در عرصه های عمومی، مشارکت اجتماعی زنان نیز کاهش پیدا خواهد کرد و در نوع نگاه زنان به جنس مخالف نیز تاثیر به سزایی می گذارد. زنی که دچار آزار جنسی در عرصه عمومی بشود، به تدریج دچار بی اعتمادی عمیق نسبت به جنس مخالف می گردد و این خود در میزان کیفیت روابط بین دو جنس تاثیرات منفی بسیاری به جای می گذارد. به علاوه موجب بهم ریختگی و آشفتگی در روابط اجتماعی و بین فردی افراد می شود، به ویژه اگر مزاحمت های جنسی در اماکن عمومی در سنین پایین برای دختران رخ دهد، در روند جامعه پذیری آنان تاثیرات منفی بسیاری را برجای می گذارد.

براساس نظریه کلیشه ها، مزاحمت عمومی در عرصه عمومی جامعه زمانی رخ می دهد که زنان پا را از مرزهای تجویزی تعیین شده فراتر بگذارند و خارج از چارچوب کلیشه های توصیفی تعیین شده رفتار کنند؛ به عبارت دیگر، از قلمرو توصیفی خود یعنی حوزه خصوصی خارج و وارد عرصه عمومی که برای مردان قلمرویی بلامنازع است شوند. در نتیجه مردان براساس کلیشه های تجویزی موجود در ذهن خود برای زنان ایجاد مزاحمت می کنند و از این طریق به زنان یادآور می شوند که به قلمرو خود یعنی حوزه خصوصی بازگردنند که این خود بازتولید تفوق مردانه و انفعال زنانه است (صفاریان و همکاران، 1395: 228).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.